حضرت امام خميني (قدس سره) :
من فرزند بسيار عزيزي را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه از شخصيت هایي بود كه حاصل عمرم محسوب مي شد.
صحيفه نور ج 6 صفحه 109- تاریخ 12/2/1358
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - بيست گفتار
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » معرفی کتاب های طرح

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
بيست گفتار
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
khadem
معاون مدیر انجمن


20 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 99
محل سكونت: qom

ارسال ارسال شده در: جمعه، 23 تير ماه ، 1385 21:11:22    موضوع مطلب: بيست گفتار پاسخ همراه با اعلان

بيست گفتار


مطالب عنوان -صفحه مقدمه -6 عدالت از نظر علی عليه السلام -7 جود و عدل از ديدگاه اخلاقی و اجتماعی -14 عدالت يك فلسفه اجتماعی - عدالت علی عليه السلام -18 اصل عدل در اسلام -33 علت انحراف مسلمين از عدل ريشه كلامی -34 حسن و قبح عقلی ، اثر عملی و اجتماعی آن - فاجعه جمود -40 شرايط امر به معروف و عقيده خوارج در اين باره -55 مبانی اوليه حقوق از نظر اسلام -61 حقوق و جهان‏بينی - رابطه غائی و فاعلی بين حق و ذی حق -66 تفاوت مبانی حقوق در تفكر مادی و الهی -78 احترام حقوق و تحقير دنيا -87 دنيا ، ارزش ذاتی و نسبی آن - منطق انسانی -89 منطق اجتماعی - تأثير عدالت اجتماعی در معنويات و افكار -93
بخت ، شانس و روزگار - اخلاق متعادل -106 تفاوتهای بجا و تفاوتهای بيجا -115 شباهت و تفاوت - جامعه با يك اندام زنده - عدالت يا مساوات -118 اختلاف استعدادها - جامعه بدون تبعيض اسلامی -132 رزاقيت الهی -145 دخالت در كار خدا - قياس خدا به انسان -146 چگونگی تعهد الهی در رساندن روزی - توكل -149 امام صادق عليه السلام -163 فلسفه زهد - اصول ثابت و متغير در طرز زندگی -172 اوضاع سياسی و اجتماعی عصر امام عليه السلام -181 امام موسی بن جعفر عليه السلام -187 شخصيت امام - رفتارش در زندان -199 شدائد و گرفتاريها -203 شدائد ، الطاف خداوند - نقش سازنده شدائد - امتحان الهی -204 فوائد و آثار ايمان -217 سرمايه يا سربار - پشتوانه اخلاق -219 نظر دين درباره دنيا -235 تفسير غلط از زهد - زهد در قرآن علاقه به دنيا - اخلاق و دنياپرستی -237 نظر اسلام درباره علم -253 تخالف دين و علم ؟ - توصيه اسلام به علم -256 كدام علم مورد نظر دين است ؟ علم وسيله است يا هدف ؟ -258 پرسشهای دينی -267 غريزه پرسش - سؤال كننده‏های حرفه‏ای -269 عقل و دل -277 جهاد اكبر - تأثير دل در قضاوت عقل - خوشبينی به خود - عادت به تفكر -281 درسی كه از فصل بهار بايد آموخت -293 ميل به تنوع و تجدد - حقيقت و آثار حيات - " لب " در قرآن -294 قرآن و مسأله تفكر -311
تفكر سطحی و عمقی - يگانگی بحث وجود و وحدت خدا در قرآن -312 استدلال قرآن به مسأله حيات بر توحيد -323 بهار و رستاخيز - حيات برتر از ماده - آيا حيات خاصيت ماده است ؟ -324 شهادت نظام موجود و محسوس بر نظام برتر -جستجوی خدا در معلومات نه مجهولات -331 آغاز حيات - داروين و نفخه الهی -334 دعا -341 روحانيت دعا - شرايط دعا -342 دعا ، قضا و قدر ، حكمت بالغه ، رضا - شبهای قدر -354 دستگاه ادراكی بشر -359 شناخت از راه اضداد - خدا ظاهر مطلق - خودشناسی -360 انكارهای بيجا -377 غرور و علم ناقص - دو پيمان خدا از بشر - حد خود را شناختن -379

_________________
سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo آفلاين
ghoghnus
معاون مدیر انجمن


5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285


ارسال ارسال شده در: شنبه، 18 مهر ماه ، 1388 12:54:52    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سختيها و شدايد و مشكلات ، روح را ورزش می‏دهد ، نيرومند می‏سازد ، فلز

وجود انسان را خالص و محكم می‏كند . رشد و نمو و بارور شدن وجود آدمی جز
در صحنه گرفتاريها و مقابله با شدايد و مواجهه با مشكلات حاصل نمی‏شود ،
زيرا تا تعين درهم نريزد و خرد نشود ، تكامل حاصل نمی‏شود . به قول مولوی‏
گندم زير خاك می‏رود ، در زندان خاك گرفتار می‏شود ، در همان زندان است‏
كه شكافته می‏شود و تعين خود را از دست می‏دهد و قدم به مرحله كامل‏تر
می‏گذارد ، اول ريشه‏های نازكی بيرون می‏دهد ، طولی نمی‏كشد كه به صورت بوته‏
گندم ، به صورت ساقه و خوشه و دانه‏های زيادتری ظاهر می‏شود . آن زير خاك‏
قرار گرفتن مقدمه تكامل
اوست . باز همين گندم در زير سنگ آسيا نرم و آرد می‏شود و بعد نان
می‏گردد و نان بار ديگر در زير دندان آسيا می‏شود و جذب بدن می‏گردد تا
بالاخره به عالی‏ترين مراحل كمال ممكن خود می‏رسد و به صورت عقل و فهم تجلی‏
می‏كند


بیست گفتار
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
YADEYAR
عضو جدید
عضو جدید


1 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: شنبه، 18 مهر ماه ، 1388 13:09:43    موضوع مطلب: قناعت یا خوشگذرانی پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم


قانع باشیم یا خوشگذران

یک نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از
او سؤال شود كه چرا به كم نمی‏سازی و قناعت نمی‏كنی و زهد نمی‏ورزی ، بگويد
چون امام حسن مجتبی و يا امام جعفر صادق اين طور بودند ، آنها از غذای‏
............

در سيرت و روش پيشوايان دين تعارض و تناقض در بادی امر ديده‏
می‏شود . بايد ديد راه حل آن چيست ؟


تعارض ظاهری سيره‏ها و ضرورت حل آنها


ما در سيرت پيشوايان دين به اموری بر می‏خوريم كه به حسب ظاهر با
يكديگر تناقض و تعارض دارند ، همچنانكه در اخبار و آثاری كه از
پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده می‏شود . در آن‏
قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است ، علما
در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمده‏اند كه در محل خود مذكور است ، در
سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادی امر ديده‏
می‏شود . بايد ديد راه حل آن چيست ؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده ، تعارضها حل نگردد و
هر كسی يك خبر و حديثی را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند ، مستلزم هرج‏
و مرج خواهد بود . سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر
اختلاف دارد همين طور است ، اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم‏
هرج و مرج اخلاقی و اجتماعی خواهد بود ، ممكن است هر كسی به هوای نفس‏
خود يك راهی را پيش بگيرد و بعد آن را با عملی كه در يك مورد معين و
يك زمان معين از يكی از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند ، باز يك نفر
ديگر به هوای خود و مطابق ميل و سليقه خود راهی ديگر ضد آن راه را پيش‏
بگيرد و او هم به يك عملی از يكی از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و
زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسی مطابق ميل و سليقه و هوای‏
نفس خود راهی پيش بگيرد و برای خود مستندی هم پيدا كند .


[size=18]مثلا ممكن است يك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سخت گير باشد و زندگی‏
با قناعت و كم خرجی را بپسندد ، همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر
خودت و خانواده‏ات سخت می‏گيری بگويد رسول خدا و علی مرتضی همين طور
بودند ، آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند ، و غذای لذيذ نخوردند و مركوب‏
عالی سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند ، آنها نان جو می‏خوردند و كرباس‏
می‏پوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار می‏شدند و در خانه گلی سكنی می‏گزيدند .
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از
او سؤال شود كه چرا به كم نمی‏سازی و قناعت نمی‏كنی و زهد نمی‏ورزی ، بگويد
چون امام حسن مجتبی و يا امام جعفر صادق اين طور بودند ، آنها از غذای‏
لذيذ پرهيز نداشتند ، جامه خوب می‏پوشيدند ، مركوب عالی سوار می‏شدند ،
مساكن مجلل هم احيانا داشتند .
همچنين ممكن است يك نفر يا افرادی طبعا و مزاجا سر پرشوری داشته‏
باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و برای توجيه عمل خود به سيرت‏
پيغمبر اكرم ( ص ) در صدر اسلام يا به نهضت حسينی ( ع ) استدلال كنند ، و
يك نفر يا افراد ديگر كه برعكس مزاجا عافيت طلب و گوشه‏گير و منزوی‏اند
و در نفس خود شهامت و جرأتی نمی‏بينند ، موضوع تقيه و راه و روش امام‏
صادق ( ع ) يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند
ن كس كه مثلا طبعا معاشرتی و اجتماعی است به عمل و سيرت يك امام و
آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايی است به سيرت يك امام ديگر متوسل‏
شود .
بديهی است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و

معنی دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمی‏گيرد ، بلكه‏
وسيله‏ای خواهد بود برای اينكه هر كسی راه توجيهی برای عمل خود پيدا كند و
به دعوت و سخن كسی گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد .
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهری در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام‏
ديده می‏شود : می‏بينيم مثلا حضرت امام حسن ( ع ) با معاويه صلح می‏كند و
اما امام حسين ( ع ) قيام می‏كند و تسليم نمی‏شود تا شهيد می‏گردد ، می‏بينيم‏
كه رسول خدا و علی مرتضی در زمان خودشان زاهدانه زندگی می‏كردند و احتراز
داشتند از تنعم و تجمل ، ولی ساير ائمه اين طور نبودند .
پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل آفلاين
YADEYAR
عضو جدید
عضو جدید


1 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: شنبه، 18 مهر ماه ، 1388 13:15:27    موضوع مطلب: باید این تعارضات را حل کرد و رمز پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم

سزاوارترین مردم برای استفاده از موهبتهای الهی ، مسلمانان و صالحانند نه ديگران


گفتم بايد اين تعارض را حل كرد و رمز آن را دريافت ، بلی بايد رمز آن‏
را دريافت ، واقعا رمز و سری دارد . اين تعارض با ساير تعارضها فرق‏
دارد ، تعارضی نيست كه روات و ناقلان احاديث به وجود آورده باشند و
وظيفه ما آن گونه حل و رفع باشد كه معمولا در تعارض نقلها می‏شود ، بلكه‏
تعارضی است كه خود اسلام به وجود آورده ، يعنی روح زنده و سيال تعليمات‏
اسلامی آن را ايجاب می‏كند . بنابراين اين تعارضها در واقع درس و تعليم‏
است ، نه تعارض و تناقض ، درسی بسيار بزرگ و پرمعنی و آموزنده .
مطلب را در اطراف همان دو مثالی كه عرض كردم توضيح می‏دهم : يكی مثال‏
سختگيری و زندگی زاهدانه در مقابل زندگی مقرون به تجمل و توسعه در وسايل زندگی ، و يكی هم مثال قيام و نهضت در
مقابل سكوت و تقيه . همين دو مثال برای نمونه كافی است . اما مثال اول‏
: .

فلسفه زهد

[size=18]به طور مسلم رسول خدا و علی مرتضی عليهما السلام زاهدانه زندگی می‏كردند
و در زندگی بر خود سخت می‏گرفتند . اين عمل را دو نحو می‏توان تفسير كرد :
يكی اينكه بگوييم دستور اسلام به طور مطلق برای بشر اين است كه از
نعمتها و خيرهای اين جهان محترز باشد ، اسلام همان طوری كه به اخلاص در
عمل و توحيد در عبادت و به صدق و امانت و صفا و محبت دستور می‏دهد ، به‏
احتراز و اعراض از نعمتهای دنيا هم دستور می‏دهد ، همان طوری كه آن امور
بالذات برای بشر كمال‏اند و در همه زمانها مردم بايد موحد باشند ، صدق و
امانت و صفا و محبت داشته باشند ، از دروغ و دغل و زبونی پرهيز داشته‏
باشند ، همين طور در همه زمانها و در هر نوع شرايطی لازم است كه از
نعمتها و خيرات دنيا احتراز داشته باشند .
تفسير ديگر اينكه بگوييم فرق است بين آن امور كه مربوط به عقيده و يا
اخلاق و يا رابطه انسان با خدای خودش است و بين اين امر كه مربوط به‏
انتخاب طرز معيشت است ، اينكه رسول خدا و علی مرتضی بر خود در غذا و
لباس و مسكن و غيره سخت می‏گرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در
زندگی بالذات زشت و ناپسند است ، بلكه مربوط به چيزهای ديگر بوده ،
يكی مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه برای عموم مردم وسيله فراهم نبود ، فقر عمومی زياد بود ، درهمچو اوضاعی مواسات و همدردی اقتضا می‏كرد كه به كم قناعت كنند و ما بقی‏
را انفاق كنند ، بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند ، وظيفه زعيم‏
و پيشوا كه چشم همه به اوست با ديگران فرق دارد .
وقتی كه علی ( ع ) در بصره بر مردی به نام علاء بن زياد حارثی وارد شد ،
او از برادرش شكايت كرد و گفت : برادرم تارك دنيا شده و جامه كهنه‏
پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده . فرمود : حاضرش كنيد . وقتی كه‏
حاضر شد فرمود : چرا بر خود سخت می‏گيری و خود را زجر می‏دهی ؟ چرا بر زن‏
و بچه‏ات رحم نمی‏كنی ؟ آيا خداوند كه نعمتهای پاكيزه دنيا را آفريده و
حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنی ؟ آيا تو اين طور فكر
می‏كنی كه خداوند دوست نمی‏دارد بنده‏اش از نعمتش بهره ببرد ؟ عرض كرد
" « هذا أنت فی خشونة ملبسك و جشوبة مأكلك » " ( 1 ) . گفت : يا
أميرالمؤمنين ! خودت هم كه مثل منی ، تو هم كه از جامه خوب و غذای خوب‏
پرهيز داری . فرمود : من با تو فرق دارم . من امام و پيشوای امتم ، مسؤول‏
زندگی عمومی هستم ، بايد در توسعه و رفاه زندگی عمومی تا آن حدی كه مقدور
است سعی كنم . آن اندازه كه ميسر نشد و مردمی فقير باقی ماندند بر من از
آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيف‏ترين و فقيرترين مردم‏
زندگی كنم تا فقر و محروميت ، فقرا را زياد ناراحت نكند . لااقل از آلام‏
روحی آنها بكاهم ، موجب تسلی خاطر آنها گردم . اين بود دو نوع تفسيری كه از طرز زندگانی زاهدانه رسول خدا و علی مرتضی‏
عليهما السلام می‏توان كرد
اگر تفسير اول صحيح می‏بود می‏بايست همه در همه زمانها خواه آنكه وسيله‏
برای عموم فراهم باشد خواه نباشد ، خواه آنكه مردم در وسعت باشند خواه‏
نباشند آن طور زندگانی كنند ، و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجه‏
اول از آن طرز زندگی پيروی می‏كردند . و اما اگر تفسير دوم صحيح است ، نه‏
، لازم نيست همه از آن پيروی كنند ، آن طور زندگی مربوط به اوضاعی نظير
اوضاع آن زمان بوده ، در زمانهای غير مشابه با آن زمان، پيروی لازم نيست.
وقتی كه به احوال و زندگی و سخنان امام صادق ( ع ) مراجعه می‏كنيم‏
می‏بينيم آن حضرت كه ظاهر زندگی‏اش با پيغمبر و علی فرق دارد ، به خاطر
همين نكته بوده و خود آن حضرت اين نكته را به مردم زمانش درباره فلسفه‏
زهد گوشزد كرده است .
اينها كه عرض كردم از تعليمات آن حضرت اقتباس شد .
در زمان امام صادق ( ع ) گروهی پيدا شدند كه سيرت رسول اكرم را در زهد
و اعراض از دنيا به نحو اول تفسير می‏كردند ، معتقد بودند كه مسلمان‏
هميشه و در هر زمانی بايد كوشش كند از نعمتهای دنيا احتراز كند . به اين‏
مسلك و روش خود نام زهد می‏دادند و خودشان در آن زمان به نام " متصوفه‏
" خوانده می‏شدند . سفيان ثوری يكی از آنهاست . سفيان يكی از فقهای تسنن‏
به شمار می‏رود و در كتب فقهی اقوال و آرای او زياد نقل می‏شود . اين شخص‏
معاصر با امام صادق ( ع ) است و در خدمت آن حضرت رفت و آمد و سؤال و
جواب می‏كرده . در كافی می‏نويسد روزی سفيان بر آن حضرت وارد شد ، ديد امام جامه سفيد
و لطيف و زيبايی پوشيده ، اعتراض كرد و گفت : يا ابن رسول الله !
سزاوار تو نيست كه خود را به دنيا آلوده سازی . امام به او فرمود : ممكن‏
است اين گمان برای تو از وضع زندگی رسول خدا و صحابه پيدا شده باشد . آن‏
وضع در نظر تو مجسم شده و گمان كرده‏ای اين يك وظيفه‏ای است از طرف‏
خداوند مثل ساير وظايف ، و مسلمانان بايد تا قيامت آن را حفظ كنند و
همان طور زندگی كنند ، اما بدان كه اين طور نيست . رسول خدا در زمانی و
جايی زندگی می‏كرد كه فقر و تنگدستی مستولی بود و عامه مردم از داشتن‏
وسايل و لوازم اوليه زندگی محروم بودند . اگر در عصری و زمانی وسايل و
لوازم فراهم شد ، ديگر دليلی برای آن طرز زندگی نيست ، بلكه سزاوارترين‏
مردم برای استفاده از موهبتهای الهی ، مسلمانان و صالحانند نه ديگران .
اين داستان بسيار مفصل و جامع است و امام در جواب سفيان كه بعد
رفقايش هم به او ملحق شدند استدلالات زيادی بر مدعای خود و بطلان مدعای‏
آنها كرد كه فعلا مجال نقل همه آنها نيست .]
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل آفلاين
YADEYAR
عضو جدید
عضو جدید


1 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: شنبه، 18 مهر ماه ، 1388 13:18:40    موضوع مطلب: قیام یا سکوت پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم

يك وقت مثل زمان سيدالشهداء ( ع ) نهضت آنها شكل‏
قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق ( ع ) شكل‏
تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومی و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و
يك وقت شكل ديگر

قیام یا سکوت


زمان امام صادق ( ع ) زمانی بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد
شروع شده بود و ضرورت ايجاب می‏كرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و
اين جبهه قرار دهد
امام صادق ( ع ) فرصت را برای تعليم و
تأسيس كانون علمی مناسب ديد ، به اين كار همت گماشت

اوضاع اجتماعی عهد امام


اوضاع اجتماعی عهد امام صادق ( ع ) در عصر و زمانی واقع شد كه علاوه بر حوادث سياسی ، يك‏
سلسله حوادث اجتماعی و پيچيدگيها و ابهامهای فكری و روحی پيدا شده بود .
لازمتر اين بود كه امام صادق ( ع ) جهاد خود را در اين جبهه آغاز كند .
مقتضيات زمان امام صادق ( ع ) كه در نيمه اول قرن دوم می‏زيست با زمان‏
سيد الشهداء ( ع ) كه در حدود نيمه قرن اول بود خيلی فرق داشت .
در حدود نيمه قرن اول در داخل كشور اسلامی برای مردانی كه می‏خواستند به‏
اسلام خدمت كنند يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن ، جبهه مبارزه با
دستگاه فاسد خلافت بود . ساير جبهه‏ها هنوز به وجود نيامده بود و يا اگر
به وجود آمده بود اهميتی پيدا نكرده بود . حوادث عالم اسلام همه مربوط به‏
دستگاه خلافت بود و مردم از لحاظ روحی و فكری هنوز به بساطت و سادگی صدر
اول زندگی می‏كردند ، اما بعدها و در زمانهای بعد تدريجا به علل مختلف‏
جبهه‏های ديگر به وجود آمد جبهه‏های علمی و فكری ، يك نهضت علمی و فكری و
فرهنگی عظيم در ميان مسلمين آغاز شد ، نحله‏ها و مذهبها در اصول دين و
فروع دين پيدا شدند . به قول يكی از مورخين ، مسلمانان در اين وقت از
ميدان جنگ و لشكركشی ، متوجه فتح دروازه‏های علم و
فرهنگ شدند . علوم اسلامی در حال تدوين بود . در اين زمان ، يعنی در زمان‏
امام صادق ( ع ) ، از يك طرف زد و خورد امويها و عباسيها فترتی به وجود
آورد و مانع بيان حقايق را تا حدی از بين برد ، و از طرف ديگر در ميان‏
مسلمانان يك شور و هيجان برای فهميدن و تحقيق پيدا شد . لازم بود شخصی‏
مثل امام صادق ( ع ) اين جبهه را رهبری كند و بساط تعليم و ارشاد خود را
بگستراند و به حل معضلات علمی در معارف و احكام و اخلاق بپردازد . در
زمانهای قبل همچو زمينه‏ها نبود ، همچو استعداد و قابليت و شور و هيجانی‏
در مردم نبود .
در تاريخ زندگی امام صادق ( ع ) يك جا می‏بينيم زنادقه و دهريينی از
قبيل ابن ابی العوجاء و ابوشاكر ديصانی و حتی ابن مقفع می‏آيند و با آن‏
حضرت محاجه می‏كنند و جوابهای كافی می‏گيرند . احتجاجات بسيار مفصل و
طولانی از آن حضرت در اين زمينه‏ها باقی است كه به راستی اعجاب آور است‏
. توحيد مفضل كه رساله‏ای است طولانی در اين زمينه ، در اثر يك مباحثه‏
بين مفضل از اصحاب آن حضرت و يك نفر دهری مسلك و رجوع كردن مفضل به‏
امام صادق ( ع ) پديد آمد .
در جای ديگر می‏بينيم كه اكابر معتزله از قبيل عمرو بن عبيد و واصل بن‏
عطا كه مردمان مفكری بودند می‏آمدند و در مسائل الهی يا مسائل اجتماعی‏
سؤال و جواب می‏كردند و می‏رفتند .
در جای ديگر ، فقهای بزرگ آن عصر را می‏بينيم كه يا شاگردان آن‏
حضرت‏اند و يا بعضی از آنها می‏آمدند و از آن حضرت سؤالاتی می‏كردند .
ابوحنيفه و مالك معاصر امام صادق‏اند و هر دو از محضر امام ( ع ) استفاده‏
كرده‏اند . شافعی و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرت‏اند . مالك در
مدينه بود و مكرر به حضور امام ( ع )
می‏آمد و خود او می‏گويد : وقتی كه به حضورش می‏رسيدم و به من احترام می‏كرد
، خيلی خرسند می‏شدم و خدا را شكر می‏كردم كه او به من محبت دارد .
مالك درباره امام صادق ( ع ) می‏گويد :
" كان من عظماء العباد ، و أكابر الزهاد ، و الذين يخشون الله عز و جل‏
، و كان كثير الحديث ، طيب المجالسة ، كثير الفوائد " .
يعنی از بزرگان و اكابر عباد و زهاد بود و از كسانی بود كه خوف و
خشيت الهی در دلش قرار داشت . او مردی بود كه حديث پيغمبر را زياد
می‏دانست ، خوش محضر بود ، مجلسش پرفايده بود .
و باز مالك می‏گويد :
" ما رأت عين و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر أفضل من جعفر بن‏
محمد " .
يعنی چشمی نديده و گوشی نشنيده و به دلی خطور نكرده كسی از جعفر بن‏
محمد فاضل تر باشد . ابوحنيفه می‏گفت : " ما رأيت أفقه من جعفر بن محمد
" ( از جعفر بن محمد فقيه‏تر و داناتر نديدم . ) می‏گويد : وقتی كه جعفر
بن محمد بن امر منصور به عراق آمد ، منصور به من گفت كه سخت‏ترين مسائل‏
را برای سؤال از او تهيه كنم . من چهل مسأله اينچنين تهيه كردم و رفتم به‏
مجلسش . منصور مرا معرفی كرد . امام فرمود او را می‏شناسم ، پيش ما آمده‏
است . بعد به امر منصور مسائل را طرح كردم . در جواب هر يك فرمود
عقيده شما علمای عراق اين است ، عقيده فقهای مدينه اين است ، و خودش‏
گاه با ما موافقت می‏كرد و گاه با اهل مدينه ، گاهی هم نظر سومی‏
می‏داد .
در جای ديگر متصوفه را می‏بينيم كه به حضور آن حضرت رفت و آمد و سؤال‏
و جواب می‏كردند كه نمونه مختصری از آن را قبلا عرض كردم .
زمان امام صادق ( ع ) زمانی بود كه برخورد افكار و آراء و جنگ عقايد
شروع شده بود و ضرورت ايجاب می‏كرد كه امام كوشش خود را در اين صحنه و
اين جبهه قرار دهد . هميشه بايد در اين گونه امور به اثر كار توجه داشت‏
: سيدالشهداء ( ع ) دانست كه شهادتش اثر مفيد دارد ، قيام كرد و شهيد
شد و اثرش هنوز هم باقی است ، امام صادق ( ع ) فرصت را برای تعليم و
تأسيس كانون علمی مناسب ديد ، به اين كار همت گماشت . بغداد كه كانون‏
جنبش علمی اسلامی صدر اسلام است در زمان امام صادق ( ع ) بنا شد . ظاهرا
ايشان آخر عمر سفری به بغداد آمده است . اثر امام صادق ( ع ) است كه‏
می‏بينيم شيعه ، در مقدم ساير فرق ، در علوم اسلامی پيشقدم و مؤسس شد و يا
لااقل دوش به دوش ديگران حركت كرد و در همه رشته‏ها از ادب و تفسير و
فقه و كلام و فلسفه و عرفان و نجوم و رياضی و تاريخ و جغرافی كتابها نوشت‏
و رجال بزرگ بيرون داد و عالی‏ترين و نفيس‏ترين آثار علمی را به جهان‏
تحويل داد . اگر امروز می‏بينيم اصلاح طلبانی ، به رسميت مذهب شيعه بعد
از هزار سال اقرار و اعتراف می‏كنند به خاطر اين است كه شيعه يك مكتب‏
واقعی اسلامی است و آثار شيعی در هر رشته نشان می‏دهد كه ديگر نمی‏توان‏
اتهامات سياسی به آن بست . اين آثار مولود ايمان و عقيده است ، سياست‏
نمی‏تواند اينچنين فقه يا اخلاق يا فلسفه و عرفان يا تفسير و حديثی به وجود
آورد . رسميت امروز شيعه معلول طرز كار و
عمل آن روز امام صادق سلام الله عليه است .
مقصود اين است كه ائمه اطهار ( ع ) در هر زمانی مصلحت اسلام و مسلمين‏
را در نظر می‏گرفتند و چون دوره‏ها و زمانها و مقتضيات زمان و مكان تغيير
می‏كرد خواه و ناخواه همان طور رفتار می‏كردند كه مصالح اسلامی اقتضا می‏كرد
و در هر زمان جبهه‏ای مخصوص و شكلی نو از جهاد به وجود می‏آمد و آنها با
بصيرت كامل آن جبهه‏ها را تشخيص می‏دادند .
اين تعارضها نه تنها تعارض واقعی نيست ، بلكه بهترين درس آموزنده‏
است برای كسانی كه روح و عقل و فكر مستقيمی داشته باشند ، جبهه‏شناس‏
باشند و بتوانند مقتضيات هر عصر و زمانی را درك كنند كه چگونه مصالح‏
اسلامی اقتضا می‏كند كه يك وقت مثل زمان سيدالشهداء ( ع ) نهضت آنها شكل‏
قيام به سيف به خود بگيرد و يك زمان مثل زمان امام صادق ( ع ) شكل‏
تعليم و ارشاد و توسعه تعليمات عمومی و تقويت مغزها و فكرها پيدا كند و
يك وقت شكل ديگر " « إن فی ذلك لذكری لمن كان له قلب أو ألقی السمع‏
و هو شهيد
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل آفلاين
ghoghnus
معاون مدیر انجمن


5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285


ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 19 مهر ماه ، 1388 13:32:07    موضوع مطلب: خوش بيني به خود و بدبيني به ديگرا پاسخ همراه با اعلان


يكي از علل عمده عدم موفقيت ما مردم به اصلاح جامعه خود همين است كه‏ هر فردي آگاه كه به خودش نگاه مي‏كند و به اعمال خودش نظر مي‏افكند عينك خوش بيني به چشم مي‏زند ، و آنگاه كه به اعمال ديگران نظر مي‏كند عينك بدبيني و بدگماني ، و نتيجه اين است هيچ كس شخص خود را تقصير كار نمي داند و چنين مي‏پندارد كه مقصر ديگرانند. همه چشم به عدالت اجتماع دارند و هيچ كس فكر نمي كند كه عدالت اجتماع وقتي حاصل مي‏شود كه افراد عادل باشند .
... يكي از فوايد اينكه تربيت مردم تربيت ديني باشد همين است كه مردم را در باطن روح و ضميرشان عادل و منصف مي‏كند . ...
فرضا ديگران گمراه باشند گمراهي آنها به شما صدمه‏اي وارد نمي‏آورد ا شما خودتان راه يافته باشيد و در راه باشيد .
... از طرف ديگر ، اين فكر شيطاني را هر كس بايد از كله خود بيرون كند كه جامعه فاسد است و ديگران خرابند . خراب بودن و گمراه بودن ديگران عذر براي اعمال بد ما پيش خدا نمي شود . يكي از تسويلات نفس انساني همين‏ است كه گناه خود را به گردن ديگران مي‏اندازد .

بیست گفتار، ص285/286
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
YADEYAR
عضو جدید
عضو جدید


1 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: پنجشنبه، 23 مهر ماه ، 1388 13:49:09    موضوع مطلب: نظر دین درباره ی علم چیست؟ پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم
نظر دين درباره علم چيست ؟،
و نظر علم‏درباره دين چيست ، سابقه طولانی دارد و كتابهای پرارزشی در دنيا و در عالم اسلام در همين زمينه نوشته شده . دو طبقه از طبقات مردم كوشش كرده‏اند كه دين و علم را مخالف يكديگر جلوه دهند : يكی طبقه متظاهر به دين ولی جاهل كه نان دينداری مردم را می‏خورده‏اند و از جهالت مردم استفاده می‏كرده‏اند اين دسته برای اينكه مردم‏
را در جهل نگه دارند و ضمنا به نام دين پرده روی عيب خودشان بكشند و با سلاح دين دانشمندان را بكوبند و از صحنه رقابت خارج كنند ، مردم را ازعلم به عنوانآنكه با دين منافی است می‏ترسانده‏اند ، يكی هم طبقه تحصيل كرده و دانش‏ آموخته ولی پشت پا به تعهدات انسانی و اخلاقی زده . اين طبقه نيز همينكه‏ خواسته‏اند عذری برای لا قيديهای خود و كارهای خود بتراشند به علم تكيه‏ كرده و آن را مانع نزديك شدن به دين بهانه كرده‏اند . طبقه سومی هم هميشه بوده و هستند كه از هر دو موهبت بهره‏مند بوده‏اند و هيچ گونه تنافی و تناقضی احساس نمی كرده‏اند . اين طبقه سعی كرده‏اند كه‏ تيرگيها و غبارهايی را كه از طرف آن دو طبقه بين اين دو ناموس مقدس‏ برخاسته فرو بنشانند
اما سوال اینجاست کدام علم سودمند است؟
بیست گفتار شهید مطهری
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل آفلاين
YADEYAR
عضو جدید
عضو جدید


1 فروردين ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: پنجشنبه، 23 مهر ماه ، 1388 13:59:19    موضوع مطلب: کدام علم سودمند است؟ پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم

کدام علم سودمند است ؟

سخن علمی و حكيمانه و متقن ، گمشده مؤمن است ، هر جا آن را بيابد
معطل نمی شود ، آن را مال خودش می‏داند و بر می‏دارد
يعنی اهميت نمی دهد كه طرف كيست ، مسلمان است يا كافر . همان طوری‏
كه آدمی مال خود را گم كرده در دست هر كس ببيند معطل نمی شود و بر می‏دارد ، مؤمن نيز علم را مال خود می‏داند ، در دست هر كه ببيند آن را می‏گيرد

امیرالمؤمنين علی ( ع ) همين كلمه را توضيح می‏دهد
الحكمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرك تكونوا أحق بها و
أهلها
حكمت گمشده مؤمن است ، پس به دنبالش برويد ولو آنكه آنرا در نزد مشركان بيابيد . شما از او شايسته‏تر و سزاوارتر خواهيد بود


علم فريضه‏ای است كه نه از لحاظ متعلم و نه از لحاظ معلم و نه از لحاظ زمان و نه از لحاظ مكان محدوديت ندارد ، و اين عالی‏ترين و بالاترين‏ توصيه‏ای است كه می‏توانسته بشود و شده
كدام علم ؟
از قديم اين مطلب مطرح بوده كه آيا منظور اسلام از علمی كه آن را فريضه‏ و واجب خوانده چيست ؟ و هر دسته‏ای خواسته‏اند كلام پيغمبر را به همان‏ رشته معلوماتی كه خودشان داشته‏اند تطبيق كنند . متكلمين می‏گفته‏اند مقصود خصوص علم كلام است ، مفسرين می‏گفته‏اند مقصود علم تفسير است ، محدثين‏ می‏گفته‏اند مقصودعلم حديث است ، فقها گفته‏اند مقصود علم فقه است كه هر كسی بايد يا مجتهد باشد يا مقلد ، علمای اخلاق گفته‏اند مقصود علم اخلاق و اطلاع از منجيات و مهلكات است ، متصوفه می‏گفته‏اند مقصود علم سير و
سلوك و توحيد عملی است ، غزالی بيست قول در اين زمينه نقل می‏كند ، ولی‏ همان طور كه محققين گفته‏اند مقصود هيچ يك از اين علوم بالخصوص نيست اگر مقصود علم خاص می‏بود پيغمبر به همان علم تصريح می‏كرد . مقصود هر علم‏ مفيد و سودمندی است كه به كار می‏خورد .

بیست گفتار شهید مطهری
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شد.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.22 ثانیه