20 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 99
محل سكونت: qom
ارسال شده در: جمعه، 23 تير ماه ، 1385 01:41:01 موضوع مطلب: یاران شاهد
شماره 5 ـ 6 ياران شاهد، (مجله بنياد شهيد) از دوره جديد انتشار آن، به استاد مطهري اختصاص و نام «سلوک مطهر» به آن داده شده است.
اين شماره، کاري نسبتا استثنايي و زيبا و همراه با تصاوير بسيار جالبي است که دستکم، بايد گفت، انتشار آنها در يک جا، براي نخستين بار انجام شده است.
ياران ويژه سالروز عروج شهيد مطهري، مشتمل بر دهها مصاحبه کوچک و بزرگ است که بسياري از آنها، جديد و حاوي افکار تازه است.
گفتوگويي از حداد عادل با آيت الله خامنهاي که نکته تازه در آن، اين است که حداد ميگويد، از آقاي مطهري شنيده است که بدترين دوره براي اسلام در ادوار اخير، فاصله بين مشروطيت و شهريور 1320 بوده و آقاي خامنهاي شرحي در اين باره ميدهد.
خاطرات آقاي دواني در باره آقاي مطهري که پيشتر هم چاپ شده بود، در اينجا به صورت مهذب و پيراسته آمده و حاوي نکاتي خواندني درباره استاد مطهري است، به ويژه تأکيد بر همآوايي آقاي مطهري با نواب صفوي، که البته انتقادهايي هم به تندرويهاي آنان داشته و اين اواخر، نواب و دوستانش جلساتي براي خواندن احکام شرعي از روي رساله آيتالله بروجردي داشتهاند. در اين بخش، نکات ريز فراوان آمده است.
مصاحبه با دکتر علي مطهري، فرزند ارشد استاد مطهري و اين جمله او که استاد با شيوهها مبارزه ميکرد، نه با افراد. در اين مصاحبه، به گوشههايي از روابط آقاي مطهري با بازرگان و شريعتي نيز اشاره شده است.
گفتوگو با آقاي واعظزاده و تأکيد او بر اين که شيوه سياسي او منطقي و هدفمند بود و ديگر آن که به انقلابي بودن اصلا تظاهر نميکرد و دنبال پيريزي اصول صحيح اسلامي براي انقلاب بود تا فکر اصيل انقلاب حفظ شود.
گفتوگو با آيتالله علياصغر مرواريد، از چهرههايي که تاکنون کمتر مصاحبه کرده است. يک منبري معروف و انقلابي در تهران و همطراز آقاي هاشمي رفسنجاني و بسياري ديگر، که البته پس از انقلاب، به دلايلي کنار گذاشته شد. نکات خواندني آقاي مرواريد جالب توجه است.
مصاحبه با حجتالاسلام شجوني که ميگويد، از سخنان بازجوي ساواک فهميدم که رژيم چقدر از مطهري واهمه دارد. در اين مصاحبه، جاي نام چند نفر نقطه چين شده و از تفسيرهاي انحرافي که در مسجد جوزستان ارائه ميشده ياد شده است. آقاي شجوني، يکبار به خاطر حمله به دکتر آريان پور که با آقاي مطهري در دانشکده الهيات درافتاده بود به زندان افتاد. اين آريان پور از نوادگان نايب حسين کاشي شرور، معروف کاشان در يک دوره چهل ساله با فرزندانش مثل ماشاءالله، غيره است. از شجوني ميپرسند: شنيدم آقاي مطهري به آقاي .... پيغام داده بود که اين قدر تفسيرهاي مارکسيستي نکن و شجوني در اين باره توضيحاتي ميدهد که بله، آن آقا پيش آيتالله انواري بود که آقاي مطهري و آقا رضي شيرازي به ديدن آقاي انواري آمدند. بعد آقاي مطهري به آقاي انواري گفت: او را ميشناسي. گفت: نه. گفت: وي از کساني است که مسائل اسلامي را به شيوه مارکسيستي تفسير ميکند. شجوني ميگويد: فرقان از روي نفاق خود را به شريعتي ميچسباند و ميگويد: انقلابيگري آقاي مطهري با اصلاحات و تعقل همراه بود.
مصاحبه بعدي با حسين غفاري است که از واکنش آقاي مطهري به مقالات کيهان سخن ميگويد که از دکتر شريعتي بود و اين که استاد، نسبت به انديشههاي دکتر شريعتي، انتقادات بنيادي و اساسي داشتند و معتقد بودند، تفکر او، فاقد بنمايههاي مستحکم فلسفي و ديني است. او ميگويد: شش ماه پيش از انقلاب، استاد، کتاب نهضتهاي اسلامي صد سال اخير را پيش از چاپ به من دادند و از من خواستند، نظرم را بگويم. ديدم درباره شريعتي مطلبي نياوردهاند. از ايشان علت را پرسيدم، گفتند که گمان ميکنند، در جو حاضر، ترديد دارند اين کار را بکنند. اگر جنبههاي مثبت را بگويند، مجبورند، نقاط ضعف را هم بگويند و او را نقد کنند كه البته مشکلاتي پديد ميآيد. وي به مسائل حسينيه ارشاد و نظر بازرگان درباره شريعتي هم پرداخته و ميگويد: آقاي مطهري اوائل به حسينيه ارشاد، نظر مثبت داشت، اما به تدريج احساس کرد که جايي براي تفرقه مذهبي شده است و کم کم يقين پيدا نمود که توطئهاي در کار است. وي از نقش ميناچي به عنوان عامل تخريب حسينيه ارشاد سخن ميگويد و اين که او عامل تفرقه بين روحانيت و شريعتي بود، اما جمله لطيفي که از آقاي مطهري درباره نقش ميناچي در ايجاد اختلاف بين شريعتي و مطهري نقل کرده، اين است: استاد ميگفتند که يک بار همراه با دکتر شريعتي و آقاي ميناچي، 24 ساعتي در جايي بودند و بعدها، فردي آمده و به استاد گفته بود که از قول شما ميگويند که دکتر شريعتي در آن 24 ساعت نماز نخوانده است. مرحوم مطهري ميگفتند: من که اين حرف را نزدهام. خود دکتر شريعتي هم که بعيد است به خودش اين نسبت را بدهد، ميماند يک نفر که کاملا مشخص است، چرا چنين شايعهپراکني ميكند و چطور حتي با توجه به نکات ريز، ميخواهد دودستگي ايجاد کند. وي شرحي هم درباره گروه فرقان داده که خواندني است.
مصاحبه بعدي با آقاي خسروشاهي است که ايشان هم مسؤولان حسينيه ارشاد را مقصر اصلي در ايجاد اختلاف بين مطهري و شريعتي ميداند. وي نقد اشارهواري هم به خاطرات تازه انتشار يافته دکتر ميناچي دارد و اين که در اين کتاب، مطالب خلاف فراوان است؛ از جمله اين که آقاي مطهري نقشي در تأسيس حسينيه نداشته و صرفا ميناچي و همايون و عليآبادي بودهاند. خسروشاهي درباره روابط مطهري و شريعتي ميگويد: من بارها شاهد مراودات دوستانه و محبتآميز و نزديک بين آقاي مطهري و دکتر شريعتي، به ويژه در سفر حج بودم. رابطه شريعتي با آقاي مطهري، اگر نگويم، رابطه مريدي و مرادي، بايد بگويم، پيوند استاد و شاگردي بود. به باور من، دکتر شريعتي به هيچ وجه کسي نبود که بخواهد در برابر شهيد مطهري بايستد و يا به اصطلاح، دکان باز کند، زيرا نه مطهري و نه شريعتي، هيچ كدام اهل دکان نبودند. بلکه برخي، حسينيه ارشاد را دکان دو نبش خود کرده بودند و عملا باعث فتنهها و تعطيلي حسينيه شدند.
مصاحبه بعدي با آقاي حسين مهديان است، که از اواسط دهه سي با آقاي مطهري آشنا شده و تا اين اواخر با ايشان همراهي داشته است. وي هم درباره جلسات مشترک ميان آقاي طالقاني و بازرگان و مطهري در باغ کرج سخن گفته؛ از نقش استاد مطهري در حسينيه ارشاد و اين که اصلا فکر تأسيس حسينيه ارشاد از کجا پديد آمد. ايشان هم درباره اختلافات پديد آمده و سير حل و فصل آنها و جلساتي که در اين باره برگزار شد، مسائل خوبي را مطرح و همچنين از مسجد الجواد و مسجد قبا و فعاليتهاي استاد مطهري و مفتح هم در آنجا مطالبي بيان کرده است.
مصاحبهاي کوتاه هم با دري نجفآبادي درباره آقاي مطهري در پي آمده است که بيشتر اشاره به جلسات درس استاد مطهري در سالهاي آخر پيش از انقلاب در شهر قم است؛ بخشي در دارالتبليغ و بخشي هم در جاهاي ديگر.
مصاحبه بعدي با آقاي طاهري خرم آبادي است که در سفر علامه طباطبائي و استاد مطهري به لندن همراه آنان بود و تصويري هم از آن سفر در اينجا چاپ شده است. به تازگي، خاطرات آقاي طاهري چاپ شده که حاوي نکات بسيار مهمي در تاريخ مبارزات روحانيت در سالهاي اخير است.
مصاحبه بعدي با رحيم پور ازغدي است که بيشتر، نگاه کلي به نقش فکري استاد مطهري در چند دهه اخير پيش از انقلاب است.
مصاحبه ديگر با هادي غفاري است که نخستين بار، نام مطهري را از پدرش شنيده است؛ آن هم وقتي که شهيد غفاري، مشغول شمارش دستاوردهاي زمان آيتالله بروجردي بوده و ايشان از مطهري به عنوان يکي از آن دستاوردها ياد کرده است. ديدگاه شهيد غفاري درباره آقاي مطهري به تفصيل در اينجا آمده است. آقاي هادي غفاري، دانشجوي دانشکده الهيات بوده و از آنجا خاطراتي را در ارتباط با شهيد مطهري نقل کرده است؛ از جمله داستان مربوط به برخورد آقاي مطهري با آريان پور را به طور مستوفي و مفصل آورده است. وي درباره اختلافات شهيد مطهري و دکتر شريعتي هم اظهار نظر کرده و ميگويد كه با مجاهدين خلق هم ميانهاي نداشتند. وي از خاطرات زندان خود هم با ابوذر ورداسبي ياد کرده و اين که حتي نميتوانست، يک سطر نهجالبلاغه را از رو بخواند. غفاري شرحي هم درباره انحراف سال 54 مجاهدين و خاطرات خود از آن ماجرا داده است. او ميگويد که تز اسلام منهاي آخوند، سبب شد تا آقاي مطهري از حسينيه ارشاد برود. مسائل مطروحه در اين مصاحبه، هرچند چندان دقيق نيست، اما خواندني و مفصل است.
مصاحبه بعدي با سعيده مطهري است که از آقاي مطهري به عنوان يک پدر سخن ميگويد.
و مصاحبه بعدي با آقاي کريمي، راننده استاد مطهري است که او هم خاطرات جالبي از دوران دانشکده الهيات و مسائل آريان پور و ديگران و برخي مسافرتها دارد.
مصاحبه ديگر، با آقاي حسين شريعتمداري است که ميگويد: احسان طبري معتقد بود که ترور استاد، طرح سازمانهاي سيا و موساد بوده است.
همچنين، مصاحبه با دکتر محمود کاشاني است که از همراهيها و همکاريهاي خود با استاد مطهري سخن گفته است. وي از آقاي مطهري نقل کرده است که گفتند، امام از اين مراسم بزرگداشتي که براي مصدق گرفته شده، به شدت ناراضي هستند و علاقه دارند که مجلس بزرگداشت آيت الله کاشاني باشکوهتر برگزار شود.
مصاحبهاي نيز با عاليه روحاني، همسر آقاي مطهري است که ميگويد: هر کس احساس ميکرد که تنها فرد زندگي آقاست.
مصاحبه بعدي با دکتر مجتبي مطهري، از فرزندان استاد است که ايشان هم مطالب تازهاي درباره پدر گفته است.
مصاحبهاي نيز با آقاي موسوي گرمارودي است که ميگويد، انس زيادي با آقاي مطهري داشته و حقيقتا با شهادت وي داغدار شده است.
ديگر آن كه مصاحبهاي است با مهندس ايرج حسابي، فرزند پروفسور حسابي که ميگويد، پدرش کتابهاي استاد مطهري را به شاگردانش هديه مي داد.
متن يک صفحهاي هم با دکتر مهدي محقق درباره استاد مطهري آمده است که گويا، نوشتهاي از ايشان در اين باره است، نه مصاحبه. وي هم از خاطراتش با آقاي مطهري در دانشگاه سخن گفته و اشاراتي نيز به ماجراهاي شريعتي و ... دارد.
متني هم از شمس آلاحمد به صورت کوتاه آمده و بعد هم چند سرودههايي، که گويا درباره شهادت استاد مطهري است و از علي معلم و محمود شاهرخي و اميري فيروزکوهي و سيد حسن حسيني است.
و بدينسان يک مجموعه خواندني و تازه، آن هم پس از گذشت 28 سال از شهادت استاد مطهري، در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. _________________ سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری