ارسال شده در: دوشنبه، 21 خرداد ماه ، 1386 22:48:01 موضوع مطلب:
سلام دوستان. شاید خیلی دیر این گفتگو رو دیدم. ولی به نظر من اصلا خود سؤال اشکال داره. یعنی سؤال میگه که سلب آزادی دیگران آره یا نه! آزادی حجاب (که خب طبعا افرادی از آن سوء استفاده خواهند کرد) مطمئنا باعث سلب آزادی از دیگران میشه. نه فقط امنیت زنان، که احتمالا امنیت و پاکدامنی مردان و بخصوص مردان جوان به خطر می افته. هیچ توجیهی هم قابل قبول نیست کدر واقع:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
ارسال شده در: يكشنبه، 12 اسفند ماه ، 1386 03:25:44 موضوع مطلب: سلام
سلام
بي مقدمه مي گم .
ما دو نوع حكم اسلامي داريم كه يكي فردي است و ديگري اجتماعي است .
در باب حكم فردي مثل نماز و روزه و ... افراد اگر من باب مثال حكم را انجام ندهند به خودشان ضرر مي زنند .
اما در مورد احكام اجتماعي چون اين ضرر علاوه بر اينكه به فرد ضرر مي رساند به ديگر افراد هم ضرر مي رساند. كه اين احكام براي اينكه جامعه سالم بماند بايستي اجرايي شود . يه مثال براتون مي زنم اگر چه شايد مثال جالبي نباشد ولي دم دستي است .
فرض كنيد كه يك خانم حجاب خود را رعايت نكند .
خوب حالا كه اين فرض را كرديد من مي خواهم 10 سال زندگي اين شخص را از لحاظ آماري حساب كنم .
فرض كنيد روزي 10 تا نگاه حرام و تحريك فكر جوان مسلمان در مورد اين خانم صورت بگيره ( البته من خيلي خوشبينم ).
هر سال هم 365 روزه .
10*10*365 = 36500
خوب حالا فرض كنيد ما 1000 نفر خانم بد حجاب داريم اگر حساب كنيد مي شه 36500000
بعبارتي در ده سال زندگي 1000 خانم بد حجاب سي و شش ميليون و پانصد هزار نگاه حرام و تحريك فكر بوجود امده ....
البته با عرض پوزش اين اثر كمش بود ممكنه كار به حتي ... و به خودكشي هم بكشه .
اما ....
واقعا ما چقدر در باره حجاب فرهنگ سازي كرده ايم ؟؟؟
وقتي سينما هنوز مساله حجاب و روابط دختر و پسر را حل نكرده است و فرهنگ ساز جامعه ايراني مي باشد . ايا مسخره نيست كه به زنان جامعه ايران بگوييم حجاب !!! آن زن به من مي گويد تو در طي 27 سال فرهنگ سازي سينمايي كرده اي حالا از من مي خواهي خلاف فرهنگي كه خودت به من القا كرده اي عمل بكنم؟؟؟
به نظر حقير اگر واقعا بخواهيم اين امر اجرايي شود بايستي بت بزرگ را بشكنيم . سينماي و موسيقي ناسالمي كه در سال هاي مديد به فكر و ذهن جوان مسلمان داده شده است مانند سمي است كه ابتدا بايستي آن را بالا آورد تا آن موقع به فكر نهي از منكر بيفتيم .
سينما و موسيقي كه بايستي تطهير شود مي تواند ابزار مفيدي البته پس از تطهير باشد
در صحبت دوستان ارجمند نكته اي بود كه توجه من را به خود جلب كرد . يكي از دوستان انگار خيلي اتيشي شده بود و كلمات نامناسبي مثل خوك و ... استفاده كرده بود .
دوست عزيز فقط به عنوان تجربه به شما مي گم كه وقتي حضرت موسي مي خواست بره سراغ فرعون خدا بهش دستور داد با زبان نرم و ملايم با هاش صحبت كن... قولا لينا لعله يتذكر و ...
فقط يه چيز... همون خانم بدحجابي كه بعضي از ماها يه جوري نگاهش مي كنيم انگار كه ... ممكنه يه سري اعمالي داشته باشه كه از من و تو پيش خدا محبوبتر باشه و ممكنه اگه من و تو توي شرايط اون بوديم مثلا خونواده اون رو داشتيم اعمال ما از نظر حجاب و اين مسائل خيلي خيلي بد تر از اون بود ...
شهيد مطهري چند تا كتاب در مورد اين مساله داره كه مفيدن
يك مساله ديگه : يكي از دوستان هم در باره عقب ماندگي ما و غرب صحبت كرده بودن كه به ايشان توصيه مي كنم مباحث غرب شناسي دكتر حسن عباسي رو در اين موذد گوش كنن شايد نظرشان عوض شد . ضمنا دكتر رحيم پور هم زياد روي اين مساله صحبت كرده اند . شهيد مطهري هم در كتاب انسان و سرنوشت هم يه سري توضيحات مفيد دارن ...
ولي با عرض پوزش اينكه بگيم راز پيشرفت صنعتي غرب از بي حجابي اونه واقعا حرف بي ربطيه ...
ارسال شده در: يكشنبه، 19 اسفند ماه ، 1386 20:34:15 موضوع مطلب:
سلام، این مطلبو از سایت پرسمان گرفتم، برا خودم که خیلی جالب بود:
از آنجا كه انسان موجود اجتماعي است، جامعه بزرگي كه در آن زندگي مي كند، از يك نظر همچون خانه او است و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب مي شود. پاكي جامعه به پاكي او كمك مي كند و آلودگي آن، به آلودگي اش مي افزايد! روي همين اصل در اسلام با هر كاري كه جو جامعه را مسموم يا آلوده كند به شدّت مبارزه شده است؛ چرا كه گناه، همانند آتش است. هنگامي كه در نقطه اي از جامعه اين آتش روشن شود، بکوشيم آن را خاموش يا محاصره کنيم. اما اگر به آتش دامن زنيم و آن را از نقطه اي به نقطه ديگر ببريم و يا آن را به حال خود واگذاريم، حريق همه جا را فرا خواهد گرفت و كسي قادر بر كنترل آن نخواهد بود! از اين گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگي هاي خود سد بزرگي در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در اين موضوع، اين سد را مي شكند و گناه را در اذهان كوچك و آلودگي به آن را ساده مي نمايد. بر همين مبنا حكومت اسلامي، موظف است جلوي منكرات را بگيرد. اين به معناي تحميل به حجاب نيست؛ بلكه نوعي واكسينه كردن جامعه در مقابل بيماري هاي رواني و معنوي است. در جامعه اسلامي همه وظيفه دارند به بهداشت رواني و سلامت روحاني توجه كنند. اين همان امر به معروف و نهي از منكر و نظارت ملي است. حاكمان اسلامي موظف اند موانع رشد فضايل انساني را از بين ببرند و اين در حقيقت بستر سازي براي سلامت رواني جامعه است و در زمان پيامبر و امام علي(ع) نيز هرچند زنان بدحجاب وجود داشته؛ اما قرآن با اين پديده برخورد كرده است، به دنبال آن ديگر آنها نمي توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند؛ حتي اقليت هاي مذهبي نيز موظف به رعايت مقررات اسلامي در جامعه اسلامي بوده اند.
در آيات 31 سوره «نور» و 34 و 59 سوره «احزاب» كيفيت رفتار اجتماعي زن مورد توجه قرار گرفته است. نيز از آيات امر به معروف و نهي از منكر مي توان استفاده كرد كه جلوي هر گونه منكر و زشت، بايد ايستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهاي ديني در جامعه را بايد به اجرا گذاشت و نمي توان تنها به عقيده و ميل مردم اكتفا كرد. فكر كنيد چقدر از مردم حاضرند با ميل و رغبت و از روي اعتقاد، از رشوه گرفتن و اختلاس اجتناب كنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با ميل و رغبت احتراز نمايند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با ميل و رغبت وظايف خويش را اجرا كنند!؟ اين موضوع منحصر به كشور ما نيست. در هر كشوري يك سلسله دستوراتي است كه به اجبار آنها را به اجرا مي گذارند. در كشوري مثل فرانسه ـ كه آن را مهد آزادي مي شمارند ـ چگونه به اجبار دختران را وادار به بي حجابي مي كنند تا به مدرسه يا دانشگاه راه يابند! تفاوت در جامعه اسلامي و غيراسلامي در نوع هنجارها است؛ نه چگونگي برخورد با آنها.
بسياري از حكمت ها و فلسفه هاي حجاب امروزه روشن شده است؛ از جمله:
1- پوشش امري غريزي و فطري براي بشر است. كاوش هاي باستان شناسي نشان مي دهد كه از دير زمان بشر در حد امكان نسبت به مسئله پوشش اهتمام ورزيده است و همه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.
2- مستور بودن زيبايي ها و جاذبه هاي جنسي زن و مرد، آنها را از معرض ديد و طمع ورزي شهوت پرستان هرزه محافظت مي كند و امنيت و بهداشت رواني جسمي آنان را تأمين مي کند.
3- برهنگي راهبر به سوي بي بند و باري و لجام گسيختگي جنسي است كه عواقب شوم و زيانباري دارد:
3-1. گسترش فساد و ناهنجاري هاي اجتماعي،
3-2. شيوع بيماري هايي چون سفليس سوزاك ايدز و...،
3-3. سست شدن پيمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و فزوني عقده هاي روحي در كودكان،
3-4. زياد شدن فرزندان نامشروع.
اينها و ده ها مشكل اجتماعي ديگر، عواقب شومي است كه جهان غرب را سخت برآشفته است و ستاره تمدنش را به افول مي كشاند تا آنجا كه حتي فرياد متفكران ماترياليستي چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. اما مكتب گران قدر اسلام در پرتو هدايت هاي نوراني اش (همچون حجاب) از اساس با اين جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژي استوار براي صيانت فرد وجامعه از آسيب هاي بي شمار قرار داده است. از همين رو است كه استعمارگران براي تخدير جوانان و در بند كشيدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خويش، از بي حجابي و برهنگي به عنوان ابزاري قوي سود مي جويند.
در هر صورت، موضوعاتي نظيرحفظ نظام اجتماعي، بقاي نسل وخانواده، تأمين سلامت فکري و روحي ـ رواني افراد جامعه وفراهم کردن بستري مناسب و محيطي سالم براي پرورش وتکامل مادي ومعنوي انسان و بالآخره پرهيز از عواقب شومي که جوامع ديگر به دليل رعايت نکردن اين قبيل محدوديت ها گرفتار آن شده ويادر آن دست و پا مي زنند و... نظام اسلامي را ملزم به اجراي اين حکم ارزشمند الهي کرده است.براي آگاهي بيشتر ر.ك:
- مرتضي مطهري، فلسفه حجاب؛ غلامعلي حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي.
ارسال شده در: سه شنبه، 28 اسفند ماه ، 1386 08:58:29 موضوع مطلب:
گرايش روزافزون دختران آمريكايي به حجاب
خبرگزاري فارس:علاقه رو به افزايش دختران جوان نيويوركي به پوشيدن لباسهايي كه بخشهاي بيشتري از بدن را بپوشاند و كمتر آنها را در معرض ديد ديگران قرار دهد، توجه محققان را به خود جلب كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي گروه تحقيقاتي IG كه يك گروه تحليل آماري در مركز نيويورك است، يافتههاي محققان اين گروه نشان ميدهد كه نسل جديد جوانان دختر نيويوركي برخلاف نسلهاي قبلي علاقه چنداني به خودنمايي و پوشيدن لباسهاي بدن نما ندارند.
ملسيا لاويجن از محققان اين گروه در توضيح اين تحليلهاي آماري گروه خود ميافزايد: از نظر ما آمارهاي دريافتي از نسل جوان ما دختران نيويورك حاكي از آن است كه مردم به پوشيدگي بيشتر روي آوردهاند.
او ميافزايد: علت اصلي اين امر از نظر من نگاه ساده انگارانه و بيبند و باري است كه در چند سال اخير با شعار همه چيز ميگذرد رايج شده بود و اكنون در عكسالعمل به آن موج بيبند و باري گرايش به پوشيدگي بيشتر در ميان دختران جوان و نوجوان اوج ميگيريد.
لاويجن معتقد است كه پس از چندين سال از اوج فرهنگ خودنمايي و لباسهاي كوتاه و بدن نمايي كه افراد را در كمترين ميزان پوشش قرار ميداد، اكنون مردم به دنبال چيز متفاوتي هستند؛ چيزي كه ديگر آن قدر بدن نمايانه نباشد.
محققان اين گروه دليل ديگر اين روي آوردن دختران جوان را تمايل آنها به داشتن كنترل خويش و راحت بودن از آزار ديگران ميدانند و اضافه ميكنند: به طور كلي گرايش به مذهب، رفتن به كليسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومي بيبند و باري علامت آن است كه نسل جوان قصد دارد كه خودش بر خود كنترل بهتري داشته باشد.
ارسال شده در: سه شنبه، 28 اسفند ماه ، 1386 09:07:28 موضوع مطلب:
دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف مي كند كه: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورك» مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد كه مي خواست مسلمان شود؛ گفتم براي پذيرفتن اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق كنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد كه دين اسلام دين حق است مي توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به مطالعه كرد. در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه كرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر مرا مسلمان نكيند من مي روم و در وسط سالن داد مي زنم و مي گويم: من مسلمانم!»
گفتم حالا كه در پذيرفتن اسلام مصمم شده ايد فردا كه روز ميلاد است بياييد تا در طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بين مراسم گفتم اين خانم مي خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يكي از حضار گفت: «لابد اين دختر عاشق يك پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او را نمي دهد مي خواهد به صورت صوري مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشكرم! ولي اين طور كه شما گفتيد نيست زيرا او در مورد حقانيت اسلام، مطالعه گسترده اي داشته است. به عنوان مثال در عقايد اسلامي چيزي به نام «بداء» هست كه مي دانم هيچ كدام از شما چيزي از آن نمي دانيد ولي اين دختر خانم مي داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده وي كه مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيت او كردند. اين آزار و اذيت ها روز به روز بيشتر مي شد به حدي كه مجبور شدم با حضرت «آيه الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در ميان گذارم. ايشان فرمودند: «آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟» گفتم: «بي خطر هم نيست.» فرمودند: «پس شما به ايشان بگوييد مي تواند روسري خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: «مي توانيد روسري خود را برداريد.» او پرسيد: «آيا اين حكم اوليه است يا حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است.» گفت: «اگر روسري خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آيا من شهيد محسوب مي شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسري خود را بر نمي دارم هر چند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.»
ارسال شده در: چهارشنبه، 29 اسفند ماه ، 1386 02:06:28 موضوع مطلب: جايگاه حجاب از ديگاه روانشناسي چ
سلام
جايگاه حجاب از ديگاه روانشناسي چه مي باشد ؟
هر انسانى، با هر نظام فكرى، افعال اختيارىاش را به منظور رسيدن به اهدافى كه آنها را پسنديده و خوب تشخيص داده، انجام مىدهد؛ به عبارت ديگر، تمام افعال ارادى آدمى، تابع حسن و قبحى است كه تشخيص مىدهد. «حجاب و بىحجابى» نيز از اين چارچوب برون نيست. عدهاى حجاب را نيك مىدانند و بدان پايبندند و در مقابل، بىحجابى را زشت مىشمارند و از آن بيزارى مىجويند؛ چنان كه گروهى بىحجابى را پسنديده، به آن اهتمام مىورزند و حجاب را عملى زشت دانسته، دامن خود را از آن پاك مىسازند. اين نوشتار، فارغ از دليلهاى عقلى و نقلى و مقتضيات فطرى در پى بررسى آثار اين دو پديده است و خوبى و بدى و زشتى و زيبايى هر يك را مىنماياند تا هر كس با تدبير در آثار آن دو، راه صواب پيش گيرد.
دامنه تأثير رفتارها
بىترديد زندگى اجتماعى - خواه بر استدلال عقلى و خواه برخواسته فطرى و خواه بر بنيان قراردادهاى اجتماعى و... بنا شده باشد - از تأثير و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آنها تهى نيست. خوبىها و زيبايىها براى فرد و خانواده و جامعه مفيدند و زشتىها و بدىها نيز به همه زيان مىرسانند. و تأثير خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه به جا خواهند گذاشت.
همنوايى آهنگ تكوين و تشريع
مدبّر آفرينش كه خواهان تداوم نسل بشر است، خود، به قلم تدبير و تكوين، جاذبههاى عقلى، اجتماعى، فطرى و زيستى - جنسى را در آدميان و حتّى حيوانات و گياهان به وديعت نهاده تا در پرتو جذب و انجذاب درونى هميشگى شعله وجودشان را بر افروخته نگهدارند. خالق هستى براى بقاى ديگر موجودات تنها همين جذب و انجذاب را كافى دانسته، ولى براى بقاى نسل بشر مسؤوليت سپارى را نيز از نظر دور نداشته است؛ زيرا بشر چون جانوران و گياهان نيست كه نسل وى تنها با جاذبههاى زيستى - جنسى و عشق ورزى آزاد پايدار ماند. نوزاد انسان پس از تولّد به تغذيه، نگهدارى و پرورش درست نيازمند است و بدون مراقبتهاى بهداشتى، زيستى و... فرصت حيات نمىيابد. بر اين اساس، معمار هستى كه نهاد آدمى را آن گونه سرشت، برگنبد تشريع اين گونه نوشت كه ازدواج محبوبترين بنيادها براى بنا نهادن كانون تولّد و مهد پرورش و رشد نوع انسان است1، تاهم جذب و انجذاب به محيط خانواده محدود گردد و هم نسلى سالم و متعادل پرورش يابد. چون جذب و انجذاب لجام گسيخته هرگز به بقاى نسل تن نمىدهد و آن را مزاحم عشق ورزى خود مىبيند؛ همانگونه كه نسل ناسالم، پدر و مادرى نمىشناسد تا آن نژاد را استمرار بخشد2. به اين منظور، انتظار مىرود معمار نظام تكوين و تشريع در راه نيل به خواست خود، به تدبير و تشريع لازم دست يازد و اسباب رسيدن به آن هدف را تشريع فرمايد. «حجاب» در شمار اين اسباب جاى دارد. اينك در اين نوشتار، با پرداختن به برخى آثار تربيتى و روان شناختى اين دو پديده، سودمندى و ضرر آفرينى هر يك را هويدا مىسازيم تا هر كس خود آگاهانه تصميم گيرد.
حجاب و رشد شخصيت
شخصيت؛ مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقيات يك انسان است كه به تمايز وى از ديگران مىانجامد3؛ به عبارت ديگر، مجموعه صفات و ويژگىهاى جسمى، روانى و رفتارى كه هر انسان را از انسانهاى ديگر متمايز مىسازد، شخصيت نام دارد4. بر اين اساس، هر كس شخصيتى دارد كه خود را با آن معرفى مىكند. و ديگران نيز او را به همان ويژگىها مىشناسند. در، «روانشناسى كمال» انسان رشد يافته كه انسان خواستارِ تحققِ خود (actualizing person - The Self) معرفى مىگردد، اين گونه توصيف شده است: انسانى كه نيازهاى سطوح پايين (نيازهاى جسمانى، ايمنى، تعلق، محبت و احترام) را پشت سر نهاده، در صدد استفاده از توانايىها و قابليتهاى خود است و به دنبال به فعليّت رساندن خويشتن و تحقق خويش است5. اريك فروم انسان رشد يافته را انسان بارور (Productive person) معرفى مىكند و در تعريف او مىگويد: وى انسانى است كه نيازهاى روانىاش را از راههاى بارور و زايا و خلاق ارضا مىكند6. به عقيده اريك فروم مؤثرترين عامل در رشد شخصيت انسان برآوردن معقول نيازهاى روانى است كه حيوانات پست اين نوع نيازها را ندارند. انسان سالم نيازهاى روانى - نه نيازهاى جسمانى مانند گرسنگى، تشنگى، جنسى و...- خود را از راههاى خلاّق ارضا مىكند و اشخاص ناسالم از راههاى نامعقول7. اكنون بايد ديد فرصت رشد شخصيت با رعايت حجاب بيشتر فراهم مىگردد يا با عدم رعايت آن؟ انسانى كه پيوسته نگران زيبايى خود است و بيشتر در جهت معرفى پيكر خود مىكوشد، بهتر مىتواند قابليتهاى خود را بشناسد و به فعليت برساند يا آن كه سر در باغ انديشه دارد؟ آيا توجّه به نيازهاى جسمانى و سطحى به انسان امكان رشد مىدهد يا توجّه به نيازهاى عالى و مخصوص انسانها؟ آيا غرق شدن در خود نمايى و جلب توجّه ديگران مسير منتهى به يافتن خويشتن است؟ انسانى كه زندگىاش تحت فرمان و ارادهاش نيست، در حس هويّت يابى خود (of Identity A Sense) دچار شكست شده است8 تا چه رسد به آن كه هويّتش را به كمال رساند. زيرا سليقه و خواست ديگران در زندگىاش تأثير مىگذارد و چنان زندگى مىكند كه ديگران مىپسندند، نه آنگونه كه خود مىپسندد.
بىحجاب در انديشه نمايش خود و زيبايى خويش است. اين امر كه عقده حقارت (inferority complex) انسان را مىنماياند، زمينه رشد و تعالى وى را نابود مىسازد؛ در حالى كه زن مانند مرد يك انسان است و بايد از نظر انسانى رشد و تكامل يابد. كسى كه با نمايش زيبايى خود و گزينش پوششى ويژه در انديشه جلب نظر ديگران به سر مىبرد، در حقيقت مىخواهد با تكيه بر جذابيتهاى ظاهرى خويش و نه اصالتها و ارزشهاى متعالى خود، جايى در جامعه بيابد. در واقع او از اين طريق اعلام مىدارد، آنچه برايش اصل است و اهميّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانيت و انديشه و لياقت و كارآيىاش. چنين فردى قبل از همه اسير خويش است و به مغازهدارى شبيه است كه پيوسته در انديشه تزيين ظاهر و تغيير دكور خود به سر مىبرد و فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگتر را نمىيابد9.
حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندى)
از نظر روانشناسى، قطعىترين عامل رشد انسان «ميزان ارزشى» است كه هر فرد براى خود قائل است10؛ به عبارت بهتر، نافذترين عامل رشد روانى و شخصيتىِ انسان، سطح حرمت خود (esteem - Self) او است. درجه ارزيابى فرد از خود، حرمت خود خوانده مىشود و در واقع باز خوردى از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار مىآيد. اين قضاوت در قالب رفتارهاى كلامى و غير كلامى بروز مىكند و گسترهاى است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و يا ناموفق و بىارزش مىداند11.
چنان كه گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش يافتگى هيجانى، اجتماعى و عاطفى تأثير بسيار دارد و از عوامل تعيين كننده اساسى در شكلدهى الگوهاى رفتارى و عاطفى است؛ به گونهاى كه ترديد افراد در ارزشمندىشان به ناتوانى در رسيدن به زندگى عاطفى موزون مىانجامد. اين افراد همواره از آشكار شدن ناتوانىهاشان هراسناكند و صحنه را ترك مىكنند. از طرفى خلاقيت با «سطح حرمت خود» رابطه كاملاً مستقيم دارد12.
به راستى آيا برهنه شدن و كشاندن رفتارهاى جنسى به كوچه و خيابان به آدمى ارزش مىدهد و انسان را از احساس ارزشمندى بهرهمند مىسازد؟ البتّه شايد احساس رضايت آنى و زود گذر پديد آورد، ولى كمتر كسى است كه بر خوردارى از اين حالت و رفتار را ارزش تلقى كند و شخص برخوردار از اين روحيه را ارزشمند بداند. افزون بر اين، تأمين هر خواستهاى هميشه با احساس رضايت همراه نيست. در جامعهاى كه برهنگى تمام شريانهاى آن را پر كرده و زن و مرد همواره در حال مقايسه داشتهها و نداشتههاى خويشند، انسانها در تشويش مستمر و دلهره هميشگى فرو مىروند؛ زيرا رقابت و مقايسه در ميدانى رخ مىنمايد كه ظرفيت رقابت ندارد و بدين سبب، آدمى به تنوع طلبى حريصانه كشيده مىشود. بىترديد تا وقتى اين انديشه فضاى ذهن آدمى را آكنده است، فرصتى براى بروز خلاقيت و ابتكار باقى نمىماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل ديگران و جلب نظر مردان و پسنديده شدن، هرگز انديشه علمى را بر نمىتابد و نمىتواند يافتهاى تازه عرضه كند. او در پى آن است كه در وضعيت موجود پسنديده شود نه آن كه وضعيت را تغيير دهد و با ابتكار و خلاقيت، طرحى نو در اندازد. از سوى ديگر، از آنجا كه احساس بىارزش بودن تمام وجود اين افراد را پر كرده است، در پى جبران اين كمبود بر مىآيند و چون آسانترين راه رسيدن به اين احساس، مقبول ديگران واقع شدن است، از طريق سكس و عرضه پيكر خود در اين مسير گام بر مىدارند تا به شكلى، احساس ارزشمندىِ از كف رفته خود رإ؛ ّّ جبران كنند. در حالى كه شخص بر خوردار از حجاب هرگز چنين نيازى را احساس نمىكند. در نگاه او بهترين راه جبرانِ احساسِ ارزشمندى آن است كه خود را از دسترس بيگانگان دور نگهدارد و مقام و موقعيت خود را پايين نياورد13. گويا از همين رو است كه ويل دورانت مىگويد: زنان دريافتند كه دست و دل بازى مايه طعن و تحقير است.
بنابراين، چنين افرادى هم ارزشمندى را از كف دادهاند و هم در جبران آن به بيراهه رفتهاند. راه رسيدن به احساس ارزشمندى پايدار، رفتن در پى كسب صفات ارزشمند و پايدار است.
انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس ديگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مىبخشد تا آنجا كه مرد، نيازمندانه به آستان وى روى مىآورد. بىترديد اگر زنان اين مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشيده داشتن و مخفى ساختن پيكر خويش بيشتر گرايش نشان مىدهند14 و پى خواهند برد كه راه احساس ارزشمندى در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نيست. راسل مىگويد: از لحاظ هنرى، مايه تأسف است كه بتوان به آسانى به زنان دست يافت. ويل دورانت نيز مىگويد: آنچه مىجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مىگردد15.
ويليام جيمز به صراحت توصيه مىكند: زنان عزّت و احترامشان به اين است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند.
پس حجاب احساس ارزشمندى است؛ كه موقعيتى بلند مرتبه براى زنان پديد مىآورد و مردان را در محدوديت فرو مىبرد. اگر چه در بيان به زنان گفته مىشود كه پوشيده بيرون آييد؛ ولى واقعيت آن است كه به مرد گفته مىشود، بهره بردارى جنسى در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترين كانال حسىِ مردان است، نمىتوان سد كرد.
حجاب و استحكام خانواده
خانواده با اهميّتترين نهاد اجتماعى است. خانواده كانون عشق و اميد و تحقق آرزوهاى آدمى و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهاى كه هيچ جامعهاى نمىتواند بدون خانواده پايدار بماند. در معارف الاهى خانواده مهمترين جايگاه پرورش انسان است. قرآن كريم همسران را «لباس» يكديگر مىداند و بدين ترتيب نقش هر يك را معيّن مىكند. زن و شوهر نزديكترين افراد به يكديگرند و چون لباس، يكديگر را از آفات و آسيبهاى عفت سوز و ايمان برانداز حفظ مىكنند16. افزون بر اين، آنها مانند لباس، مايه وقار و آراستگى يكديگرند. بىترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل مىگيرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگى رها باشند، نمىتوانند براى يكديگر چون لباس به شمار آيند و عفت و وقار و شخصيت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان يافتن چنين بنيادى است و بىحجابى با آن تعارض آشكار دارد؛ زيرا بىبند و بارى در پوشش، بىبند و بارى در تحريك و احساس نياز را در پى دارد و تأمين نيازهاى شعلهور بنياد خانواده را نشانه مىرود17.
غريزه جنسى يكى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا براى پايدارىاش كافى نيست. بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شكل مىگيرد؛ خواستههاى زيستى و جنسى اندك اندك جاى خود را به نيازهاى روانى و امنيتى و عاطفى و شناختى مىدهد و ديگر سرمايه عشق ورزى به تنهايى براى تأمين اهداف خانواده و خواستهها كافى نيست. نخستين شرط دستيابى بدين اهداف و تأمين خواستهاى جديد، آن است كه زن و شوهر از هويّت و خواستهاى فردى دست شويند و به سوى پى ريزى هويتى جمعى گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خويش را پى گيرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمايى و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو رود و نقش مادرى را به فراموشى سپارد؛ و از آن سوى مرد در انديشه رسيدن به تمكينهاى نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدرى را فراموش كند، بنيان خانواده بر باد مىرود. بىترديد كانون خانواده با امورى چون توجّه به لباس و بدن و روى و موى و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفى كردن خود، پيوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدين امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نيازهاى برتر، پايههاى خانواده را متزلزل مىسازد.
حجاب و مسؤوليت پذيرى
هر كس در برابر خود و ديگران مسؤول است. انجام موفقيتآميز مسؤوليت به استعداد و برخوردارى از توانمندىهاى متناسب و ظرفيتهاى روان شناختى و جسمى نياز دارد. توفيق در پارهاى از مسؤوليتها و حتّى سپردن برخى از مسؤوليتها به حجاب تكيه دارد و افرادى كه بىحجابى پيشه مىكنند، توان انجام آن را ندارند. اين گروه ناگزير بايد به خويش پردازند و - چنان كه امروزه مشاهده مىكنيم - چارهاى ندارند جز آن كه انجام آن مسؤوليتها را به ديگران و حتّى مردان بسپارند18. زنانى كه در پى دلربايى و جلب نظر ديگرانند و جز عرضه پيكر خود به چيزى نمىانديشند، هرگز نمىتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤوليت كنند و به معنويت خود و اعضاى خانواده و جامعه بينديشند. اين افراد، افزون بر آن كه خود به دليل ناتوانى يا شانه خالى كردن از انجام دادن مسؤوليتهاى فردى باز مىمانند، با روحيه و وضعيت بدنى خاص خويش محيط را آلوده و موقعيت را براى فعاليت مسؤوليت پذيرانه نامساعد مىسازند. بر اين اساس، بازدهى فعاليتهاى خانوادگى و اجتماعى را كاهش مىدهند و حتّى دقّت عمل را دچار اختلال مىكنند؛ به عبارت ديگر، اين افراد خود ناتوان مىمانند و ديگران را نيز از انجام دادن تعهدات و مسئوليتهاشان باز مىدارند. تحقيقات گسترده و به ويژه پژوهشهاى ميدانى، حاكى از افت توليد و كاهش سطح كيفيت در مراكز آلوده به افراد بىحجاب، بر درستى اين سخن گواهى مىدهد.
اسلام كه عاطل و باطل ماندن نيروهاى عظيم انسانى و غير انسانى را نمىپسندد، براى رسيدن به موفقيت در انجام تعهدات و مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى، استعداد و شرايطى را لازم مىداند كه رعايت پوشش خاص يكى از آنها به شمار مىآيد. فرد بىحجاب با رعايت نكردن اين شرط در واقع از قبول مسؤوليت خوددارى ورزيده، در پى خواستههاى خود مىرود و حتّى ديگران را از انجام تعهدهاى پذيرفته شده باز مىدارد. بنابراين، حجاب هرگز به معناى محدود كردن حوزه مسؤوليت زن نيست. حجاب شرط موفقيت در انجام دادن مسؤوليتها و سپردن برخى مسؤوليتها است. انسان، با انتخاب بىحجابى از قبول مسؤوليتهاى حساس و سنگين شانه خالى مىكند؛ آزاد از هر تعهدى سر بار ديگران مىشود و مسؤوليتها را به ديگران وا مىگذارد.
پىنوشت:
1. الميزان، محمدحسين طباطبائى، ج 3.
2. فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل.
3. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادى.
4. روانشناسى شخصيت، يوسف كريمى،
5. روانشناسى كمال، دوان شولتس، گيتى خوشدل.
6. مكتبها و نظريههاى روانشناسى، سعيد شاملو.
7. روانشناسى كمال.
8. فلسفه حجاب، على محمدى.
9. روانشناسى حرمت خود، ناتانيل براندل، هاشمى جمال.
freeman sunfran cisco.196 .Esteem - The Antecedents of self .10
11. بررسى حرمت خود در نوجوانان...، سيد حسن سليمى، مجله روانشناسى، شماره 2.
12. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، صدرا.
13. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، صدرا.
14. مسأله حجاب، مرتضى مطهرى، صدرا.
15. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، صدرا.
16. الميزان، محمدحسين طباطبائى، ج 3.
17. فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل.
18. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادى.
ارسال شده در: چهارشنبه، 29 اسفند ماه ، 1386 02:09:14 موضوع مطلب: در مورد كيفيت حجاب همسران پيامبر
سلام
در مورد كيفيت حجاب همسران پيامبر و ائمه معصومين(ع) مطالبي بفرماييد. آيا حضرت صديقه طاهره و زينب كبري(س) از چادر استفاده ميكردند؟
پاسخ از ::آيت الله مکارم شيراز ي
چادر به صورتي كه در ميان ايرانيان معمول است - چادر بلند كه تا پايين پا ميرسد - در ميان جامعه عربها معمول نبوده، ولي چيزي شبيه نيمه چادر رايج بود كه ظاهراً منظور از «جلباب» هم كه در آيات قرآن آمده، اشاره به همين است. چيزي نه مثل مقنعه و روسري كوتاه و نه مثل چادر ما خيلي بلند؛ اين چادر شايد تا كمر و كمي پايينتر ميرسيده است و آن بزرگواران از آن استفاده ميكردند. عربها چيزي داشتند به نام «درع» كه پيراهن وسيع است و «ملحفه» كه همان چادر بوده است و مقنعه. از روايات استفاده ميشود اين بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر ميكردند و درع هم پيراهن وسيع بوده كه تا پشت پا ميرسيده و آستينهايش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادري بوده كه به خودشان ميپيچند. در آداب نماز گزار هم آمده كه زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب كاملي داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده كند.
ارسال شده در: چهارشنبه، 26 اسفند ماه ، 1388 19:38:38 موضوع مطلب:
حجاب اجباري آزادی را به بند می کشد . تحقیر می کند . و عقده حقارت می آورد . ظاهرسازی و پنهانکاری را رواج می دهد . يك عامل دست و پاگيراست . فعالیت زنان را در امور ورزشی و اجتماعی و صنفی کند و کمرنگ می سازد .
مهمتر اینکه ازنظر بهداشتی حجاب منشا چرک و شپش و قارچ کچلی و امراض پوستی و بوی متعفن عرق می گردد .
ارسال شده در: پنجشنبه، 27 اسفند ماه ، 1388 12:42:35 موضوع مطلب:
ميگويند احترام به حيثيت و شرف انساني يكي از مواد اعلاميه حقوق بشر است . هر انساني شريف و آزاد است ، مرد باشد يا زن ، سفيد باشد يا سياه ، تابع هر كشور يا مذهبي باشد . مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بي اعتنائي به حق آزادي او و اهانت به حيثيت انساني او است و به عبارت ديگر ظلم فاحش است به زن . عزت و كرامت انساني و حق آزادي زن ...
پاسخ : يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اينكه وقتي ميخواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام يك وظيفهاي است بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد كيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند . اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود . اگر رعايت پارهاي مصالح اجتماعي ، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند چنين مطلبي را "" زنداني كردن "" يا "" بردگي "" نميتوان ناميد و آن را منافي حيثيت انساني و اصل "" آزادي "" فرد نميتوان دانست . در كشورهاي متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهائي براي مرد وجود دارد . اگر مردي برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتي با پيژامه بيرون آيد ، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب ميكند . هنگامي كه مصالح اخلاقي و اجتماعي ، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصي را رعايت كنند مثلا با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزي نه بردگي نام دارد و نه زندان ، و نه ضد آزادي و حيثيت انساني است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار ميرود .
برعكس ، پوشيده بودن زن - در همان حدودي كه اسلام تعيين كرده است - موجب كرامت و احترام بيشتر او است ، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون ميدارد . شرافت زن اقتضاء ميكند كه هنگامي كه از خانه بيرون ميرود متين و سنگين و با وقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچگونه عمدي كه باعث تحريك و تهييج شود به كار نبرد ، عملا مرد را به سوي خود دعوت نكند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنيدار به سخن خود آهنگ ندهد . چه آنكه گاهي اوقات ژستها سخن ميگويند ، راه رفتن انسان سخن ميگويد ، طرز حرف زدنش يك حرف ديگري ميزند . ... ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند ، فرياد بزند كه به دنبال من بيا ، سر بسر من بگذار ، متلك بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش كن . آيا حيثيت زن ايجاب ميكند كه اينچنين باشد ؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود ، حواس پرت كن نباشد و نگاههاي شهوت آلود مردان را به سوي خود جلب نكند ، برخلاف حيثيت زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع يا برخلاف اصل آزادي فرد است ؟ آري اگر كسي بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد ، البته اين با آزادي طبيعي و حيثيت انساني و حقوق خدادادي زن منافات دارد . چنين چيزي در حجابهاي غير اسلام بوده است ولي در اسلام نبوده و نيست . شما اگر از فقهاء بپرسيد آيا صرف بيرون رفتن زن از خانه حرام است ؟ جواب ميدهند نه . اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن و لو اينكه فروشنده مرد باشد حرام است ؟ يعني نفس عمل بيع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است ؟ پاسخ ميدهند حرام نيست . آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است ؟ باز هم جواب منفي است چنانكه در مساجد و مجالس مذهبي و پاي منبرها شركت ميكنند و كسي نگفته است كه صرف شركت كردن زن در جاهائي كه مرد هم وجود دارد حرام است . آيا تحصيل زن ، فن و هنر آموختن زن و باعخره تكميل استعدادهائي كه خداوند در وجود او نهاده است حرام است ؟ باز جواب منفي است . فقط دو مسأله وجود دارد ، يكي اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمائي و تحريك آميز نباشد . و ديگر اينكه مصلحت خانوادگي ايجاب ميكند كه خارج شدن زن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشي او باشد . .
6 خرداد ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 3
محل سكونت: اصفهان
ارسال شده در: چهارشنبه، 4 فروردين ماه ، 1389 22:41:42 موضوع مطلب: در مورد حجاب اری یا نه
انچه از ایات و روایات به نظر می رسد ان است که خداوند تبارک و تعالی می خواهد تا زیبایی های زن فقط برای شوهرش ظاهر شود . بنابر این اگر چنین مطلبی را بپذیریم .مسئله حجاب به راحتی قابل هضم خواهد بود . زن نباید با خود نمایی در بیرون از خانواده ، و برای غیر از شوهرش زیبایی هایش را به نمایش بگذارد .