جوان در اندیشه استاد مطهری تاریخ : پنجشنبه، 7 خرداد ماه ، 1388
موضوع : مطالب کاربران سايت


 

کاربر محترم سایت: azimi1 مقاله زیر را تهیه و ارسال نموده اند؛ از ایشان صمیمانه تشکر نموده از سایر عزیزان دعوت می کنیم مقاله ایشان را با نظرات خود ارزیابی نمایند:

 

تقديم به معلم شهيد استاد بزرگوارمرتضي مطهري

مقدمه

 استاد شهيد مطهري در 13 بهمن ماه 1298 هجري شمسي در شهرستان فريمان واقع در 75 كيلومتري شهر مقدس مشهد در يك خانواده اصيل و روحاني چشم به جهان گشود. پس از طي دوران طفوليت به مكتبخانه رفت و به فرا گرفتن دروس ابتدايي پرداخت. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد رفت و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي پرداخت ودر محضر حضرت آيت الله بروجردي (فقه و اصول) و حضرت امام خميني (به مدت 12 سال فلسفه ملاصدرا، عرفان، اخلاق واصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبايي (فلسفه، الهيات، شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. وي قيام 15 خرداد را سازمان دهي نمود و فعاليت هاي مهمي در پيروزي انقلاب اسلامي داشت وي در سال 1358 بدست گروه فرقان به مقام رفيع شهادت رسيد.

در سير انديشه هاي شهيد مطهري مي توان وي را از معدود فلاسفه ي بزرگ اسلامي دانست كه به گونه اي نظام مند در باب انديشه و ابعاد مختلف فلسفي، اجتماعي، متدولوژيك (روش شناخت) ديني، فرهنگي و سياسي آثار بنيادي از خود باقي گذاشته است كه براي آيندگان نيز هم چنان راه گشاي دوست داران مباحث فلسفي جهان اسلام خواهد بود..

 موضوع مقاله ارتباطات با جوانان از ديدگاه شهيد مطهري مي باشد. در اين مقاله مقولات جواني چه دوره اي است، اهميت دوره جواني، جواني و آموزه هاي قرآني،جوانان و دوران بلوغ،رهبري نسل جوان،آمادگي بيشتر براي تربيت در نسل جواني، طغيان و عصيان جوانان پرداخته مي شود.

•        جوانی: دوره ای سرشار از انرژی

 مراحل حیات بشر را از لحظه تكوین جنین تا ولادت و سپس تا مرگ به 8مرحله تقسیم كرده اند كه عبارت اند از: دوران جنینی، مرحله كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی، پیری، و كهولت.

 «جوانی» تعبیر و نام مرحله ای از عمر است كه مرز سنی 18تا 26و به عقیده بعضی تا سن 28 را شامل می شود، اگرچه در بیان عامه اصطلاح جوانی افرادی تا سن 40 سالگی را هم در برمی گیرد.

جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد.

این دوره از مهمترین و در عین حال از پیچیده ترین مراحل حیات است. با همه تلاش هایی كه روان شناسان برای پرده برداشتن از اسرار این مرحله به عمل آورده اند، باید اعتراف كرد كه هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد كه بدون شناخت آنها اظهارنظر صریحی را درباره آنان نمی توان داشت.

ویژگی های دوره جوانی را از جهات مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد.

1 - ازنظر زیستی- جسمانی:

 وزن بدن، قدرت تن، چابكی و فرزی در این دوره در كمال اوج است و با چنین امكانی توان غلبه بر امور و حل و رفع مشكلات و گره گشایی ها در جوانان قوی است.

2 - از نظر ذهنی:

هوش خام یا دانایی فطری منتهای سیر خود را طی كرده و به بالاترین درجه رشد خود رسیده است. كنجكاوی طبیعی به «چرا»جویی مبدل گشته و او را به سوی منطقی روشن و استدلالی قانع كننده می كشاند.

3 - از نظر عاطفی:

 در راه دوستی آن تا حد فداكاری و جانبازی می ایستد؛ و برعكس اگر چیزی را دشمن بدارد در آن امر شدیداً پابرجاست به اصطلاح كلامی، بُعد تولی و تبری در او قوی است.

او مغرور است و در مواردی خودپسند. جرئت و شجاعت بسیار از خود نشان می دهد،

4 - از نظر روانی:

 جوان دارای قوه درك قوی است. از روابط علت و معلولی سردر می آورد. قادر به تجزیه و تحلیل امور است. می تواند به بحث و نقادی بپردازد. از كلیه امور سردر آورد. آینده نگری و دوربینی داشته باشد.

جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خیر است. گاهی هدف های عالی و حتی محال الوصول را تعقیب می كند. امیدها و آرزوهای بزرگ را در دل می پروراند و برای وصول به آنها بالاترین درجه تحمل را از خود بروز می دهد. او در راه وصول به هدفی كه آن را مقدس بداند اهل سرمایه گذاری، فداكاری و حتی ایثار است.

5 - در جنبه فطرت و وجدان:

 او در مرحله ای است كه فطرتش بیدار است. حقایق امور را وجدان می كند، خود را می یابد؛ و اعتقاد خود را وجدان می كند، خیر را از شر تمیز می دهد. می تواند بسنجد، مقایسه و ارزیابی كند و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.

 اهمیت جوانی

 براین اساس، جوانی یك نعمت الهی و یك فرصت است. ارزش آن هنگامی مكشوف می شود كه از دست برود. مرحله ای است كه به گفته ویل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگی آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشكوه است. شكوه و افسوس سالمندان در این است كه چرا از فرصت آن بهره كافی نگرفته اند و آرزوی پیران این است كه امكانی ولو چند ماهه برای اعاده آن فراهم آید. بنا به نوشته صاحب كتاب «لذات فلسفه»، در نظر بیشتر مردم دوره زندگی واقعی انسان همان دوره جوانی است و بیشتر مردم در چهل سالگی جز خاطره و یادبود چیزی نیستند و همانند خاكستری هستند از آتشی كه زمانی شعله و دود بوده است.

 جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد. به عقیده روان شناسان تربیتی، صفات نیك یا بدی كه دوران جوانی در نهادها پایه گذاری می شود، اثراتی مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمینه ساز آمیزش قرآن با گوشت و خون اوست.

•        جواني در آموزه های قرآنی: مهم ترين خصوصیاتی که قرآن برای دوره جوانی بیان می کند اين است که دراين خصوصیات آدمی به کمال خود می رسد. این خصوصیات در دو جنبه جسمی و نيروهاي غريزي است كه به بلوغ و نهايت كمال خود مي رسند.چنان كه برخي از حالات رواني و عاطفي نيز در اين دوره تشديد و كامل مي شود.

 قرآن بیان می دارد که انسان در این دوره به نهایت قدرت جسمانی وعاطفي و ذهني مي رسد. توانایی بدنی می رسد که آن به اشد یعنی توان و شدت تعبیر می شود. (حج آیه ۵ و قصص آیه ۱۴ و ۱۵ و نیز غافر آیه ۶۷) تعبیر استواربه معنای اعتدال در جنبه بدنی و رشد، بیانگر آن است که این بخش از قوای انسانی به کمال خود دست یافته است.

از خصوصیاتی که قرآن برای جوانان بیان می کند، تهور، شجاعت و زیركي، شور و شادابي

، رشد و بالندگي،عواطف و گرایش فطری و غریزی كه به اوج خود مي رسد.

تربيت، در جوانی

 شهيد مطهري در زمينه تربيت در دوران جواني به دونكته اشاره دارد. . اولين نكته اين است كه به طوركلی‏ در تعليم و تربيت، انسانها هر چه از نظر سنی كوچكتر و جوانتر باشند آمادگی‏شان برای هرگونه تربيتی بيشتر است، يعنی انسان هر چه كوچكتر است‏ نقش پذيرتر است و هر چه كه بزرگتر می‏شود نقش‏ناپذيرتر می‏شود

ايشان معتقد هستند تربيت در دوره جواني به دو شگل صورت مي پذيرد از طريق 1-ارشاد و گفتن 2- عمل و از وظايف هر پدرو مادري است كه فرزندان خود را هدايت و راهنمايي كنند.

1- از راه ارشاد و گفتن :

 يك راه ارشاد و راهنمايی است‏ ، گفتن، تعليم و ياد دادن. اگر خود انسان می‏داند، خودش اين كار را بكند، اگر نمی‏داند فرد را به مراكز تعليم وتربيت ببرد جا هايي كه اين احكام را درس مي دهند ببرد يا لااقل افرادی را كه می‏دانند در داخل خانه بر آنها بگمارد كه به آنها تعليم كنند، يا آنها را ببرد در جايی كه چنين‏ تعليماتی وجود دارد. ولی به هر حال بايد امر و نهی‏های الهی، معارف‏ الهی به وسيله پدر و مادر به گوش فرزندان برسد.

2- از راه عمل

 ايشان درزمينه از راه عمل به رفتار خود پدر و مادر توجه دارند، و بيان مي كنند كه اين رفتار پدر و مادر است كه براي جوانان الگو و سرمشق است و جوانان بطور مستقيم و غير مستقيم تحت تربيت آنها هستند. رفتار و عمل عمل خود پدر و مادر است و مخصوصا پدر، يعنی پدر در منزل اگر عملش به گونه‏ای باشد كه پسر، دختر و همسر هميشه در وجود او حقيقت را ببينند، [ خاندان او اهل حقيقت خواهد شد، ] در وجود او نه‏ فقط نماز خواندن را ببينند، احترام به نماز را ببينند، ببينند اصلا نماز برای او يك حقيقت محترمی است. پدري كه وقتش را تنظيم می‏كند كه نماز اول وقتش [ از بين نرود، مسافرت می‏خواهد برود، می‏گويد به گونه‏ای برويم كه اول مغرب به نمازمان برسيم. بعد اين نماز را با آداب و مستحباتش انجام می‏دهد. اصلا نماز در ذهن اين بچه حالت ديگری‏ پيدا می‏كند. وي به نقل از مرحوم شاه آبادي مي گويد: طبيعت انسان دزد است، يعنی انسان با انسان‏ بد بنشيند، خودش نمی‏فهمد، يك وقت می‏بيند خصلت او در وی آمده، يعنی‏ طبيعتش دزدكی از او گرفته است. دزد است يعنی طبيعت، مخفی از شعور انسان می‏گيرد. مولوی اين نكته را به اين صورت می‏گويد:

يعنی تو با ديگری داری حرف می‏زنی، [ بدون آنكه خودت بفهمی صفات او را می‏گيری. ] برخی اشخاص گاهی از اين غرورها دارند، به او می‏گويند با فلان‏كس ننشين، می‏گويد من مواظب خودم هستم. می‏گوييم تو مواظب هستی‏ يعنی آگاهانه نمی‏گيری، ولی نمی‏فهمی، می‏بينی ناآگاهانه طبيعتت گرفته، و خودت نفهميده‏ای. حال وقتی كه انسان از معاشر خودش ناآگاهانه بگيرد، اولاد از پدر و مادر ناآگاهانه نمی‏گيرد ؟ پس اين باوری نيست كه انسان خودش را حفظ نكند و بتواند خاندانش را حفظ كند.

بنابراين اينجا كه قرآن دارد: « قوا انفسكم و اهليكم » نكته‏ ديگری هم هست و آن اين است: قرآن اگر می‏گفت: يا ايها الذين امنوا قوا اهليكم ای اهل ايمان خاندان خودتان را حفظ كنيد، مطلب درست‏ كاملی گفته بود. ولی وقتی فرمود: « قوا انفسكم و اهليكم » خودتان‏ را و خاندانتان را حفظ كنيد، و اول خودتان را ذكر كرد، ضمنا اشاره به رابطه ميان ايندو هست، يعنی تا خودتان را حفظ نكنيد آنها را نمی‏توانيد حفظ كنيد. من‏ نماز نمی‏خوانم ولی بچه ! تو نماز بخوان، نماز چيز خيلی خوبی است ! تو به من نگاه نكن اگر دروغ می‏گويم، تو راستگو باش ! نگاه نكن حرف‏ است.

رهبری نسل جوان

 از ديدگاه ايشان رهبری نسل جوان در حقيقت‏يك مسؤوليت عمومی است كه متوجه عموم مسلمانان است و بالاخص متوجه‏ طبقه‏ای است كه سمت رسمی رهبری دينی اجتماع را دارند. اين اصل را همه‏ می‏دانيم كه در ديانت مقدسه اسلام مسؤوليتها مشترك است، يعنی افراد مسؤول يكديگرند و در مسؤوليتهای يكديگر شريكند: « كلكم راع و كلكم‏ مسؤول عن رعيته » بلكه نسلها مسؤولند.

 هر نسل مسؤول نسل بعدی است كه اين دين و اين هدايتی كه از نسلهای گذشته دست به دست به آنها رسيده است آنرا حفظ كنند و به نسلهای‏ بعدی برسانند، يعنی نسلهای بعدی را آماده كنند برای پذيرفتن و استفاده‏ از آن. بنابراين بحث در رهبری نسل جوان بحثی است از يك وظيفه و مسؤوليت كه متوجه همه است. اما نكته مهمي را كه ايشان به آن توجه دارد، اين است كه رهبری يك فرد يا يك نسل در همه احوال و همه شرائط يكسان نيست، متفاوت است، شكلها و كيفيتهای گوناگون دارد، وسائلی كه به كار برده‏ می‏شود متفاوت است، يك نسخه معين ندارد كه درباره همه افراد و همه‏ نسلها در همه زمانها يك جور داده شود. از اين‏رو در هر زمانی و تحت هر شرائطی بايد دقيقا انديشيد كه به چه نحو بايد صورت بگيرد و چه نسخه‏ای‏ بايد داده شود. ايشان در اين مبحث اشاره به نسبيت و موقت بودن وسيله‏ها دارند و معتقد هستند يك چيز در يك جا وسيله هدايت است و بسا هست همان چيز در جای ديگر وسيله گمراهی و ضلالت باشد. منطقی كه يك پيرزن را مؤمن می‏كند اگر در مورد يك آدم تحصيلكرده به كار برده شود او را گمراه می‏كند. يك كتاب‏در يك زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فكر زمان بوده و وسيله هدايت مردم بوده است، و همان كتاب در زمان‏ ديگر اسباب گمراهی است. ما كتابها داريم كه در گذشته وظيفه خود را انجام داده‏اند و صدها و هزارها نفر را هدايت كرده‏اند ولی همان كتابها در زمان ما كسی را هدايت نمی‏كند.

 

نسل جوان يا انديشه جوان

 منظور از نسل جوان طبقه اي است كه در اثر تحصيلات و آشنايي با تمدن جديد داراي طرز فكر مخصوص و جديد هستند كه البته اكثريت اين طبقه را جوانان تشكيل مي دهند. البته بسيار جواناني هستند كه طرز تفكرشان مثل پيرها و مردم قرون گذشته است. به هر حال مقصود طبقه‏ای است‏ كه حامل طرز تفكر مخصوصی است و رو به افزايش است و پير و جوان آينده‏ دارای اين طرز تفكر خواهند بود و اگر خدا نخواسته، فكری برای هدايت و رهبری اين نسل نشود، آينده

در آينده با مشكلاتي رو برو خواهيم شد، اين مسأله يك‏ مسأله با اهميتی در كشور ما است. البته در ساير كشورهای اسلامی هم بوده‏ و هست ولی آنها قبل از ما به فكر افتادند و اين مسأله را به صورت جدی‏ طرح كردند. ما هنوز اين مسأله را جدی نگرفته‏ايم. نسل جوان در نظر ما صرفا يعنی يك نسل هواپرست و شهوت پرست، و خيال می‏كنيم و همينكه داد بكشيم: آی پسر مدرسه‏ها چنين، و دختر مدرسه‏ها چنان، قضيه حل می‏شود. اين كارها لالائی است، بايد به فكر راه حل بود نه اينكه زماني بيدار شويم كه خيلي دير باشد.

نسل جوان امروز

 ايشان نسل جوان را داراي دو خصيصه مي دانند، اينها داراي محاسن و معايبي هستند و داراي احساسات و ادراكاتي كه در گذشته چنين نبوده است و بايد به آنها حق داد. در عين حال كه داراي انحرافات فكري و اخلاقي هستند بايد براي آنها راه چاره پيدا كرد و اين راه چاره بدون احترام گذاشتن و در نظر گرفتن احساسات،ادراكات و عواطف و آرمان هاي عالي آنها امكان پذير نيست.

 در نسل گشته فكرها اين اندازه باز نبود اين احساسات با اين آرمان هاي عالي نبود.. بايد به اين آرمانها احترام گذاشت. اسلام به اين‏ امور احترام گذاشته است. اگر ما بخواهيم به اين امور بی‏اعتنا باشيم‏ محال است كه بتوانيم جلوی انحرافهای فكری و اخلاقی نسل آينده را بگيريم. روشی كه فعلا ما در مقابل اين نسل پيش گرفته‏ايم كه روش دهان كجی وانتقاد صرف و مذمت است و دائما فرياد ما بلند است كه سينما اينطور، تاتر، اينطور. بايد فكر اساسی برای‏ اين انحرافها كرد.

 



 

عصيان جوانان، هيپی گری

 مسئله ديگر، مسئله طغيان و عصيان جوانان است كه البته در ميان جوانان ما هنوز رواج زيادي پيدا نكرده است و آن مقداري كه رواج يافته است نقليد از ديگران است، جوانان در عصر حاضر هنوز طغيان ندارند ولي وقتي مي شنوند كه ديگران چه كرده اند آنها نيز تحت تاثير ديگران قرار مي گيرند و مي خواهند مثل آنها رفتار بكنند و مثل آنها باشند.هيپي گري نوعي پشت كردن به تمدن امروز است در حالي كه همه وسايل و امكانات برايش فراهم است، به همه چيز زندگي پشت كرده حتي به نظافت به همه سنت ها و به همه پيش رفت ها و جلوه هاي تمدن و حاضر نيست يك لباس عادي بپوشد يك شلوار نو به او بدهی اول پاره اش می‏كند بعد به پايش می‏كند يك گيوه‏ كهنه به پا می‏كند می‏روند در زير زمينها زندگی می‏كنند خودشان را با مخدرات سرگرم می‏كنند، كه مسئله هيپی گری و تحليلش و اينكه ريشه ها و راه علاجش چيست، و چگونه مي توان با اين مسايل و مشكلات مبارزه نموداينها از مسائل و مشكلات مهم دنيای امروز است، و ناشی‏ از يك خلا معنوی است به اين معنی كه اين نسل هيپی يك عقايدي دارد و يك فكر و آن اين است كه می‏گويد اين تمدن امروز غرب پوچ است.

جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی

 شما اگر امروز يك پسر محصل هجده ساله را كه شور جنسی او باوج خود رسيده است، تكليف بازدواج بكنيد بشما ميخندند. همچنين است يك دختر محصل شانزده ساله. عملا ممكن نيست اين طبقه در اين سن زير بار ازدواج‏ دائم بروند و مسئوليت يك زندگی را كه وظايف زيادی برای آنها نسبت‏ به يكديگر و نسبت به فرزندان آينده‏شان ايجاد ميكند بپذيرند. حال با اين مسئله جوانان نيز بايد به طور منطقي برخورد نمود و راه حل هايي براي حل اين مشكل آنها نيز پيدا نمود..

 نتيجه گيري

•        ايشان معتقد هستند تربيت در دوره جواني به دو شگل صورت مي پذيرد از طريق ارشاد، گفتن و عمل و از وظايف هر پدرو مادري است كه فرزندان خود را هدايت و راهنمايي كنند.

•        از ديدگاه ايشان بايد طرحي براي رهبري نسل جوان تهيه كرد تا اين فكر در ما قوت بگيرد كه مسأله رهبری و هدايت، از لحاظ تاكتيك و كيفيت‏ عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق می‏كند و ما بايد اين خيال را از كله خود بيرون كنيم كه نسل جديد را با همان متون قديم رهبري كنيم.

 اولا بايد نسل جوان را بشناسيم و بفهميم دارای چه مشخصات و مميزاتی‏ است ؟

بعضي ها معتقد هستنداين گروه سني خام، مغرور، گرفتار هوی و هوس، شهوت‏پرست هستند ا ما از نظر خود نسل جوان درست به عكس است.مي انديشد آنها در خودشان عيب‏ نمی‏بينند، خودشان را مجسمه هوش، مجسمه فطانت، مجسمه آرمانهای عالی‏ می‏دانند. بايد با نسل جوان همدل بود، اصل كلی است كه نسل جوان افكار و ادراكات و احساساتی دارد و انحرافهائی. تا به دردش يعنی به افكار و ادراكات و احساساتش رسيدگی نشود نمی‏شود جلو انحرافاتش را گرفت. احساسات و عواطف آنها را شناخت و با آنها همدلي نمود.

•        دومين بعد شناخت درد اين نسل است درد عقلی و فكری، دردی كه نشانه بيداری است يعنی آن چيزی را كه احساس می‏كند و نسل‏ گذشته احساس نمی‏كرد.

دنيا اينطور به طرف استقلال سياسی و اقتصادی و اجتماعی و عزت و شوكت و حرمت و آزادی می‏رود و ما همين جور خواب باشيم، يا از دور تماشا كنيم و خميازه بكشيم ؟ ! نسل قديم اين چيزها را نمی‏فهميد و درك نمی‏كرد. نسل جديد حق دارد بگويد چرا ژاپن بت‏پرست و ايران مسلمان‏ در يكسال و يكوقت به فكر افتادند كه تمدن و صنعت جديد را اقتباس كنند و ژاپن رسيد به آنجا كه با خود غرب رقابت می‏كند و ايران در اين حد است‏? بايد با منطق‏ و زبان روز و افكار روز آشنا شد و از همان راه به هدايت و رهبری‏ مردم پرداخت نسل قديم اينقدر سطح فكرش پائين بود كه اگر يكنفر در يك مجلس ضد و نقيض حرف می‏زد كسی متوجه نمی‏شد و اعتراض نمی‏كرد، اما امروز يك بچه‏ كه تا حدود كلاس 10 و 12 درس خوانده همينكه برود پای منبر يك واعظ، پنج شش تا و گاهی ده تا ايراد به نظرش می‏رسد. بايد متوجه افكار او بود و نمي شود به آنها بي توجه بود. در نهايت بايد از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند. مربی می تواند چون باغبانی باشد كه از وجود جوانان منظره هایی بسیار زیبا برای جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد.

همچنین از فرصت جوانی باید بهره گرفت و عادات غیرمفید و مزاحمی را كه در درون او لانه كرده اند از میان برد و به جای آنها عادات مفید و سازنده ای را مستقر ساخت. زمینه های پذیرش در او موجود است و امكان سازندگی وجود دارد، البته به این شرط كه مربی صالح و شایسته ای در سر راه رشد او قرار گیرد.

فهرست منابع

•        ده گفتار، شهيد مطهري، مرتضي،انتشارات صدرا.

•        آشنايي با قرآن جلد 8، شهيد مطهري، مرتضي،انتشارات صدرا.

•        فلسفه اخلاق، شهيد مطهري، مرتضي،انتشارات صدرا – تابستان 1372.

•        حقوق زن در اسلام، شهيد مطهري، مرتضي،انتشارات صدرا.

•        روانشناسي جوانان، كتابخانه اينترنتي تبيان.

•        جواني و آموزه هاي قرآني، نشريه مقالات قرآني.

 

 






منبع این مقاله : نسيم مطهر
http://www.nasimemotahar.com

آدرس این مطلب :
http://www.nasimemotahar.com/modules.php?name=News&file=article&sid=141