ارسال شده در: دوشنبه، 2 مرداد ماه ، 1385 17:41:32 موضوع مطلب: ازدواج موقت( ضرورت ، محاسن و معای
يكی از قوانين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفری كه مذهب رسمی كشور
ماست اينست كه ازدواج به دو نحو ميتواند صورت بگيرد : دائم و موقت :
ازدواج موقت و دائم در پارهای از آثار با هم يكی هستند و در قسمتی
اختلاف دارند .
تفاوتهای ازدواج موقت و دایم
آنچه در درجه اول ، اين دو را از هم متمايز ميكند يكی
اينست كه زن و مرد تصميم ميگيرند بطور موقت با هم ازدواج كنند و پس از
پايان مدت ، اگر مايل بودند تمديد كنند تمديد ميكنند و اگر مايل نبودند از هم جدا ميشوند .
ديگر اينكه از لحاظ شرايط ، آزادی بيشتری دارند كه بطور دلخواه بهر نحو
كه بخواهند پيمان میبندند . مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد بايد
عهدهدار مخارج روزانه و لباس و مسكن و احتياجات ديگر زن از قبيل دارو و
طبيب بشود ، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی كه ميان
طرفين منعقد ميگردد . ممكن است مرد نخواهد يا نتواند متحمل اين مخارج
بشود ، يا زن نخواهد از پول مرد استفاده كند . در ازدواج دائم ، زن خواه ناخواه بايد مرد را بعنوان رئيس خانواده بپذيرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت كند . اما در ازدواج
موقت بسته بقراردادی است كه ميان آنها منعقد ميگردد .
در ازدواج دائم ، زن و شوهر خواه ناخواه از يكديگر ارث ميبرند . اما در ازدواج موقت چنين نيست
پس تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اينست كه
ازدواج موقت از لحاظ حدود و قيود " آزاد " است ، يعنی وابسته باراده
و قرارداد طرفين است . حتی موقت بودن آن نيز در حقيقت نوعی آزادی بطرفين ميبخشد و زمان را در اختيار آنها قرار ميدهد .
در ازدواج دائم ، هيچكدام از زوجين بدون جلب رضايت ديگری حق ندارند
از بچهدار شدن و توليد نسل جلوگيری كنند ، ولی در ازدواج موقت جلب
رضايت طرف ديگر ضرورت ندارد . در حقيقت اين نيز نوعی آزادی ديگر است
كه بزوجين داده شده است .
شباهتها
اثری كه از اين ازدواج توليد میشود يعنی فرزندی كه بوجود میآيد با
فرزند ناشی از ازدواج دائم هيچگونه تفاوتی ندارد .
مهر ، هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت . با اين
تفاوت كه در ازدواج موقت ، عدم ذكر مهر موجب بطلان عقد است و در
ازدواج دائم ، عقد باطل نيست . مهرالمثل تعيين ميشود .
همانطوريكه در عقد دائم ، مادر و دختر زوجه بر زوج ، و پدر و پسر زوج
بر زوجه حرام و محرم ميگردند در عقد منقطع نيز چنين است و همانطوريكه
خواستگاری كردن زوجه دائم بر ديگران حرام است ، خواستگاری زوجه موقت
نيز بر ديگران نيز حرام است ، همانطوريكه زنای با زوجه دائم غير ، موجب
حرمت ابدی ميشود ، خواستگاری زوجه موقت نيز بر ديگران ابدی ميشود ،
زنای با زوجه موقت نيز موجب حرمت ابدی ميشود . همانطور كه زوجه دائم
بعد از طلاق بايد مدتی عده نگهدارد ، زوجه موقت نيز بعد از تمام شدن مدت
يا بخشيدن آن بايد عده نگهدارد . با اين تفاوت كه عده زن دائم سه نوبت
عادت ماهانه است و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روز . در
ازدواج دائم جمع ميان دو خواهر جايز نيست ، در ازدواج موقت نيز روا نيست .
اينست آنچيزی كه بنام ازدواج موقت يا نكاح منقطع خوانده می شود.
فلسفه و ضرورت قانون ازدواج موقت
اكنون ببينيم با بودن ازدواج دائم ، چه ضرورتی هست كه قانونی بنام
قانون ازدواج موقت بوده باشد ، آيا ازدواج موقت با حيثيت انسانی زن و با روح اعلاميه حقوق بشر منافات دارد ؟ آيا ازدواج موقت اگر هم لازم بوده است در دوران كهن لازم بوده است . اما زندگی و شرايط و اقتضای زمان حاضر با آن موافقت ندارد ؟
ما اين مطلب را تحت دو عنوان بررسی ميكنيم :
الف - زندگی امروز و ازدواج موقت .
ب - مفاسد و معايب ازدواج موقت .
زندگی امروز و ازدواج موقت
چنانكه قبلا دانستيم ، ازدواج دائم مسئوليت و تكليف بيشتری برای زوجين
توليد ميكند ، بهمين دليل پسر يا دختری نميتوان يافت كه از اول بلوغ
طبيعی كه تحت فشار غريزه قرار ميگيرد آماده ازدواج دائم باشد . خاصيت
عصر جديد اين است كه فاصله بلوغ طبيعی را با بلوغ اجتماع و قدرت تشكيل
عائله زيادتر كرده است . اگر در دوران ساده قديم يك پسر بچه در
سنين اوايل بلوغ طبيعی از عهده شغلی كه تا آخر عمر بعهده او گذاشته ميشد
برميايد ، در دوران جديد ابدا امكان پذير نيست . يك پسر موفق در دوران
تحصيل كه دبستان و دبيرستان و دانشگاه را بدون تأخير و رد شدن در امتحان
آخر سال و يا در كنكور دانشگاه گذرانده باشد در 25 سالگی فارغ التحصيل
ميگردد و از اين ببعد ميتواند درآمدی داشته باشد . قطعا سه چهار سال هم
طول ميكشد تا بتواند سر و سامان مختصری برای خود تهيه كند و آماده ازدواج
دائم گردد . همچنين است يك دختر موفق كه دوران تحصيل را ميخواهند طی كند .
جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسی
شما اگر امروز يك پسر محصل هجده ساله را كه شور جنسی او باوج خود
رسيده است ، تكليف بازدواج بكنيد بشما ميخندند . همچنين است يك دختر
محصل شانزده ساله . عملا ممكن نيست اين طبقه در اين سن زير بار ازدواج
دائم بروند و مسئوليت يك زندگی را كه وظايف زيادی برای آنها نسبت
بيكديگر و نسبت بفرزندان آيندهشان ايجاد ميكند بپذيرند .
كداميك ؟ رهبانيت موقت يا كمونيسم جنسی يا ازدواج موقت ؟
از شما ميپرسم ، آيا با اين حال ، با طبيعت و غريزه چه رفتاری بكنيم ؟
آيا طبيعت حاضر است بخاطر اينكه وضع زندگی ما در دنيای امروز اجازه
نميدهد كه در سنين شانزده سالگی و هجده سالگی ازدواج كنيم ، دوران بلوغ
را بتأخير بيندازد و تا ما فارغ التحصيل نشدهايم ، غريزه جنسی از سر ما دست بردارد ؟
آيا جوانان حاضرند يكدوره " رهبانيت موقت " را طی كنند و خود را
سخت تحت فشار و رياضت قرار دهند تا زمانيكه امكانات ازدواج دائم پيدا شود ؟ فرضا جوانی حاضر گردد رهبانيت موقت را بپذيرد آيا طبيعت حاضر است از ايجاد عوارض روانی سهمگين و خطرناكی كه در اثر ممانعت از اعمال غريزه جنسی پيدا ميشود و روانكاوی امروز از روی
آنها پرده برداشته است صرفنظر كند ؟
دو راه بيشتر باقی نميماند ، يا اينكه جوانان را بحال خود رها كنيم و
بروی خود نياوريم . بيك پسر بچه اجازه دهيم از صدها دختر كام برگيرد ، و
به يك دختر اجازه دهيم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندين بار
سقط جنين كند . يعنی عملا كمونيسم جنسی را بپذيريم . و چون به پسر و دختر
" متساويا " اجازه دادهايم ، روح اعلاميه حقوق بشر را از خود شاد
كردهايم ، زيرا روح اعلاميه حقوق بشر از نظر بسياری از كوته فكران اينست
كه زن و مرد اگر بناست بجهنم دره هم سقوط كنند دوش بدوش يكديگر و بازو
ببازوی هم و بالاخره " متساويا " سقوط كنند .
آيا اين چنين پسران و دخترانی با چنين روابط فراوان و بيحدی در دوران
تحصيل پس از ازدواج دائم ، مرد زندگی و زن خانواده خواهند بود ؟ راه دوم ، ازدواج موقت و آزاد است . ازدواج موقت در درجه اول زن را
محدود ميكند كه در آن واحد زوجه دو نفر نباشد ، بديهی است كه محدود شدن
زن مستلزم محدود شدن مرد نيز خواه ناخواه هست . وقتی كه هر زنی به مرد
معينی اختصاص پيدا كند قهرا هر مردی هم بزن معين اختصاص پيدا ميكند .
مگر آنكه از يكطرف عدد بيشتری باشند . بدين ترتيب پسر و دختر دوران
تحصيل خود را ميگذرانند بدون آنكه رهبانيت موقت و عوارض آنرا تحمل
كرده باشند و بدون آنكه در ورطه كمونيسم جنسی افتاده باشند .
معايب و مفاسدی كه برای نكاح منقطع ذكر شده از اين قرار است :
1- پايه ازدواج بايد بر دوام باشد ، و زوجين از اول كه پيمان زناشوئی
میبندند بايد خود را برای هميشه متعلق بيكديگر بدانند و تصور جدائی در
مخيله آنها خطور نكند ، عليهذا ازدواج موقت نمیتواند پيمان استواری ميان
زوجين باشد .
جواب : اينكه پايه ازدواج بايد بر دوام باشد بسيار مطلب درستی است ، ولی اين
ايراد وقتی وارد است كه بخواهيم ازدواج موقت را جانشين ازدواج دائم
كنيم و ازدواج دائم را منسوخ نمائيم .
بدون شك هنگاميكه طرفين قادر به ازدواج دائم هستند و اطمينان كامل
نسبت بيكديگر پيدا كردهاند و تصميم دارند برای هميشه متعلق بيكديگر
باشند پيمان ازدواج دائم میبندند .
ازدواج موقت از آنجهت تشريع شده است كه ازدواج دائم به تنهائی قادر
نبوده است كه در همه شرائط و احوال رفع احتياجات بشر را بكند و انحصار
به ازدواج دائم مستلزم اين بوده است كه افراد يا به رهبانيت موقت
مكلف گردند و يا در ورطه كمونيسم جنسی غرق شوند . بديهی است كه هيچ پسر
يا دختری آنجا كه برايش زمينه يك زناشوئی دائم و هميشگی فراهم است خود
را با يك امر موقتی سرگرم نميكند .
2 - ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ايرانی كه شيعه مذهب ميباشند
استقبال نشده است و آنرا نوعی تحقير برای خود دانستهاند ، پس افكار
عمومی خود مردم شيعه نيز آنرا طرد ميكند .
جواب اينست كه اولا منفوريت متعه در ميان زنان ، مولود سوء
استفادههائی است كه مردان هوسران در اين زمينه كردهاند و قانون بايد جلو
آنها را بگيرد و ما درباره اين سوء استفادهها بحث خواهيم كرد . ثانيا
انتظار اينكه ازدواج موقت باندازه ازدواج دائم استقبال شود در صورتيكه
فلسفه ازدواج موقت ، عدم آمادگی يا عدم امكان طرفين با يكطرف برای
ازدواج دائم است انتظار بيجا و غلطی است .
3 - نكاح منقطع . بر خلاف حيثيت و احترام زن است ، زيرا نوعی كرايه
دادن آدم و جواز شرعی آدم فروشی است . خلاف حيثيت انسانی زن است كه در
مقابل وجهی كه از مردی ميگيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد .
جواب : اين ايراد از همه عجيبتر است . اولا ازدواج موقت با مشخصاتي كه
گفتيم چه ربطی باجاره و كرايه دارد و آيا محدوديت مدت ازدواج موجب ميشود كه از صورت ازدواج خارج و شكل اجاره و كرايه بخود بگيرد ؟ . آيا چون حتما بايد مهر معين و قطعی داشته
باشد كرايه و اجاره است ؟ كه اگر بدون مهر بود و مرد چيزی نثار زن نكرد
، زن حيثيت انسان خود را باز يافته است ؟ ما درباره مسئله مهر جداگانه
بحث خواهيم كرد .
از قضا فقها تصريح كردهاند و قانون مدنی نيز بر همان اساس مواد خود را
تنظيم كرده است كه ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد
هيچگونه تفاوتی با هم ندارند و نبايد داشته باشند . هر دو ازدواجند و هر
دو بايد با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگيرند و اگر نكاح منقطع را با
صيغههای مخصوص اجاره و كرايه بخوانند باطل است .
ثانيا از كی و چه تاريخی كرايه آدم منسوخ شده است ؟ تمام خياطها و
باربرها تمام پزشكها و كارشناسها ، تمام كارمندان دولت از نخست وزير
گرفته تا كارمند دون رتبه ، تمام كارگران كارخانهها آدمهای كرايهای هستند.
ثالثازنی كه به اختيار و اراده خود با مرد بخصوصی عقد ازدواج موقت
میبندد آدم كرايهای نيست و كاری بر خلاف حيثيت و شرافت انسانی نكرده
است ، اگر ميخواهيد زن كرايهای را بشناسيد ، اگر ميخواهيد بردگی زنرا
ببينيد باروپا و امريكا سفر كنيد و سری به كمپانيهای فيلمبرداری بزنيد تا
ببينيد زن كرايهای يعنی چه ؟ ببينيد چگونه كمپانيهای مزبور حركات زن ،
ژستهای زن ، اطوار زنانه زن ، هنرهای جنسی زن را بمعرض فروش ميگذارند .
بليطهائی كه شما برای سينماها و تاترهای ميخريد در حقيقت اجاره بهای
زنهای كرايهای را ميپردازيد . ببينيد در آنجا زن بدبخت برای اينكه پولی
بگيرد تن به چه كارهائی ميدهد ؟ مدتها تحت نظر متخصصان كار آزموده و
شريف بايد رموز تحريكات جنسی را بياموزد ، بدن و روح و شخصيت خود را
در اختيار يك مؤسسه پول درآوری قرار دهد برای اينكه مشتريان بيشتری برای آن مؤسسه
پيدا كند . سری به كابارهها و هتلها بزنيد ببينيد زن چه شرافتی بدست آورده است و
برای اينكه مزد ناچيزی بگيرد و جيب فلان پولدار را پرتر كند چگونه بايد
همه حيثيت و شرافت خود را در اختيار مهمانان قرار دهد .
زن كرايهای آن مانكنها هستند كه اجير و مزدور فروشندگيهای بزرگ میشوند
و شرف و عزت خود را وسيله پيشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار ميدهند .
زن كرايهای آن زنی است كه برای جلب مشتری برای يك مؤسسه اقتصادی با
هزاران اطوار كه اغلب آنها تصنعی و بخاطر انجام وظيفه مزدوری است روی
صفحه تلويزيون ظاهر ميشود و بنفع يك كالای تجارتی تبليغ ميكند .
كيست كه نداند امروز در مغرب زمين زيبائی زن ، جاذبه جنسی زن ، آواز
زن ، هنر و ابتكار زن ، روح و بدن زن و بالاخره شخصيت زن ، وسيله تحقير و
ناچيزی در خدمت سرمايهداری اروپا و امريكا است ؟ و متأسفانه شما دانسته
يا ندانسته زن شريف و نجيب ايرانی را بسوی اينچنين اسارتی ميكشانيد .
من نميدانم چرا اگر زنی با شرائط آزاد با يك مرد بطور موقت ازدواج كند
زن كرايهای محسوب ميشود . اما اگر زنی در يك عروسی يا شبنشينی در
مقابل چشمان حريص هزار مرد و برای ارضاء تمايلات جنسی آنها حنجره خود را
پاره كند و هزار و يك نوع معلق بزند تا مزد معينی دريافت دارد زن كرايهای محسوب نميشود ؟
آيا اسلام كه جلو مردان را از اينگونه بهرهبرداریها از زن گرفته است و
خود زن را باين اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع
كرده است مقام زن را پائين آورده است يا اروپای نيمه دوم قرن بيستم ؟
اگر روزی زن بدرستی آگاه و بيدار شود و دامهائی كه مرد قرن بيستم در سر
راه او گذاشته و مخفی كرده بشناسد ، عليه تمام اين فريبها قيام خواهد
كرد و آنوقت تصديق خواهد كرد يگانه پناهگاه و حامی جدی و راستگوی او
قرآن است و البته چنين روزی دور نيست .
سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
5 - نكاح منقطع ، از نظر اينكه دوام ندارد ، آشيانه نامناسبی برای
كودكانی است كه بعدا بوجود میآيند . لازمه نكاح منقطع اين است كه
فرزندان آينده ، بی سرپرست و از حمايت پدری مهربان و مادری دلگرم بخانه
و آشيانه محروم بمانند .
جواب : اين ايراد ، ايرادی است كه مجله زن روز بسيار روی آن تكيه كرده است .
ولی با توضيحاتی كه داديم گمان نميكنم جای بحث و ايرادی باشد . در مقاله
پيش گفتيم كه يكی از تفاوتهای ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به توليد نسل است .
در ازدواج دائم هيچيك از زوجين بدون جلب رضايت ديگری نمی تواند از
زير بار تناسل شانه خالی كند . بر خلاف ازدواج موقت كه هر دو طرف
آزادند . در ازدواج موقت ، زن نبايد مانع استمتاع مرد بشود ولی میتواند بدون آنكه لطمهای به استمتاع مرد وارد آيد مانع حاملگی خود بشود و اين موضوع با وسائل ضد آبستنی امروز
كاملا حل شده است .
عليهذا اگر زوجين در ازدواج موقت مايل باشند توليد فرزند كنند و
مسئوليت نگهداری و تربيت فرزند آتيه را بپذيرند توليد فرزند میكنند .
بديهی است كه از نظر عاطفه طبيعی فرقی ميان فرزند زوجه دائم با زوجه
موقت نيست و اگر فرضا پدر يا مادر از وظيفه خود امتناع كند قانون آنها
را مكلف و مجبور میكند همانگونه كه در صورت وقوع طلاق قانون بايد دخالت
كند و مانع ضايع شدن حقوق فرزندان گردد و اگر مايل نباشند كه توليد فرزند
نمايند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسكين غريزه است از بوجود آمدن
فرزند جلوگيری ميكنند .
همچنانكه ميدانيم كليسا جلوگيری از آبستنی را امر نامشروع ميداند ولی
از نظر اسلام اگر زوجين از اول مانع پيدايش فرزند بشوند مانعی ندارد اما
اگر نطفه منعقد شد و هسته اولی تكوين فرزند بوجود آمد اسلام بهيچوجه اجازه
معدوم كردن آن را نمیدهد .
اينكه فقهای شيعه میگويند هدف ازدواج دائم توليد نسل است و هدف
ازدواج موقت ، استمتاع و تسكين غريزه است همين منظور را بيان میكنند .
ارسال شده در: يكشنبه، 12 اسفند ماه ، 1386 03:51:54 موضوع مطلب: شلام
كتاب آقاي عباس يزداني به نام ازادي كتاب بسيار قوي و مفيدي در اين زمينه است _________________ پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر قدمهای مادران است.
http://www.nabyye-rahmat.blogfa.com