| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
azadah
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 فروردين ماه ، 1389 09:31:39 موضوع مطلب: |
|
|
[size=12]با درود خدمت جناب قنوس
سئوال اين است كه آيا اصولا برداشت و درک علما از فلسفه دين تا كنون درست بوده ؟ وآيا متوليان دين نسبت به پيشرفتهاي علمي جهان و تحولات عصر خويش آگاهند ؟
آنان كه راه رستگاري را درحكومت دين مي جستند و مدافع اجراي احكام شرع بودند اين تجربه شكست خورده را چگونه توجيه مي كنند ؟
روحانيت محترم تا اندرون حريم پرده زندگی مردم نفوذ داشتند و دستورات خود را با قدرت اعمال مي كردند . از عقد و نکاح تا ترحيم و عزا از وعظ و خطابه تا مکتب و مکتب خانه از قضاوت تا وکالت . همه درحيطه انحصار و قبضه اختيار آنان بوده .
مملكت را پاك در چنگ خود داشتند همه جا صاحب مقام و منصب بودند و هر جا دين در خطر بود به ميدان آمدند . بخاطر ديده شدن تارموی زن مسلمان فرياد وا اسلاما سردادند . حال در قبال فقر فکری و درماندگی جوامع مسلمان چه حرفي دارند ؟
مراجعي كه علت عقب ماندگي را در ضعف دينداري مي جستند . چرا در اين دوران طلائي كه بر مسند قدرت بودند آن را تقويت نكردند ؟
مگرچند بار مي توان به عالمان دين و مراجع تقليد قدرت اختيارات و قداست بخشيد . فرصت داد و اعتماد كرد .
چند بار چنين موقعيتي به دست مي آيد كه ملتي به اميد عدالت . آزادي و پيشرفت تا 99 درصد به حاكميت ديني راي بدهد .
آقايان در حالي كه با دريافت وجوهات سهم امام . اوقاف و کمکهای مردمی در تمامی دورانها از رفاه نسبي برخوردار بودند . چرا درجهت پيشرفت قدمی بر نداشتند .
در قاموس قضاوت مسئوليت بردوش كساني است كه از اختيارات برخوردار بوده اند . و همه مي دانند قدرت و نفوذ و اختيارات متوليان دين بيش از ديگران بوده است .
مگر نه اينست که حرمت امام زاده بدست متولی آن است ؟ آنان در اين خواب غفلت 200 ساله تا چه اندازه مقصر بوده اند ؟
آگر خداوند محاکمه مي کند به اندازه فهم و درک و ميزان مسئوليت . پس گناه علمای دين بسي سنگين تر است که خود در خواب غفلت بوده اند . خفته را خفته كي كند بيدار.
هم آنان بودند كه به نوانديشان اجازه نوآوری ندادند . حکما و بزرگان خرد گرای مسلمان را تکفير و منزوی نمودند . از جمله بوعلي سينا . ذكرياي رازي . خواجه حافظ . حكيم فردوسي . خيام .شيخ حلاج . ملاصدرا و سهروردی و غيره .
آيا طرح قوانين برده داري در رساله علما مسئله امروز اسلام است . آيا انگ نجس به مشرك . حكم سنگسار . چوب تكفير . فتواي قتل مرتد به اسلام اعتبار مي بخشد . آيا درد ملتهای مسلمان همين مسائل است ؟
آيا آنروز که گاليله اعلام کرد زمين گرد است . اگر به كيش اسلام و در در ديار اسلام مي بود بزرگان دين با او کاری غير از اين مي کردند که کشيش های کليسای آن ديار کردند.
براي اثبات موضوع ذکر چند داستان از کتاب اله اکبر نوشته پروفسور انصاری خالی از لطف نيست .
ابويوسف يعقوب بن اسحاق الکندی (803 – 801 هجری قمری ) از فلاسفه شهير اسلامی و نويسنده 270 رساله و کتاب در رشته های منطق رياضيات فيزيک و موسيقی معتقد بود که فلسفه شکل ديگری از الهاماتی است که به پيامبران شده و کوشش ميکرد بين فلسفه و الهيات الهامی پل برقرار کند . و در انجام هدفش از اصل خردگرائی پيروی مي کرد.
علمای اسلام از الکندی نزد المتوکل خليفه عباسی بدگوئی کردند و اظهار داشتند که عقايد و افکار او برای اسلام مضر است . در نتيجه تحريک علما المتوکل دستور داد کتابخانه الکندی را که به الکنديه مشهور بود ضبط کردند و او را در سن شسصت سالگی در ملا عام پنجاه ضربه شلاق زدند .
پس از فاجعه يادشده الکندی ده سال باقیمانده عمرش را در افسردگی روانی گذرانيد و در وضع روانی وخيمی جان سپرد .
محمدبن زکريای رازی ( 925-865 هجری قمری ) از بزرگترين پزشکان اسلامی و کا شف الکل که به جالینوس عرب شهرت یافته چون با وحی و الهام مخالف بود و عقیده داشت که عقل و خرد باید بر الهامات متا فیزیکی برتری داده شود امیر بخارا دستور داد آنقدر کتابش را بر سرش بکوبند که یا سرش شکسته و یا کتب خرد شود.
این اقدام جنایتکارانه امیر بخارا سبب شد که رازی نابغه و دانشمند بزرگ جهان انسانی از هر دو چشم نابینا شود .
پس از اين رويداد دلخراش يکی از چشم پزشکان داوطلب شد چشمان رازی را درمان کند . ولی او پاسخ داد . من از اين دنيا به اندازه کافی ديده ام و حاضر نيستم با پذيرش عمل جراحی بيش از اين از دنيا به بينم . رازی مدت کوتاهی پس از اين واقعه جان سپرد .
ابوعلی الحسین بن سینا (1037- 980 هجری قمری ) از فلاسفه و پزشکان شهیر نیز مانند ( الکندی ) از مدافعان برتری اصل خرد گرائی بر الهامات متافیزیکی و معتقد به تفسیر اصول مذهبی بر پایه علم و مخالف معاد جسمانی بود .
در بحثی که در این باره با مذهبیون به عمل آورد . آنها تقاضای اعدام او را کردند و سربازان برای دستگیری او به خانه اش حمله بردند . ابن سینا فرار اختیار کرد و در خانه یکی از دوستانش به نام ابوسعید دفدک پنهان شد و در آنجا به نوشتن شاهکار خود کتاب القانون پرداخت .
ولی مذهبيون خانه اش را غارت و از امیر درخواست کردند سرش از بدن جدا شود . ابن سینا چندین مرتبه مورد حمله مذهبیون قرار گرفت و کتابخانه اش بوسيله آنها غارت شد .
دوستانش به وی پيشنهاد کردند که او در عقايد و افکارش جانب اعتدال را رعايت کند . ابن سينا پا سخ داد . من يک زندگی کوتاه و پر پهنا را به يک زندگی پر طول اما باريک برتری ميدهم .
ابن سينا بدون اينکه از مخالفت و خشم علمای اسلامی ترسی به خود راه دهد . شجاعانه تا پايان عمر کوشش کرد دوگم های خرافای مذهب را با علم و منطق تعديل کند .
اين حوادث که تعدادشان کم نيست نشان میدهد که در طول تاريخ عامل دين دست آويزی بوده براي كوبيدن دانشمندان خرد گرا . و دکان دين خوان نعمتی بوده برای علما واعظين و ملايان که دور آن بنشينند واز اين راه ارتزاق و گزران معيشت کنند و به مسائل جزئی سرگرم شوند . آنها دغل دوستانی بودند گرد شيرينی دين .
از همان ابتدا ی تشكيل حکومت اسلام افرادي چون ابوموسی اشعری و شريح قاضی . در نقش علماي دين توجيه گر جنايت حاكمان مستبد بوده اند . لذا علماي دين در جرم حاكمان مستبد شريکند .
چگونه است كه امر به معروف و نهی از منکر شامل حجاب زنان میشود اما شامل عملکرد مقامات دولتی نمي شود ؟ چرا بايدرهبران دينی از قداست برخوردار باشند و از انتقاد مبرا ؟ چه کسی جرات آن را داشته و دارد كه رهبران دين و دولت را به معروف امر كند و از منكر نهي ؟
شک نيست که تقصير متوجه متوليان دين است. آنها بودند که قدرت و اختيارات داشتند وقدمی برنداشتند . هر فکر مستقل و ايده تازه را با ابزار دين سرکوب کرد ند و مانع پیشرفت مسلمانان شدند . لذا در مظان اصلی اتهام و مسئول اصلی عقب ماندگی مسلمانان هستند . [/size] |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: يكشنبه، 22 فروردين ماه ، 1389 19:15:28 موضوع مطلب: |
|
|
با سلام و عرض ادب خدمت azadah و ققنوس وسایر دوستان.
بذارید اولش یه انتقاد از جناب azadah بکنم اونم اینکه مخاطبشون رو یک نفر قرار داده اند.
و اما بعد
شما بد جور کج به قضیه نگاه کردید تا جائیکه ابوموسی اشعری رو به عنوان عالم دین معرفی کردید در حالی که ما خیلی از غلط فهم بودن ایشون دل خونی داریم.تاریخ رو مطالعه کنید.اگه در اون قضیه هم مردم درک درستی از دین داشتند و میدونستند باید از کنار مولای مظلوممون تکون نخورن،ابوموسی و خیلی های دیگه جرئت عرض اندام نداشتد.اما مثل اینکه شما دوست ندارید این مطلب کاملا واضح رو قبول بکنید و یا حتی در موردش فکر بکنید!!!!!!!!!!!
برای همهء مطالبتون جواب دارم و خدمتتون عرض خواهم کرد اما دوست دارم جوابهایی که به شما میدم از گفته های خودتون باشه تا بلکه در موردشون فکر بکنید.به خاطر همین چند تا سوال از شما دارم و شما باید بهشون جواب بدین.
اول:گفتار شما یکسان نیست شما در مورد همهء جوامع اسلامی حرف میزنید یا در مورد جامعهء خودمون.(منظورم زمان حاله)
دوم:تعریف شما از عالمان دین چیه؟
سوم:از نظر شما مردم باید چگونه یک دین رو بپذیرند؟
چهارم:خواص یک حکومت اسلامی چه کسانی هستند و مردم چگونه بایداین خواص رو بشناسند؟
پنجم:تعریف شما از نو اندیشان دینی چیه؟
و سوال آخر:موفق باشید
یا علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: يكشنبه، 5 ارديبهشت ماه ، 1389 19:08:31 موضوع مطلب: |
|
|
چی شد پس؟
نباید هیچ موقع ورقه رو سفید تحویل داد.آخه چند تا سوال ساده و البته اساسی که اینهمه .......................... |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
azadah
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
|
ارسال شده در: سه شنبه، 7 ارديبهشت ماه ، 1389 20:38:18 موضوع مطلب: |
|
|
با عرض سلام و ارادت خدمت آقاي ققنوس و دوست ديگر شماره دار
دوست عزيز پاسخي در قبال پرسش شما ندارم . چرا كه طرح سئوالات نشان مي دهد از پايگاه منطق و استدلال برخوردار نيستيد . و صرفا قصد توجيه مسائل داريد .
بنابراين بهتر كه شما به نوشتار من پاسخ دهيد و يا هركدام حرف خود را مستقل بگوئيم و تنها خواننده خود قضاوت كند .
اگر قبول کنيم دستورات دين بن مايه سعادت و كمال بشر بوده . و ما بدان نرسيده ايم . بايد بر گرديم ودر كژ فهمي خود از دين انديشه کنيم .
در اين رابطه شايد علماي اعلام و مدعيان فقاهت در مضان اصلي اتهام باشند . كه فلسفه دين را درنيافتند و برداشت مناسبي نكردند .
محتواي كتب ديني آميزه اي است از تنوع . تفاوت و گاه تضاد . چرا كه احكام شريعت به تناسب اوضاع و احوال و به اقتضاي شرايط زمان و مكان آمده و آيات هركدام شان نزولي داشته .
دانش بشر در طول تاريخ رو به تكامل بوده . و جامعه در هرزمان مشكلات و مسائل خاص خود را دارد . به همين دليل احكام شريعت هربار با آمدن پيامبري دستخوش تغيير گرديده .
اگر قرار بود فرموده خداوند در همه قرون و اعصار ثابت بماند . نيازي به 124000 پيامبر نداشتيم . بلكه يك پيامبر كافي بود . تا همه آيات را يكجا و دريك كتاب ابلاغ نمايد .
دليلي نداشت كه پيامبري شراب را حلال بداند و ديگري حرام . و يا قبله در يك دوران بيت المقدس باشد و دوراني ديگر مكه .
از اين روي تثبيت احكام شرع در همه اعصار و تعميم سنت يك قوم و قبيله به همه فرهنگها و سرزمين هاي دور و نزديك گاه مفيد نمي افتد .
در باور مسلمانان فرض بر آن است كه پيامبر اسلام خاتم بوده و بعد از او نخواهد آمد . اگر چنين باشد لازم مي آيد مکانيزم پويائی در آن نهفته باشد . تا خبرگان دين بتوانند قوانين شريعت را به تناسب رشد فكري جامعه خويش تغيير دهند .
ممکن است يک آيه را که در 1400 سال پيش بمناسبت اتفاقی خاص نازل شده و متا ثر از تعصب و سنت های اعراب بدوی بوده . نتوان با سطحی نگری و ساده انديشی در زندگی جهان متمدن امروز تعميم داد .
قوت قانونی وقدرت اجرائی بعضی آيات و احکام فقهی آنقدرکم و کوتاه بود . که در دوران حياط خود پيامبر (ص) اعتبار آن به سر آمد و آيات ديگری جای آنرا گرفت .
آيات ناسخ و منسوخ متعدد و ضد و نقيص ها فراوان است . که کاربرد آنها مناسب مكان و زمان خاص خود بوده است . همين طور محكمات و متشابهات كه مبين يقين است . يا ايجاد شبحه مي كند .
به آيه 105 يا 106 از سوره بقره توجه کنيد . ماننسخ من آياته .... می فرمايد ما هريک از آيات را که نسخ کنيم بهتر از آنرا می آوريم .
در زمينه رفتار با پيروان ديگر اديان نيز آيات متناقض است . گاه دعوت به صلح و سازش دارد و گاه ابراز خشونت و ناسازگاري .
سوره کافرون – آيه 6 قل يا ايهاالكافرون لااعبدو ما تعبدون ....
هرکس می تواند دين خودش را داشته باشد
سوره بقره – آيه 256 . لا اكراه في الدين .......
کار دين به اجبار نيست .
سوره مائده – آيه 28 . لئن بسطت الي يدك لتقتلني .......
"اگر تو بر كشتن من، دست يازي ، من هرگز به قتل تو دست نمىگشايم، چون از پروردگار جهانيان مىترسم .
سوره نحل . آيه 126 و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ماعوقبتم به ولئن .....
"هر گاه خواستيد مجازات كنيد، تنها بمقدارى كه به شما تعدى شده كيفر دهيد! و اگر شكيبايى كنيد، اين كار براى شكيبايان بهتر است." (سوره ی نحل ـ ۱۲۶)
سوره مائده آيه 68 ان الذين امنو و الذين هادو و الصابون و....
« همانا آنان که گرويدند و آنان که يهود شدند و ستاره پرستان و نصارا و کسی که به خدا و روز واپسين گرويد و کاری شايسته کرد بيمی برايشان نيست و ايشان اندوهناک نخواهند شد .»
اين آيات همه يک روی سکه اند که روش مماشات دارند . اما روی ديگر سكه به ستيز و سازش ناپذيری حکم مي دهد .
سوره مائده آيه 50 يا ايهاالذين امنو الا...............
ای اهل ايمان يهود و نصارا را به دوستی نگيريد .
سوره توبه آيه 123 يا ايهاالذين امنو قاتلوا الذين يلونكم من الكفار ....
ای کسانی که ايمان آورده ايد، کافرانی که نزد شمايند را بکشيد. تا در شما درشتی و شدت را بيابند.
صوره توبه آيه 28 قاتلو الذين لا بومنون بالله ..... بکشيد کسانی را که به الله و روز قيامت ايمان نيآورده و حرام نمیدانند آنچه را الله و رسولش حرام کرده و به دين حق نمی گروند . با آنان جنگ کنيد تا با ذلت جزيه پرداخت کنند .
سوره محمد آيه 4 فاذا لقيتم الذين كفرو افضرب الرقاب حتي اذا .......
چون با کافران رو به رو شديد گردنشان را بزنيد و چون آنان را سخت فرو فکنديد اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا با منت آزاد کنيد يا با فديه.
ملاحظه می شود شرايط اجتماعی موقعيت زماني و آداب و رسوم قومي قبيله اي در شان نزول آيات تاثير گذار بوده و هرکدام در موقعيتی خاص نازل شده است .
در ابتداي كار كه نهال نوپاي اسلام در شهر مكه هنوز نازك و شكننده است آيات لحن ملايم و سازش دارد. چون زورش به كفار نمي رسد . و زماني كه در مدينه ريشه دوانده و قوام يافته. آيات لحن خشونت به خود مي گيرد و با اقتدار برخورد مي كند . چون جاي پاي خود را محكم كرده و پايگاه مردمي دارد .
حال بايد ديد کداميک به اقتضای شرايط آن روزگار بوده و کداميک مناسب شرايط زمان حال است . آيا در عصر حاضر وقتي با کافران روبرو شديم بايدگردنشان را بزنيم . يا در کار دين اجبار نخواهد بود ؟ به کدام آيه بايد عمل کنيم ؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: دوشنبه، 13 ارديبهشت ماه ، 1389 01:23:09 موضوع مطلب: |
|
|
ای ساربان آهسته ران آرام جانم میرود
...
با سلام به همهء دوستان و عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه و عرض تبریک و تسلیت به مناسبت سالروز شهادت معلم نادیده مان و استاد زندگیمان
وسلامی مخصوص خدمت دوست خوبم azadah.خدا رو شکر باز شما هستید که باهاش سر و کله بزنم هر چند که شما اصلا" اهل سر وکله زدن نیستید.به هر حال
طرز بحث شما برای من و برای بعضی ها مثل من تازه گی نداره اما خوب چه میشه کرد.سوالهایی که ازتون پرسیدم نه برای توجیح مسائل که برای بهتر مطرح کردن مطالب با استفاده از جوابهای خودتون بود.بازم به هر حال
ببخشید از اینکه قراره حرفام طولانی بشه.
اول در مورد آیه هایی که نوشته بودید؛خوب بود لا اقل به قبل و بعد این آیه ها نگاهی می نداختید اون موقع متوچه می شدید در بعضی آیه ها کلا" قضیه یه چیزه دیگه ست نه اون برداشتی که شما کردید.به عنوان مثال آیهء 28 سوره مبارکه مائده مربوط به داستان هابیل و قابیل و گفتگوی بین این دو برادره نه اون مفهومی که شما از اون استفاده کردید
اما در مورد بعضی آیه های دیگه از جمله آیهء 106 سوره مبارکه بقره و نسخ شدن بعضی آیات با بعضی دیگر باید خدمتتون عرض بکنم همه ما می دونیم خدای متعال مثل ما بنده هاش نیست که بعضی کارها رو آزمایش بکنه بعد از نتیجه نگرفتن بگه این نشد حالا بیاید اون کار و بکنید.پس آیات ناسخ و منسوخ دیگه چیه؟
نسخ کردن یک حکم به معنای غلط بودن اون حکم نیست بلکه به دلیل تغییر وضعیت و شرایطه به طوریکه اگه باز هم شرایط به شرایطه قبلی برگردند احکام منسوخ باز هم به جای خودشون بر میگردند(امیدوارم تونسته باشم مطلب رو برسونم)
به قول شما دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی باید دارای مکانیزمی پویا جهت پاسخگویی به مسائل بوجود آمده بعد از پیام آور خود باشد و باز همه ما می دانیم که این مکانیزم پویا وجود دارد و ریشهء آن در کجاست؟غدیر.یکی از دلایل وجود امامان معصوم بعد از پیامبر همین موضوع است
اما خوب امام عصر ما(ارواحنا فداه) که در غیبت هستند ولی باز هم همه ما می دانیم اسلام دارای انعطاف پذیری فوق العاده قدرتمندی است.خود حضرت فرموده اند در زمان غیبتشان به چه کسانی جهت شناخت دین مراجعه کنیم.مرجعیت علمی دین.یعنی همون عالمای دین.همونائی که شما انگشت اتهامتون رو به سمت اونا میگیرید.اما یه سوال،آیا هر کسی که گفت من عالم دینم باید حرفشو قبول بکنیم؟اینجاست که بحث اصلی شروع میشه.اشتباهی که شما دچارش هستید.همون کج نگاه کردنتون.
علل عقب ماندگی مسلمانان همون چیزی که دنبالشیم به نظر من ریشه در همین موضوع داره؛شناخت عالمان دین.حال اینجا دو تا چرا وجود داره؛اول اینکه چرا ریشهء علت عقب ماندگی مسلمانها در شناخت عالمان دینیه؟و دوم اینکه چرا مسلمانها نتونستند و نمیتونند عالمان دینی رو بشناسند؟چرای اولی در ادامه مباحث اتوماتیک جواب داده میشه اما چرای دومی کاملا" واضح و روشنه.چون مردم دینشون رو نمیشناسند که بتونن عالمش رو بشناسند.یعنی چی؟حالا باید مردم دین رو بشناسن یا عالمای دین اون رو به مردم بشناسونن؟
برای اینکه مطلب خیلی طولانی نشه و البته خسته کننده تا همین جا داشته باشید ادامه بحث بمونه برای چند روز دیگه انشاءالله.اما تا چند روزه دیگه خواهشا" در مورد این سوال خوب فکر بکنید که:
دین رو باید مردم بشناسند یا عالمان دین اون رو به مردم بشناسونند؟
تا بعد.علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
azadah
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1389 15:49:27 موضوع مطلب: |
|
|
با درود خدمت عزير ارجمند جناب 27900
دوست گرامي همانطور كه در نوشتار قبل عرض كردم . بنده قصد مباحثه يا مجادله ندارم . بلكه صرفا نظرات خود را مي گويم . شما و ساير دوستان هم هركدام نظر خود را . تا آگاهي حاصل شود براي فهم بيشتر وقضاوت بهتر .
با اين وجوددر پاسخ به پرسش آخر شما بايد عرض كنم . بنده براين باورم مردم خود بايد دين را بشناسند . آنهم به تناسب درك و فهم وخلوص نيت خود . براي يك شبان ساده دل همين بس كه خطاب به خداوند گفت توكجائي تا شوم من چاكرت ...... به همين سادگي .
اصالت دين را با صدق دل و صفاي باطن بايد شناخت و نه بامنطق عقل . كه درقالب استدلال نمي گنجد . عقيده يك امر شخصي است و رابطه عاشق و معشوق است بين بنده و خداي خودش .
فتنه از آنجا آغاز مي شود كه گروهي بعنوان عالم و مدعي تخصص بردين آرايه بستند و بر جزئيات آن قانون و قاعده نوشتند وخواستند با زور فتواي قتل دين را به مردم بشناسانند . اين گروه ماهيت دين را از محتوا تهي و هويت آن را استحاله كردند و منشا جنگ و جدالهائي شدند كه پاياني بر آنها متصور نيست .
شما به عملكرد گروه هاي خردگرا و سنت گرا در تاريخ اسلام توجه كنيد . از اهل حديث و اهل راي تا گروه معتزله و اشاعره . از اهل سنت تا شيعه . و انشعاباتي كه درهركدام پديد آمد . و ببينيد چه نتايجي ناگواري به بار آورد . به جرات مي توان گفت ضربه اي كه علماي دين بر پيكر دين وارد آوردند . كفار نيآوردند . |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1389 00:53:38 موضوع مطلب: |
|
|
مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است
عشق هم در دل ما سر در گم
مثل ویرانی و موج مردم
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است
مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
سلام به همگی.سلام به همهء عزیزانی که از رنج آوری های روزگار رنج آورمان رنجیده شده اند دلشان سوخته است و قلبشان شکسته است،اما همچنان ایستاده اند،محکم و استوار
(تو را از دور می بینم که می آیی . . .)
و سلامی از سر صمیمیت به دوست خوب نادیده ام و ناشناخته ام azadah
و اما ادامه بحث
رسیدیم به اینجا که من عرض کردم به نظر من علت اصلی عقب ماندن مسلمانان نشناختن عالمان دینیه.و دو تا چرا مطرح کردم که چرای اولی قراره خودش جواب پیدا بکنه وچرای دومی که جواب داده شد،چرا مردم عالمان دینی خودشون رو نتونستند و نمی تونن بشناسند؟چون مردم دین خودشون رو نشناختند و از اینجا به یک تناقض جالب رسیدیم؛اونم اینکه اگر قراره مردم دین خودشون رو بشناسند پس این وسط عالمان دین چه کاره اند؟و اینکه حالا واقعا مردم باید دینشون رو خودشون بشناسند یا علمای دین اونو به مردم بشناسونند؟و شما هم فرمودید:"مردم باید خودشون دینشون رو بشناسند آنهم به تناسب درک و فهم و خلوص نیت خود"من هم با شما موافقم و به قول ققنوس جون من موافقمممممممممممم.اما با کمی تفاوت.عرض می کنم خدمتتون
از جواب خودتون استفاده می کنم.تناسب درک،فهم،خلوص نیت.درک چه چیزی؟فهم چه چیزی؟خلوص نیت نسبت به چه چیزی؟و چه چیز هایی که جوابهاشون ما رو به سر منزل میرسونند.
دین برای چیه؟فقط برای آخرته؟برای این دنیا هم برنامه داره؟چرا اینهمه بکن و نکن داره؟آقایون نباید صورتشونو بتراشن،خانما نباید موی سرشون بیرون باشه،دین فقط برای ایناست؟یا نه یه هدفی داره؟اگه هدفی داره چیه؟به نظر من مردم(منظورمون مردم دینداره ها)باید بدونند دین برای چیه و ما چرا به دین نیاز داریم.من و توی دیندار نمی دونیم دین به چه دردمون می خوره؟شاید به من بخندید و بگید این چی داره میگه؟اما واقعیت دقیقا" همینه.چرا در جوامعی که مردمش اعتقاد دینی ندارن توسط فلاسفه تغذیهء فکری میشن؟این فکر به چه چیزی نیاز داره که حتما" باید بهش جواب داد؟و چرا ما اون رو در قالب دین تعریف میکنیم اما خیلی های دیگه اون رو در تفکرات فلاسفه هاشون جستجو میکنن.فلسفه هایی که باعث شده الان خودشون به این اعتراف بکنن که دیگه چیزی برای گفتن ندارند و مسائل باز سازی فرهنگ ها و اتمام دوران و فیلم هایی مثل 2012 و ... نشون میده که مثل خر تو گل گیر کردن.این فکر به چه چیزی نیاز داره که غربی ها با اون همه به به و چه چه تکنولوژیکشون و اون همه پیشرفتشون به اعتراف خودشون واقعا" کم آوردن.یه سری به نظریه هایی که متفکرینشون میدن بزنید،متوجه میشید که نه تعارف میکنم،نه قصد توجیه مسائل رو دارم و نه متعصبانه به قضیه نگاه میکنم.
دین برای اینه که ما بعد یه مدت به آخر خط نرسیم.دین برای ما تعریف میکنه که چرا ما انسانیم؟برای چه زندگی میکنیم؟برای چه تلاش میکنیم؟ابعاد تلاش ما چگونه باید باشد؟راه رسیدن رو برای ما ترسیم میکنه.
مردم باید چرایی دین رو درک بکنند.چرایی دین رو بفهمند.و خلوص نیت خوشون رو متواضعانه در برابر صاحب دین ابراز بکنند.وقتی مردم چرایی دین رو متوجه شدند اون موقع ست که میفهمند دین باید در همه ابعاد زندگی انسانی وارد عمل بشه.در اجتماع،در سیاست،در اقتصاد،در فرهنگ،در حکومت،در ابعاد فردی جامعه،در ابعاد اجتماعی جامعه و ..........................
اگه مردم چرایی دین رو متوجه بشند اون موقع ست که درک میکنن این همه بکن و نکن هایی که دین داره پیش زمینه ای هستند برای آماده کردن ما برای رسیدن به هدفی که به دنبالش هستیم.اگر مردم چرایی دین رو متوجه بشن اون موقع ست که با خلوص نیت در مقابل صاحب دین زانو میزنند و میفهمند و درک میکنند که همهء ابعاد زندگی انسانی قاعدهء nضلعی هرم دین رو (که ما باید با تفکرات خودمون بهش برسیم)تشکیل میدن که راس این هرم همون هدفی هست که ما بدنبالش میگردیم.همون گمشدمون.و اضلاع این هرم همون ستونهایی هستند باز هم باید با تفکر ساخته بشن اما تفکراتی که تغذیه شده هستند نه صرفا" تفکرات فردی.و ما به ستونهای این هرم نیاز اساسی داریم چون سطوحی که ما بر روی اونها حرکت میکنیم تا به راس هرم که همون هدف ما هست برسیم روی این ستونها قرار میگیرن و جالب اینجاست که ما نمیتونیم فقط از یک سطح این هرم بالا بریم.یعنی نمیتونیم فقط از یک یا چند بعد دین به سمت خدا حرکت کنیم و تازه انتظار رسیدن هم داشته باشیم.چرا که اون موقع این رشد میشه رشد سرطانی و این همون بار کجیه که هیچ وقت به مقصد نمیرسه.
چرا شهید مطهری شد مطهر اندیشه ها.چون همهء ابعاد دین رو درست شناخت.همهء ابعاد دین.
به نظر من مشکل مرحوم شریعتی هم از همین جا شروع شد که پی به همه بعد بودن دین برد اما وقتی به دینداران زمان خودش نگاه کرد،دید همه اونا فقط گیر دادن به احکام دین.که آقا موقع وضو باید دستت رو اینجوری بشوری،ح حسن رو یک میلی متر پایین تر یا یک میلی متر بالاتر از حلقت بگی و ... از این قسم دیندارها.و وقتی نگاه کرد دید این روحانی ها هستند که به مردم دین رو اینطوری یاد میدن،پس نتیجه گرفت که اسلام بدون روحانیت که اینجا اشتباه کرد و به نظر من متاسفانه دچار همون جملهء زیبای خودش شد که:«در راه گم شدن از گمراه شدن بدتر است»بله درسته بعضی از روحانی ها هستند که از دین فقط احکامش رو فهمیدن و تا میای حرفی بزنی زود میگن این حرامه و این هلال،اما اینجاست که همون سوالی که دفعه قبل پرسیدم مطرح میشه که آیا هر کسی گفت که من عالم دینم باید حرفش رو قبول کنیم؟و ما میگیم نه.چون ما باید زیر بنای فکری دین رو خودمون ایجاد بکنیم و پی به همه بعد بودن دین ببریم بعد بیایم ببینیم که کی مثل َشهیدمطهری دین رو برای ما در همهء ابعادش ترسیم میکنه.
خلاصه همهء این حرفام(اینم بگم همه این حرفا نتیجه فکر خودمه نه در جایی خوندم و نه از کسی شنیدم پس اگر ایرادی به این حرفا دارین به منه ناصر برمی گرده نه به دین یا افراد دیگه)این میشه که شناخت چرایی دین به عهده ما و شناخت چگونگی دین به عهده علما.
حالا خودمونیم اینا چه ربطی به عقب موندگی مسلمونها داره؟؟؟؟!!!!!!
شما در مورد این حرفام خوب فکر بکنین انشاءالله ربطشو بعدا" عرض میکنم
در ضمن این رو هم عرض کنم که با اینکه ما نظرات خودمونو مطرح میکنیم اما اینجا صندوق نظر خواهی نیست که فقط نظراتمون رو بدیم،پس چی؟ما داریم با هم دیگه بحث میکنیم تا آگاهی حاصل شود برای فهم بیشتر و قضاوت نه بهتر بلکه قضاوت درست تر.(امیدوارم شوخی های منو به دل نگیرید)
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشهء فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمانها باز
خیالم چون کبوتر های وحشی میکند پرواز
رود آنجا که می بافند کولی های جادو گیسوی شب را
همان جاهاکه شب ها در رواق کهکشانها عود میسوزند
همین فردای افزون ریز رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته ست
همین فردا که ما را روز دیدار است
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازشهاست
به هر سو چشم من رو میکند فرداست
من آنجا چشم در راه توام ناگاه
تو را از دور میبینم که می آیی
تو را از دور میبینم که میخندی
تو را از دور میبینم که میخندی و می آیی
تا بعد.علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
modir
معاون مدیر انجمن

21 ارديبهشت ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 65
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1389 09:50:45 موضوع مطلب: چند جواب |
|
|
با عرض سلام و تشکر خدمت دوستان عزیز
بحث جالبی است و امیدوارم سایر اعضا نیز وارد شوند و نظر بدهند.
1. این که عالمان دینی را مسؤل عقب ماندگی مسلمانان بدانیم مثل این است که پزشکان محترم را مسؤل همه بیماریها و مرگ و میرها معرفی کنیم. دکتر، پزشک جسم است و عالم، پزشک روح؛ هردو درس میخوانند و دستوراتی را برای سلامت و زندگی بهتر به دست می آورند و بیان می کنند، این مردم هستند که انتخاب می کنند چقدر به این توصیه ها عمل کنند.
2. نگاه آخر به اول که جناب azadah مطرح کردند باعث می شود در تشخیص علل با مشکل مواجه شویم. اما بنده به ایشان توصیه می کنم از اول جهان آفرینش مرور کنند و هرجا خطایی دیدند همان را مطرح و درصدد رفع اشکال برآیند:
a- خدا جهان را بانظم و عظمتی فوق العاده آفرید و انسان را به عنوان کاملترین موجود این جهان، باویژگیهای منحصر به فرد قرار داد.
b- برای رسیدن به کمال و سعادت، قدرت انتخاب را به او داد و دو نیروی عقل و برنامه زندگی (دین) را به او معرفی کرد.
c- پیامبران و امامان به عنوان انسانهای پاک و کامل، الگوی عملی انسانها و بیان کنندۀ دین او شدند.
d- با غیبت امام دوازدهم، افرادی احساس وظیفه کردند که برای فهم معارف دینی تلاش کنند و همانطور که یک پزشک، عمری زحمت می کشد و حاصل تحقیقات خود را به عنوان نسخه در اختیار ما می گذارد، آنها هم با تلاش طولانی، در بخشهای مختلف تحقیق کرده و حاصل آن را در قالب کتب مختلف عقائد و اخلاق و احکام در اختیار ما بگذارند.
e- علل و عوامل مختلفی باعث می شود که به دستورات این دو قشر زحمتکش (پزشک و روحانی) عمل نشود...
اگر موافقید با استفاده از مقالات علل عقب ماندگی مسلمین در چند کتاب شهید مطهری(ره) به بررسی این عوامل بپردازیم...
موفق باشید |
|
| بازگشت به بالا |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: جمعه، 31 ارديبهشت ماه ، 1389 16:21:09 موضوع مطلب: |
|
|
پنجره زیباست اگر بگذارند
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من از اظهار نظر های دلم فهمیدم
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند
سلام
رسیدیم به اینجا که عرض کردم به نظر من چرایی دین به عهده ما،چگونگی دین به عهده علما.اما خوب کدوم علما؟علمایی که خودشون هنوز در شناخت دچار اشتباهند؟یا نه علمایی که میدونند عالم چه چیزی هستند؟
بیاید یه ذره سوار بر پرنده خیال بشیم.پرنده ای که در آسمان تاریخ پرواز میکنه!!!بریم به سالها قبل.دوران حضرت امیر علیه السلام.اتفاقاتی که برای دختر پیامبر و همسر حضرت افتاد.بعد 25 سال خانه نشینی،بعد حکومت حضرت و جنگ هایی که حضرت کرد.جنگ با اهل قبله! ماجرای حکمیت،بعد شهادتشون،بعد مخفی بودن مزار شریفشون به مدت تقریبا"100 سال!بعد دوران حضرت حسن مجتبی علیه السلام،ماجرای صلح حضرت،بعد چگونگی شهادتشون،بعد اتفاقاتی که موقع تشییع پیکر پاکشون رخ میده،بعد دوران حضرت حسین علیه السلام،نقشه هایی که براش میکشن،بعد قیام حضرت،بعد روبرو شدن با کسانی که همشون می دونستند حضرت حسین فرزند پیامبرشونه،کسایی که اعتقادات یکسانی با حضرت حسین داشتند؛یه یگانگی خدا،قرآن،پیامبری حضرت محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله اعتقاد داشتند،حتی به همون قبله ای که امام حسین نماز میخوندند نماز میخوندن،اما کار رو به جایی رسونده بودند که حضرت فرمود"هیهات من الذله" و همه معصوین علیهما السلام که آمدند و با این تیپ مسلمونها(حتما به عرض بنده توجه دارید که نه یهودیها هرچند اونا هم بودند،نه مسیحی ها هرچند که اونا هم بودند،و نه دیگران هرچند که اونا هم بودند،بلکه مسلمونها)روبرو شدند و بعد به شهادت رسیدند.تا اینکه اومده و الان امام زمان ارواحنا فداه گرفتار ما مسلمونهایی شده که فقط بلدیم ادای مسلمان بودن رو در بیاریم و ژست منتظر بودن رو بگیریم.
خوب که چی؟این حرفا چه ربطی به موضوع بحث داره؟
یادمه توی یکی از نوشته های دکتر شریعتی خونده بودم که:"فرض کنیم این حرفی که شما میزنید که جانشینی پیامبر و خلافت اون حضرت باید به حضرت علی میرسید،درست باشه ولی خب این به چه درد امروز ما میخوره،به چه درد بی عدالتی امروز جامعه ما میخوره و ..."حالا نمیدونم دکتر شریعتی بعد به گفته خودش جواب داده بوده یا نه ولی خب یه همچین حرفی زده بود.واقعا" اینا به چه درد ما میخوره؟اینا چه ربطی به عقب موندن مسلمونها داره؟
تا اینجا داشته باشید انشاءالله تا بعد
لطفا" در مورد حرفام فکر بکنید اگه ایرادی،نقدی،موردی،فرمایشی بود منت بر من بگذارید و بفرمائید
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گشاده کار دو عالم به یک اشارهء توست
به کار ما چه درنگ است یا علی مددی
علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
azadah
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389 09:22:33 موضوع مطلب: نظر انديشمندان |
|
|
با سلام و درود خدمت دوستان و با عرض پوزش به خاطر تاخير در پاسخ .
ابتدا پاسخي كوتاه به modir عزيز
دوست عزيز اين اصطلاح خود خوانده ( پزشك روحاني يا رواني ) براي همه مردم قابل قبول نيست . و دليل هم دارند . آنها مي گويند پزشكي كه بيماران خود را با تزريق و ترويج خرافات بيمار تر كند . و از قافله پيشرفت و ترقي باز دارد . و سرانجام از پاي درآورد پزشك نيست . بلكه عزرائيل است .
اما برگرديم به ادامه بحث علت عقب ماندگي
رابطه دين با حكومت ريشه اي عميق دارد به درازاي تاريخ و منشا اختلاف نظر است بين انديشمندان كه باورهاي ديني چگونه به عمل درآيد و احكام شريعت چگونه اجرا شود . لاكن هنوز لاينحل مانده و به نتيجه نرسيده .
عده اي بر اين باورند كه ذهنيت عقب مانده ريشه در باورهاي ديني دارد . بعضي دگر انديشان عامل دين را افيون جامعه مي دانند . در حالي كه دين باوران سنتي علت عقب ماندگي را نتيجه دور شدن از دينداري .
صرفنظر از جنگ و جدال لفظي و فتواهاي جهادي و جنگهاي عقيدتي كه تا كنون ملتها شاهد آن بوده اند . در حال حاضر انديشمندان اسلامی را از موضع جهان بينی میتوان به سه گروه تقسيم کرد .
الف- گروه اول سنت گرا يا اصول گرا . اين گروه معتقد است قوانين و دستورات دين به روش صدر اسلام همين امروز هم کارائی دارد و قابل اجرا است . يعنی آنچه ا در زمان پيامبر در ناحيه شبه جزيره عربستان سنت بوده . امروزه هم میتواند مو به مو در همه جای عالم به اجرا درآيد .
جمع كثيري از روحانيت و علماي دين اعم از قديم و جديد هوا دار اين خط فكري هستند . فتوائي كه علما بر قتل دگر انديشان مي دهند و احكامي كه قضات شرع در اجراي قطع دست و سنگسار و از اين قبيل صادر مي كنند بر اساس همين بينش است .
ب – گروه دوم اصلاح طلب يا نو انديش . اين گروه معتقد است . با درک صحیح و برداشتی مناسب از قوانين اسلام میتوان آن را با آزاديخواهی و قوانين پيشرفته دموکراسی امروزوفق داد .
عمده روشنفكران ديني و عده اي قليل از روحانيت نو انديش حامي اين ديدگاه فكري هستند . آنان با مكاتب فلسفي غرب در تماس و در تعاملند . تا دريچه اي بر ذهنيت دگماتيسم بسته ديني بگشايند و با وسعت نظر بيشتر تفسيري نو و متمدنانه از آيات قرآني برداشت نمايند .
فرضا از آيه شريفه ( لا اکراه فی الدين ... و يا لکم دينکم ولی الدين) آزادی عقيده و از آيه ( فبشر عبادی الذين ...) آزادی بيان را استنباط مي كنند .
مضاف به اينکه با پژوهش دريابيم شان نزول آيه چه بوده و در چه زمانی و تحت چه شرايطی و به چه منظور نازل شده و اکنون چگونه بايد تعبير و اجرا گردد که با واقعيت روز سازگار باشد .
و برای اينکار واژه های متنوعی مي آفرينند . مثل حقوق بشر اسلامی . مردم سالاری ديني . جامعه مدنی و از اين قبيل .
پ – گروه سوم سکولاريا آزادي خواه : اين گروه شعار جدائی دين از سياست می دهد . با اين استدلال که سياست انباشته است از دوز و کلک . اما دين پاک و منزه است .
اين گروه معتقد است اعمال دين يک مسئله شخصی و درونی است که می بايد با رضا و رغبت باشد . نه اينكه با زور و اجبار بر جامعه تحميل گردد .
در بررسی اينکه کدام يک از سه نظر قابليت اجرائی دارد . سئوالاتی مطرح می شود که می تواند راه گشا باشد .
وقتی از گروه اول پرسيده شود چرا رهبران دينی در ميان حصار خواص و نيروهاي محافظ پنهان شده به ميان مردم كوچه و بازار نمي آيند و در كنار محرومان نمي نشينند .
با عوام معاشرت نمي كنند . تا مشكلات جامعه را به عينه ببينند و به درد دل مردم گوش نمي دهند تا رسيدگي و درمان كنند . آن گونه كه پيامبر مي كرد .
و چرا نان و خرما بر پشت نمی کشند و شبانه به خانه فقرا نمی برند همانگونه که حضرت علی می برد. زير لب ميگويند اين کارها در شرايط حاضر عملی نيست . * اين گروه در همين جا . و با همين پاسخ مهر محكوميت بر ايده خويش مي زنند . *
چرا که با همين دليل و استدلال هم بايد قبول کنند خيلی از احكام شرع در شرايط حاضر عملي نيست . بلكه مناسب شرايط آنروزگار بوده .
در روزگار زمام داري حضرت رسول تعداد صحابه از ده هزار نفر کمتر بود و جمعيت مسلمانان به يک مليون هم نمیرسيد . مضاف به اينكه آيات الهی هم به كمك مي آمد و به اقتضای نياز زمان و درجهت رفع مشکلات پی در پی نازل می شد .
بهمين دليل اداره امور ساده تر بود و پيامبر میتوانست حتی در مسجد هم به رتق و فتق امور بپردازد و مشکلات مردم را حل و فصل کند . بنابراين عقل سالم باور ندارد كه امروز هم بتوان مملکت را به روش صدر اسلام اداره کرد .
نظرات گروه دوم(اصلاح طلب) قابل تامل است . لاكن قابل اعتماد نيست و نميتوان به آن دل خوش کرد . زيرا تا کنون کشور و ملت و حکومتی نبوده که آزادی و دموکرا سی را در بطن اسلام تجربه کند .
بواسطه آنکه علما و فقها و مراجع که خود را مدافع سنتی دين مي دانند تا کنون نخواستند و نتوانستند و يا شجاعت آن را نداشتند که در جهت تغيير قدمی بردارند . و سنت ايستا را به اقتضاي گذر زمان طراوت و تازگي بخشند .
فرضا در جهت رفع تنگنا ها و آزادي بيشتر اظهار نظر كنند كه توجيه گر دموکرا سی باشد و فتوائي كه اعلاميه حقوق بشر را اعتبار بخشد . از اينروي به تئوري دسته دوم هم اميدواري چنداني نيست .
اما نظرات گروه سوم (سکلار) امکان پذير است و قابل اطمينان . زيرا تجربه جدائي دين از سياست در كشورهاي مختلف قابليت و كارائي خود را نشان داده و موفق بوده .
بخصوص در جوامع پيشرفته اروپائی . که امور معنوی را به دست کليسا و حاکميت واتيکان سپرده اند . و امور سياسی و دنيوی به روال دموکراسی اداره مي شود . با توجه به اين واقعيت ها مي توان گفت نظرات دسته سوم يعني سكولار از اعتبار بيشتری برخوردار است . |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
modir
معاون مدیر انجمن

21 ارديبهشت ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 65
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 13 خرداد ماه ، 1389 02:20:10 موضوع مطلب: چند نکته مهم از زبان مدیر سایت |
|
|
سلام دوستان،
ابتدا در مورد جواب کوتاه جناب آزاده عرض کنم که من گفته بودم روش ایشان در برخورد با حوادث منطقی نیست و ایشان دوباره با تقسیم بندی ناقص چند نظریه در باب دین، برخی از انتقادهای خود به عملکرد عالمان را - که اتفاقاً ما هم در برخی از این نقدها با ایشان موافقیم- مطرح کرده و آن را دلیل بر درستی نظریه سکولار جدایی دینداری از دنیاداری دانستند!
همچنین بنده عالم علم دین را همانند عالم علم پزشکی دارای احترام و جایگاه خاص خود دانستم - و این نظری است که همه افراد منصف از یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان و بقیه ادیان غیرآسمانی نسبت به عالمان خود دارند و آنان را محترم و دارای جایگاه خاص علمی می دانند- اما این دوست گرامی با یک جمله که عالمی که باعث عقب ماندن ما شود پزشک نیست عزرائیل است! حرف و روش خود را ادامه دادند...
از جناب azadah تشکر و توجه ايشان و ساير کاربران محترم را به چند نکته جلب مي کنيم:
1. تحليل نظرات ايشان مانند هر گفتار و نوشتار ديگر، نيازمند دو آشنايي مهم است: روش و محتوا. در منطق ارسطويي (که نظم شگرفي به قوانين تفکر بخشيد) فقط به قالب ظاهري قضايا توجه مي شد و منطق صوري نام گرفت، اما بعداً معلوم شد که گاهي ممکن است گوينده، از مواد نادرستي استفاده کند و به نتايج اشتباهي برسد، در حالي که ظاهر استدلالش زيبا و فريبنده است. اين مقدمه را از آن جهت عرض کردم که دوستاني که با اين سايت ارتباط دارند لازم است در هردو محور، قوي و مسلّط شوند: هم محتواي صحيح و قطعي را به کار بگيرند و هم مطالب خود را با سبک و نظامي منطقي و علمي، تنظيم کنند.
2. از عزيزاني که در سايت نسيم مطهر مطلب مي نويسند، درخواست شده است که دانسته ها و باورها و روشهاي معمول در سطح عوام جامعه را کنار بگذارند و با مطالعه آثار شهيد مطهري، هم اطلاعات جديدي کسب کنند، و هم با روش منطقي و علمي ايشان در ريشه يابي و حل مسائل مختلف آشنا شوند چرا که حضرت امام(ره) در مورد ايشان فرمودند: او با قلمي روان و فكري توانا در تحليل مسائل اسلامي و توضيح حقايق فلسفي، با زبان مردم و بي قلَق و اضطراب، به تعليم و تربيت جامعه پرداخت.صحيفه نور ج 14 صفحه 208- تاريخ 9/2/1360
و مقام معظم رهبري: لازم است جوانها، مخصوصاً آنهايي كه با معرفت و دانش سروكار دارند - مثل روحانيون، معلمين، دانشجويان و نويسندگان - با آثار شهيد مطهري ارتباط نزديك برقرار كنند، و كتابهاي آن بزرگوار را بخوانند.سخنراني روز معلم 9/2/1371
3. نمي خواهيم بحث هاي انجمن نسيم مطهر، به صحبتهاي فرسايشي و بگو مگوهاي بي ربط کشيده شود، متأسفانه در مواردي کاربران محترم سايت، بجاي آن که زحمت بکشند و چند کتاب از شهيد مطهري را مطالعه کنند و با دست پُر، مطالب و روشهاي ايشان را در انجمن سايت مطرح کنند، بر همان روشها و داشته ها و عقائد خود اصرار مي کردند و چون ديگران هم - مثل خود آنها- از بهره علمي و منطقي خوبي برخوردار نبودند، بحثها بجاي پيشرفت و ثمردهي، جدلي و فرسايشي مي شد و در نهايت، کار به توهين و تحريف مي کشيد و به درخواست خود کاربران، يا به تشخيص مديران سايت، موضوع قفل و يا حذف مي شد! اين حادثه هرچند بسيار محدود و انگشت شمار هم باشد بازهم نگران کننده است که چرا جوانان عزيز ما روش و دانش مناسب را در اختيار ندارند؟!
4. به جناب azadah دو پيشنهاد داريم: اول اين که بجاي مطالب مفصل و طولاني -که هم وقت زيادي از ايشان و ديگران مي گيرد و هم شاخه هاي مختلف و راست و نادرستي را مخلوط مي سازد- مختصر و مفید بنويسند، هربار فقط چند جمله که ديگران هم بتوانند مسير مشخصي را براي گفتگو دنبال کنند. در صورتي که اين پيشنهاد را پذيرفتند، لازم است ايشان هم به سؤالات کوتاه و مشخص دوستان جواب بدهند نه اين که بگويند: «بنده قصد مباحثه يا مجادله ندارم بلكه صرفا نظرات خود را مي گويم شما و ساير دوستان هم هركدام نظر خود را...» اگر کسي دنبال مکاني براي گفتن نظرات خود مي گردد و آداب و قواعد گفتگوي علمي را محترم نشمارد، بهتر است به يکي از هزاران وبلاگ متنوع اينترنت اسباب کشي کند.
پيشنهاد دوم به اين دوست عزيزمان اين است که وارد مطالعه آثار شهيد مطهري شوند؛ واقعاً حيف است که چندماه از عضويت کسي بگذرد و حتي يک کتاب از ايشان را هم مطالعه نکند يا آزمون ندهد. اين سايت براي آن تأسيس شده که کتابهاي شهيد مطهري را بخوانيم، امتحان بدهيم و به مراحل عميق علمي و مطالعاتي برسيم؛ به اين دو جمله توجه کنيد: آنچه كه كهنه نمي شود، معارف و حقايقي است كه هنوز جامعه ما محتاج دانستن و تكرار كردن و از بَركردن آنهاست، و آن همان محتواي كتابهاي شهيد مطهري است... مبادا وسوسه خنّاسان و زمزمه دشمنان - كه با فكر شهيد مطهري مخالف بودند و به همين جهت هم او را از دست ما گرفتند - موجب شود كه كتابهاي آن بزرگوار از رواج بيفتد، كه البته نخواهد افتاد. دلها و ذهنهاي مشتاق نخواهند گذاشت. مقام معظّم رهبري (دام ظلّه العالي) سخنراني روز معلم 11/2/1370
بنابر اين از جناب azadah هم مثل ساير کاربران سايت درخواست مي کنيم که با مطالعه کتابهاي استاد مطهري به انجمن وارد شوند و مطالب و روشهاي ايشان را در سخنان خود مطرح کنند، چنين فضايي حتي اگر با نقد و اشکال گرفتن به شهيد مطهري هم باشد مورد تأييد سايت و باعث پيشرفت کاربران در فضاي انديشه شهيد مطهري است.
5. و آخرين سخن اين که موضوع علل عقب ماندگي مسلمانان در چند کتاب شهيد مطهري مطرح شده است: مقدمه انسان و سرنوشت (با موضوع: عظمت و انحطاط مسلمين) ؛ خدمات متقابل اسلام و ايران؛ مقاله فريضه علم از کتاب ده گفتار و چند کتاب ديگر
از همه عزيزان به خصوص جناب azadah دعوت مي شود قبل از نوشتن مطالب ديگر، نگاهي به اين کتابها بيندازند و ادامه اين تاپيک را برآن اساس قرار دهند.
موفق و سربلند باشيد |
|
| بازگشت به بالا |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: جمعه، 14 خرداد ماه ، 1389 23:36:25 موضوع مطلب: |
|
|
با سلام
ابتدا چند نکته در مورد حرفهای جناب azadah و بعد ادامهء بحث
گروههایی که شما از اونها به عنوان جهانبینی اندیشمندان اسلامی در عصر حاضر نام بردید،یه کمی با اون چیزی که شما تعریف کردید فرق دارند.(البته نه یه کمی بلکه اساسا" فرق دارند)
دو گروه اول مربوط میشن به جناح بندی های سیاسی کشور ما نه جهان بینی اندیشمندان اسلامی در عصر حاضر!!!اصول گرایان یا همان جریان حداکثر مذهبی و اصلاح طلبان یا همان جریان حداقل مذهبی.مطالبی هم که در مورد این دو گروه سیاسی نوشتید باز طبق معمول!!! هدفمنده ولی چون خارج از حوصله ست دیگه جوابی براشون نمی نویسم اما به شما پیشنهاد میکنم کتابهای جریان شناسی رو حتما" بخونید تا اگه دفعه دیگه خواستید مطلبی خرج کنید از روی آگاهی باشه نه از روی غرض.
اما در مورد مطالبتون نسبت به تفکر سکولاریسم؛که نمی خوام باز مطالب شما رو بررسی کنم که تعریف شما درسته یا نه و تفکر لائیک کجاست و تفکر سکولار و لیبرال اما همین قد بدونید که جامعهء محمدی دارای چند ویژگی هست که یکی از مهمترین ویژگی های اون شدیدا" سیاسی بودن جامعه است اما سیاستی که تحت لوای اسلام باشد.و جامعهء محمدی چه جامعه ای هست؟جامعه ای که پیامبر اون رو برقرار کرده بود و یکی از قطعات پازل جامعهء مهدوی هست.و ما داریم به چه سمتی حرکت میکنیم؟به سمت جامعهء مهدوی.به همین علته که همه ما اعتقاد به این داریم که سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما.
و اما ادامه بحث
تا اینجا مطالبی رو با هم دیگه مرور کردیم و آخر اون مطالب رسیدیم به اینجا که اینا چه ربطی به عقب موندن مسلمونها داره؟از این به بعد دیگه سعی میکنیم ربط اون مطالب رو با سواالمون پیدا کنیم.امیدوار بودم و هستم که تا به حال و از این به بعد دنبال مطالبی که مطرح شده بود خودمون هم رفته باشیم و کاملترش رو از کتب تاریخی و دینی یاد گرفته باشیم.به هر حال
نمیخوام زیاد خسته تون کنم فقط یه سوال مطرح بکنیم و بعد بریم دنبال جوابش
هر تفکری دارای دشمنانی هست و اون دشمنان در صدد ضربه زدن به اون تفکر.چیزی که این وسط مهمه روشها و وسیله های دشمنه که دشمن از چه وسیله هایی برای ضربه زدن استفاده میکنه.سوالی که دارم اینه:دشمن تفکر اسلامی(منظورم تفکر اسلام ناب محمدی صلی الله و علیه و آله هستش که امام خمینی عزیز هم اون رو در دوران ما احیا کردند)از چه روشهایی و از چه وسیله هایی برای ضربه زدن به این تفکر استفاده میکنه؟
روی این سوال فکر کنیم و انشاءالله به جاهای خوبی برسیم.
تا بعد
علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
azadah
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16
|
ارسال شده در: دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389 15:16:42 موضوع مطلب: |
|
|
با درود
برخورد انديشه هاي مخالف است كه سبب زايندگي و بالندگي مي شود . و نه انباشتن انديشه هاي مشابه . شما از من مي خواهيد از باب عافيت طلبي و محافظه كاري در جهت نظر شما بنويسم . حاشا كه استقلال انديشه را به پشيزي بفروشم .
اگر ديدگاه بزرگان ما در گذشته صحيح بود كه ما امروز عقب مانده نبوديم . وانگهي آنچه را ما امروز مي بينيم آنها ندبده بودند . گذشت زمان تجارب تلخي پيش روي ما گذاشت و دراين زمان نظرات تازه اي مطرح است . كه شايد به نفع شما نباشد . و چشم بستن بر واقعيات فريب خويشتن است .
سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي
كه بيش از چند روزي نيست رسم مير نوروزي |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 111
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: دوشنبه، 24 خرداد ماه ، 1389 19:28:07 موضوع مطلب: |
|
|
وای وای وای وای ترسیدیم و البته خیلی هم ذوق زده شدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جناب azadah کاش یه ذره،فقط یه ذره مثل همون اسم کاربری که برای خودتون انتخاب کرده بودین آزاده بودین!!!دیگه حوصله شو ندارم که باهاتون بحث کنم اما فقط یه مطلبی بهتون بگم اونم اینکه تو رو خدا،تو رو خدا،تو رو خدا فقط یه کم در مورد مطالبی که به ذهنتون تلقین کردن فکر کنید اون موقع متوجه میشید که به هیچ وجه استقلال فکری که ندارید هیچ بلکه قدرت فکر کردن رو هم ازتون گرفتن!
به هرچه می گذرد دل منه که دجله بسی
پس ازخلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست بر میآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست بر نیآید چو سرو باش آزاد (چی دوست گل من،چو سرو باش آزاد!)
در ضمن ما از استقلال فکری همه استقبال میکنیم.اما استقلال فکری که ناشی از علم درست و فکر درست باشه نه استقلال فکری که با حفظ کردن مطالب(اون هم مطالب غلط!!!) بوجود بیاد
و این هم یک سخن در پرده،تقدیم به دوست خوب نادیده ام azadah
آنکه پر نقش زد این دایرهء مینائی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
saeed_s58
عضو جدید


1 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 4
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: دوشنبه، 14 تير ماه ، 1389 14:18:37 موضوع مطلب: |
|
|
باسمه تعالی
با سلام
فکر میکنم قبل از اینکه بخواد بحثی بشه باید بعضی مسائل واضح بشه. چیزایی که مطرح شده در ذهن افراد مختلف ممکنه تلقی متفاوتی ازش وجود داشته باشه. منظور از عقبماندگی چیه؟ این تعبیر از منظر شهید مطهری چه چیزی رو هدف گرفته؟ اون افرادی که تو این تاپیک اظهار نظر کردن چی تو ذهنشون هست از عقبماندگی؟
توضیح اینکه: تو خود همین تعبیر عقبماندگی یه نسبتسنجی خوابیده و در حقیقت ما یه مرجع سنجش رو در نظر گرفتیم و نسبت به اون سنجیدیم و گفتیم عقبتر و عقبماندگی. باید واکاوی کنیم که آیا این چارچوب مرجعی که در نظر گرفته شده تا چه حد قابل اتکا هست؟ اصلاً تعبیر شهید مطهری تو چه چارچوب مرجعی هست؟ دروندینی هست یا بروندینی؟ آیا باید تو فضای دینی و چارچوبهای الگوی دینی هست یا نه؟ این در مورد پست اولی این تاپیک که نمیدونم افرادی که نظر دادن تا چه حد به اون پست اول توجه کردن یا سعی کردن این مطلب رو تو آثار شهید مطهری رهگیری کنن؟
اما در ادامه به نظر میرسه که یکی از کاربرا ثقل قضیه رو برده به سمت علم و در واقع تمرکز خودش رو روی علوم جدید گذاشته و البته علاوه بر اون هم بریده و دوخته و علاوه بر تقلیل مسأله به محدوده جغرافیایی ایران و نه جهان اسلام نتیجه گرفته که مشکل صرفاً تو این مسأله که از نظر ایشون اصلی قلمداد شده از طرف ایرانیجماعت هست.
کاربر دیگهای در ادامه صرفاً به «این بحث» اشاره کرده و بدون تصریح به پیشزمینه و تصورات اولیه خود در مورد بحثی که به اون اشاره میکنه در اولین پست خودش به یک احتمال مشکوک اشاره میکنه و در مطرح کردن اون هم باز به واژههایی دست دراز میکنه که باز هم نیاز به تصریح و تبیین دارن. اینکه منظور از عقبماندگی چیه؟ استبداد دینی چیه و کجاها وجود داشته و چه شاخصههایی داره؟ متولیان دین چه کسانی هستند و کدامیک از اونا اعمال کردن استبداد ادعایی رو؟ در پستهای بعدی البته گویا این گمانهزنی جای خودش رو به قاطعیت میده و کاربر مزبور ادعا میکنه که ۳۰ سال تمام قدرت و ثروت کشور در اختیار روحانیون بوده. اینکه تعدادی از روحانیون سطح دسترسی و دخالت متفاوتی نسبت به قبل پیدا کردن یه بحثه و تعیین این سطح ادعای دیگهایه. شاید اصل تغییر دسترسیها قابل پذیرش باشه و بنابراین طبیعتاً پرسش از تغییر در نتیجه و عملکرد هم یه بحثه ولی رسیدن به مدینهفاضله مسأله دیگهایه، ضمن اینکه مدعی میگه مدینه فاضلهای که از دین انتظار میرفت. باید دید که چه کسی انتظار داشته از دین؟ و چی انتظار داشته؟ آیا از خود دین بماهو هو انتظار بوده یا از عمل به دین و اگه دومیه عمل در چه سطحی و تا چه حدودی؟ اینا چیزاییه که درهم و برهم داره توسط مدعی مطرح میشه و فکر نمیکنم اینطوری بشه منطقی پیش رفت. اینکه مدعی به این راحتی عنوان تجربه شکستخورده رو مطرح میکنه ادعایی نیست که به راحتی بشه پذیرفت. احکام شرع رو کی باید اجرا کنه؟ آیا اجرا کرده؟ روحانیون چه نفوذی و در کجا داشتهاند؟ با سرودن چنین اشعاری مدعی گامی منطقی برنداشته. او توهمات خودشو بجای نتایج منطقی سعی داره القا کنه. ادعای رفاه نسبی هم نسبت به علماء چیزیه که باز هم ادعای صرفه. بحث گردی زمین هم پیش از گالیله در منابع علمی دانشمندان مسلمان مطرح بوده و بسیاری از مباحث دیگه. البته دین ما خطوط قرمزی داره ولی نه تو این وادی. در ادامه در حالی که به تفسیرهای خودش از وقایع و اصالت دادن به نتایج فعالیتهای علمی تجربی ادامه میده دیگران رو به عدم برخورداری از پایگاه منطق و استدلال متهم و در واقع راه بحث رو برای اون کاربر مسدود میکنه. عجیبه که فردی که کارش رو با گمانهزنی شروع میکنه یکدفعه اینقدر محکم به تحلیلهای خودش تکیه میکنه که به این راحتیا حاضر نیست وارد گفتو گو بشه و احتمال تغییر تو دیدگاه خودش رو بده. بنده توصیه میکنم که قدری از جایگاه اتهامزنی و تکیه بر تحلیلهای خودش پایین بیاد. او در فراز بعدی پا رو از این هم فراتر گذاشته و گویا تصور کرده که به حقیقت و گوهر دین دسترسی داره! و از اون منظر فهم علما از دین رو دچار اشکال میدونه. ضمن اینکه جای نقد رو برا آیات الهی با این عنوان که ناسخ و منسوخی هست و امروز هم لابد به ید مدعی یا همپالکیهای او ناسخ دراومده و هر آنچه که با اون اندک مشکلی داشته باشه باید رجم به نسخ بشه و لابد این لطف رو در حق دین میکنن که بالاخره اسم دین بمونه البته بر اون چیزی که بعضیا مثل مدعی از جیب مبارک در آوردن و هیچ نسبتی با فهم و تفقه در دین نداره. متأسفانه مدعی آنقدر ادعاهای درهم و برهم مطرح میکنه و فضا رو گلآلوده که بنده فقط میتونم تقاضا کنم که ایشون اگه بنای مفاهمه داره یک به یک و با تحدید ادعاها قدم به قدم جلو بریم و تا جایی که بنده میتونم و وقتم و توان محدود علمیم اقتضا میکنه در خدمت هستم و در غیر اینصورت کار برا سایر دوستان بزرگوار مشخص باشه تا حرکتی رو به جلو شکل بگبره و هر ادعای جدیدی در تاپیک جداگانه رسیدگی بشه. در غیراینصورت چنین چیزی صرفاً برا هیاهو و جنجال خوبه و اثری جز کدورت به همراه نداره.
و السلام علی من اتبع الهدی |
|
| بازگشت به بالا |
|
|
|
|