| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 10 آبان ماه ، 1385 23:48:47 موضوع مطلب: رسول اعظم(ص) |
|
|
از رسول اعظم چه مي دانيم؟؟؟؟
.jpg) _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 11 آبان ماه ، 1385 00:01:00 موضوع مطلب: |
|
|
پيامبر اكرم (ص)مكه
تاريخ مكه از زمان حضرت ابراهيم عليه السّلام شروع مىشود، وى فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر براى اقامت به سرزمين مكه فرستاد، فرزند وى در آنجا با قبايلى كه در آن نزديكيها زندگى مىكردند وصلت كرد. حضرت ابراهيم)ع(به دستور خداوند خانه كعبه را بنا كرد، و از اين پس آبادى شهر مكه شروع شد.
فرهنگ عرب هنگام ظهور اسلام
اعراب زمان جاهليت و بالاخص اولاد عدنان طبعا سخى و مهمان نواز بودند، كمتر به امانت خيانت مىكردند، پيمان شكنى را گناه غير قابل بخششى مىدانستند، در راه عقيده فداكار بودند و از صراحت لهجه كاملا بر خوردار بودند. حافظههاى فوقالعاده قوى براى حفظ اشعار و خطب در ميان آنان پيدا مىشد، و در فن شعر و سخنرانى سرآمد روزگار بودند، شجاعت و جرأت آنان ضرب المثل بود، در اسب دوانى و تير اندازى بسيار مهارت داشتند و فرار و پشت كردن به دشمن را زشت و ناپسنديده مىشمردند.
شايد غير از اينها بتوان براى آنها ملكات فاضله ديگرى شمرد.ولى در برابر اينها يك سلسله اخلاق فاسد و ملكات رذيله كه كم كم براى آنها به صورت اخلاق دائمى در آمده بود، جلوه هر كمالى را از بين برده بود و اگر روزنهاى از غيب باز نمىشد به طور مسلم طومار حيات انسانى آنها در هم پيچيده شده، و در پرتگاه مخوف نيستى سرنگون مىگرديدند. از يك طرف نبودن رهبرى و فرهنگ صحيح، و از طرف ديگر انتشار فساد و شيوع خرافات، زندگانى اعراب را بصورت يك زندگانى حيوانى در آورده بود به طورى كه صفحات تاريخ براى ما از جنگهاى پنجاه ساله و صد ساله آنها داستانهايى نقل مىكند، آن هم بر سر موضوعات كوچك و بى اهميت.
امير مؤمنان در يكى از خطبههاى خود، اوضاع عرب پيش از اسلام را چنين بيان مىكند: »خداوند محمد)ص(را بيم دهنده جهانيان، و امين بر كتاب خود مبعوث نمود.و شما گروه عرب بر بدترين آيين بوده در بدترين جاها به سر مىبرديد. در ميان سنگلاخها و مارهاى كر)كه از هيچ صدايى نمىرميدند(اقامت داشتيد آبهاى لجن را مىآشاميديد و غذاهاى خشن)مانند آرد هسته خرما و سوسمار(مىخورديد و خون يكديگر را مىريختيد، و از خويشاوندان دورى مىكرديد. بتها در ميان شما سر پا بود و از گناهان اجتناب نمىنموديد.«)نهج البلاغه خطبه 26)
موقعيت اجتماعى زن نزد اعراب
زن در ميان آنان مانند كالايى خريد و فروش مىشد، و از هر گونه حقوق اجتماعى و فردى حتى حق ارث، محروم بود. روشنفكران عرب زن را در عداد حيوانات قرار داده و براى همين جهت در شمار لوازم و اثاث زندگى مىشمردند. در سايه اين عقيده اين مثل: »إنما أمهات الناس أوعية«»مادران حكم ظروف را دارند كه فقط براى جاى نطفه آفريده شدهاند«!در ميان آنان رواج كامل داشت .غالبا از بيم قحطى، و احيانا از ترس آلودگى، دختران خود را روز اول تولد، سر مىبريدند، يا از بالاى كوه بلند به دره عميقى پرتاب و يا زنده به گور مىكردند و گاهى در ميان آب غرق مىنمودند.
قرآن، كتاب بزرگ آسمانى ما كه در نظر خاور شناسان غير مسلمان لا اقل به عنوان يك كتاب تاريخى و علمى دست نخورده شناخته مىشود در اين باره سرگذشت عجيبى را نقل مىكند و مىگويد: »هنگامى كه خبر تولد دختر به يكى از آنها داده مىشد، رنگ وى سياه مىگرديد و در ظاهر خشم خود را فرو مىبرد و بر اثر اين خبر بد، از قوم خود متوارى مىگرديد، و نمىدانست آيا مولود مزبور را با خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهان سازد، راستى چه حكم و قضاوت زشتى دارند!......«
 _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 11 آبان ماه ، 1385 00:05:59 موضوع مطلب: |
|
|
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) :
خيرالناس من انتفع به الناس
بهترين مردم كسي است كه مردم از او منتفع شوند.
<<بحارالانوار جلد75 ص 23>>
_________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: جمعه، 12 آبان ماه ، 1385 00:31:15 موضوع مطلب: |
|
|
_________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: جمعه، 12 آبان ماه ، 1385 22:53:13 موضوع مطلب: |
|
|
اجداد پيامبر
پدر و اجداد پيامبر اسلام به ترتيب عبارتند از: عبد اللّه، عبد المطلب هاشم، عبد مناف، قصى، كلاب، مرة، كعب، لوى، غالب، فهر، مالك، نضر، كنانه، خزيمه، مدركة، الياس، مضر، نزار، معد، عدنان.بطور مسلم نسب آن حضرت تا معد بن عدنان به همين قرار است ولى از عدنان به بالا، تا حضرت اسماعيل از نظر تعداد واسطه و نام آنها مورد اختلاف است و طبق روايتى كه ابن عباس از پيامبر اسلام نقل كرده آن حضرت هنگامى كه نام نياكان خود را بيان مىنمود از عدنان تجاوز نمىكرد، و دستور مىداد ديگران هم از شمردن باقى نسب تا اسماعيل خوددارى كنند، و نيز مىفرمود كه آنچه در ميان اعراب در اين قسمت معروف است درست نيست.
عبدالمطلب
از حكايات و كلمات كوتاه و حكمت آميز عبد المطلب چنين استفاده مىشود كه وى در آن محيط تاريك در شمار مردان موحد و معتقد به معاد بوده است و همواره مىگفت: »مرد ستمگر در همين سرا بسزاى خود مىرسد، و اگر اتفاقا عمر او سپرى شود و پاداش عمل خود را نبيند، در روز باز پسين بسزاى كردار خود خواهد رسيد«.عبد المطلب موقع حفر زمزم احساس كرد كه بر اثر نداشتن فرزند بيشتر، در ميان قريش ضعيف و ناتوان است، از اين جهت تصميم گرفت و نذر كرد كه هر موقع شماره فرزندان او به ده رسيد يكى را در پيشگاه كعبه قربانى كند و كسى را از اين پيمان مطلع نساخت، چيزى نگذشت كه شماره فرزندان او به ده رسيد و موقع آن شد كه پيمان خود را به مورد اجرا گذارد.
تصور قضيه براى»عبد المطلب«بسيار سخت بود.ولى در عين حال از آن ترس داشت كه در رديف پيمان شكنان قرار گيرد، از اين لحاظ تصميم گرفت كه موضوع را با فرزندان خود در ميان بگذارد و پس از جلب رضايت آنان، يكى را بوسيله قرعه انتخاب كند.عبد المطلب با موافقت فرزندان خود روبرو گرديد و قرعه بنام»عبد اللّه«)پدر پيغمبر اكرم(اصابت كرد.»عبد المطلب«بلا فاصله دست عبد اللّه را گرفته بسوى قربانگاه برد، گروه قريش از زن و مرد از جريان نذر و قرعهكشى اطلاع يافتند، سيل اشك از رخسار جوانان سرازير بود.سران قريش مىگفتند: اگر بتوان او را به مال فدا داد، ما حاضريم ثروت خود را در اختيار وى بگذاريم عبد المطلب در برابر امواج خروشان احساسات عمومى متحير بود چه كند، و با خود مىانديشيد كه مبادا از اطاعت خدا دست بردارد و پيمان خود را بشكند، ولى با اين همه دنبال چاره نيز مىگشت، يكى از آن ميان گفت: اين مشكل را پيش يكى از دانايان عرب ببريد شايد وى براى اين كار راه حلى بيانديشد عبد المطلب و سران قوم موافقت كردند و بسوى يثرب كه اقامتگاه مردى دانا بود روانه شدند، وى براى پاسخ يك روز مهلت خواست، روز دوم كه همگى به حضور او بار يافتند، كاهن چنين گفت: خونبهاى يك انسان، نزد شما چقدر است؟گفتند ده شتر: گفت: شما بايد ميان ده شتر و آن كسى كه او را براى قربانى كردن انتخاب كردهايد، قرعه بزنيد و اگر قرعه به نام آن شخص در آمد شماره شتران را به دو برابر افزايش دهيد، باز ميان آنها قرعه بكشيد و اگر باز هم قرعه به نام وى اصابت كرد، شماره شتران را به سه برابر برسانيد و باز قرعه بزنيد و بهمين ترتيب تا هنگامى كه قرعه به نام شتران اصابت كند.پيشنهاد»كاهن«موج احساسات مردم را فرو نشاند، زيرا قربانى كردن صدها شتر براى آنان آسانتر بود كه جوانى مانند عبد اللّه را در خاك و خون غلطان ببينند، پس از بازگشت به مكه يك روز در مجمع عمومى مراسم قرعهكشى آغاز گرديد و در دهمين بار كه شماره شتران بصد رسيده بود، قرعه به نام آنها در آمد، نجات و رهايى عبد اللّه شور عجيبى بر پا كرد، ولى عبد المطلب گفت: بايد قرعه را تجديد كنم تا يقينا بدانم كه خداى من به اين كار راضى است سه بار قرعه را تكرار كرد، و در هر سه بار قرعه به نام صد شتر در آمد. به اين ترتيب اطمينان پيدا كرد كه خدا راضى است.دستور داد كه صد شتر از شتران شخصى او را در همان روز در پيشگاه كعبه ذبح كنند، و هيچ انسانى و حيوانى را از خوردن آن جلوگيرى ننمايند.
از اين جهت عبد المطلب هنگام مراجعت از قربانگاه، در حالى كه دست فرزند خود را در دست داشت يكسر به سوى خانه»وهب، بن عبد مناف بن زهره«رفته، و دختر او»آمنه«را كه به پاكى و عفت معروف بود، به عقد »عبداللّه« در آورد، و نيز در همان مجلس»دلالة«دختر عموى»آمنه«را خود تزويج كرد و»حمزه«عمو و هم سال پيامبر، از او
متولد گشت.
 _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: يكشنبه، 14 آبان ماه ، 1385 23:18:45 موضوع مطلب: |
|
|
ميلاد پيغامبر
ابرهاى تيره و تار جاهليت سراسر شبه جزيره عربستان را فرا گرفته بود؛ كردارهاى زشت و ناروا، كارزارهاى خونين، گسترش يغماگرى و فرزندكشى؛ هر گونه فضايل اخلاقى را از ميان برده، و جامعه عرب را در سراشيبى عجيبى قرار داده بود، فاصله مرگ و زندگى آنان، بيش از حد، كوتاه شده بود.در اين هنگام ستاره صبح سعادت دميد، و آن محيط تاريك، با ميلاد مسعود رسول اكرم)ص(روشن شد، و از اين راه مقدمات تمدن و پيشروى و سعادت يك ملت عقب افتاده، پى ريزى گرديد، طولى نكشيد كه شعاع اين نور سراسر جهان را روشن ساخت، و اساس علم و دانش و تمدن در تمام نقاط جهان پايهگذارى گرديد.
هنگام ولادت آن حضرت ايوان كسرى شكافت و چند كنگره آن فرو ريخت و آتش آتشكده فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشك گرديد، بتهاى بتخانه مكه سر نگون شد و نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگها راه را روشن كرد.انوشيروان و مؤبدان خواب وحشتناكى ديدند.
روز ولادت پيامبر
عموم سيره نويسان اتفاق دارند كه تولد آن حضرت در عام الفيل، و در سال 570 ميلادى بوده است، زيرا آن حضرت بطور قطع در سال 632 ميلادى درگذشته است، و سن مبارك او 62 تا 63 بوده است بنا بر اين ولادت آنحضرت در حدود 570 ميلادى خواهد بود.اكثريت قريب باتفاق محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد آن حضرت در ماه»ربيع الاول«بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند، معروف ميان محدثان شيعه اينست كه آنحضرت در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم بدنيا گشود، و مشهور ميان اهل تسنن اينست كه ولادت آنحضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.عبدالله پدر پيامبر پيش از تولد او در سفرى به يثرب بيمار شده و دنيا را وداع گفته بود.
بزرگان عرب را رسم بر اين بود كه كودكان خود را به دايگان سپرند تا ضمن پرورش در هوايى سالم، زبان عربى اصيل را فراگيرند.»حليمه« دايه مهربان محمد پنج سال از وى محافظت كرد، و در تربيت و پرورش او كوشيد.بعدا او را به مكه آورد، و مدتى نيز آغوش گرم مادر را ديد، و تحت سرپرستى جد بزرگوار خود قرار گرفت.يگانه مايه تسلى بازماندگان»عبد اللّه«همان فرزندى بود كه از او به يادگار مانده بود
 _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: يكشنبه، 14 آبان ماه ، 1385 23:21:19 موضوع مطلب: |
|
|
ميلاد پيغامبر
ابرهاى تيره و تار جاهليت سراسر شبه جزيره عربستان را فرا گرفته بود؛ كردارهاى زشت و ناروا، كارزارهاى خونين، گسترش يغماگرى و فرزندكشى؛ هر گونه فضايل اخلاقى را از ميان برده، و جامعه عرب را در سراشيبى عجيبى قرار داده بود، فاصله مرگ و زندگى آنان، بيش از حد، كوتاه شده بود.در اين هنگام ستاره صبح سعادت دميد، و آن محيط تاريك، با ميلاد مسعود رسول اكرم)ص(روشن شد، و از اين راه مقدمات تمدن و پيشروى و سعادت يك ملت عقب افتاده، پى ريزى گرديد، طولى نكشيد كه شعاع اين نور سراسر جهان را روشن ساخت، و اساس علم و دانش و تمدن در تمام نقاط جهان پايهگذارى گرديد.
هنگام ولادت آن حضرت ايوان كسرى شكافت و چند كنگره آن فرو ريخت و آتش آتشكده فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشك گرديد، بتهاى بتخانه مكه سر نگون شد و نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگها راه را روشن كرد.انوشيروان و مؤبدان خواب وحشتناكى ديدند.
روز ولادت پيامبر
عموم سيره نويسان اتفاق دارند كه تولد آن حضرت در عام الفيل، و در سال 570 ميلادى بوده است، زيرا آن حضرت بطور قطع در سال 632 ميلادى درگذشته است، و سن مبارك او 62 تا 63 بوده است بنا بر اين ولادت آنحضرت در حدود 570 ميلادى خواهد بود.اكثريت قريب باتفاق محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد آن حضرت در ماه»ربيع الاول«بوده، ولى در روز تولد او اختلاف دارند، معروف ميان محدثان شيعه اينست كه آنحضرت در هفدهم ماه ربيع الاول روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم بدنيا گشود، و مشهور ميان اهل تسنن اينست كه ولادت آنحضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.عبدالله پدر پيامبر پيش از تولد او در سفرى به يثرب بيمار شده و دنيا را وداع گفته بود.
بزرگان عرب را رسم بر اين بود كه كودكان خود را به دايگان سپرند تا ضمن پرورش در هوايى سالم، زبان عربى اصيل را فراگيرند.»حليمه« دايه مهربان محمد پنج سال از وى محافظت كرد، و در تربيت و پرورش او كوشيد.بعدا او را به مكه آورد، و مدتى نيز آغوش گرم مادر را ديد، و تحت سرپرستى جد بزرگوار خود قرار گرفت.يگانه مايه تسلى بازماندگان»عبد اللّه«همان فرزندى بود كه از او به يادگار مانده بود _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: دوشنبه، 15 آبان ماه ، 1385 06:51:30 موضوع مطلب: |
|
|
_________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: دوشنبه، 15 آبان ماه ، 1385 23:06:37 موضوع مطلب: |
|
|
عن انس بن مالک عن النبي(ص) قال:
يناهي الله تعالي الملائکه بخمسه باالمجاهدين و الفقرا و الذين يتوا ضعون لله تعالي و الغني الذي يعطي الفقراء و لايمن عليهم و رجل يبکي الخلوه من خشيه الله عز و جل.
انس بن مالک مي گويد: پيامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند به پنج دسته از انسان ها به فرشتگان مباهات مي کند.
1- در باره مجاهدين 2- در باره فقرا 3- در باره ثروتمندان که بدون منت به دستگيري فقرا مي پردازند 4- در باره کسي که در خلوت از خوف و خشيت الهي اشک مي ريزد
5- درباره آنان که بخاطر خدا تواضع مي کنند. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: دوشنبه، 15 آبان ماه ، 1385 23:16:28 موضوع مطلب: |
|
|
انشاالله از نزديك بتوانيم زيارت كنيم
_________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 آبان ماه ، 1385 23:14:26 موضوع مطلب: |
|
|
رسول اكرم و دانايي
رسول اكرم (( ص )) وارد مسجد ( مسجد مدينه ( 1 ) ) شد , چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود , و هر دسته اي حلقه اي تشكيل داده سر گرم كاري بودند : يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند , هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد . به كساني كه همراهش بودند رو كرد و فرمود : (( اين هر دو دسته كار نيك مي كنند و بر خير و سعادتمند )) . آنگاه جمله اي اضافه كرد : (( لكن من براي تعليم و داناكردن فرستاده شده ام )) , پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت , و در حلقه آنها نشست
1 . مسجد مدينه , در صدر اسلام , تنها براي اداء فريضه نماز نبود , بلكه مركز جنب و جوش و فعاليتهاي ديني و اجتماعي مسلمانان همان مسجد بود . هر وقت لازم مي شد اجتماعي صورت بگيرد مردم را به حضور در مسجد دعوت مي كردند , و مردم از هر خبر مهمي در آنجا آگاه مي شدند . و هر تصميم جديدي گرفته مي شد در آنجا به مردم اعلام مي شد .
مسلمانان تا در مكه بودند از هرگونه آزادي و فعاليت اجتماعي محروم بودند , نه مي توانستند اعمال و فرائض مذهبي خود را آزادانه انجام دهند و نه مي توانستند تعليمات ديني خود را آزادانه فرا گيرند . اين وضع ادامه داشت تا وقتي كه اسلام در نقطه حساس ديگري از عربستان نفوذ كرد كه نامش (( يثرب )) بود , و بعدها به نام (( مدينة النبي )) يعني شهر پيغمبر معروف شد . پيغمبر اكرم بنا به پيشنهاد مردم آن شهر و طبق عهد و پيماني كه آنها با آن حضرت بستند , به اين شهر هجرت فرمود . ساير مسلمانان نيز تدريجا به اين شهر هجرت كردند . آزادي فعاليت مسلمانان نيز از اين وقت آغاز شد . اولين كاري كه رسول اكرم بعد از مهاجرت به اين شهر كرد , اين بود كه زميني را در نظر گرفت , و با كمك ياران و اصحاب اين مسجد را در آنجا ساخت . _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: سه شنبه، 16 آبان ماه ، 1385 23:21:12 موضوع مطلب: |
|
|
منبع : داستان راستان شهيد مطهري(ره)
 _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 18 آبان ماه ، 1385 07:27:52 موضوع مطلب: مردی كه كمك خواست |
|
|
مردی كه كمك خواست
به گذشته پرمشقت خويش میانديشيد ، به يادش میافتاد كه چه روزهای تلخ و پر مرارتی را پشت سر گذاشته ، روزهايی كه حتی قادر نبود قوت روزانه زن و كودكان معصومش را فراهم نمايد . با خود فكر میكرد كه چگونه يك جمله كوتاه - فقط يك جمله - كه در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، به
روحش نيرو داد و مسير زندگانيش را عوض كرد ، و او و خانوادهاش را از فقر و نكبتی كه گرفتار آن بودند نجات داد .
او يكی از صحابه رسول اكرم بود . فقر و تنگدستی براو چيره شده بود . در يك روز كه حس كرد ديگر كارد به استخوانش رسيده ، با مشورت و پيشنهاد زنش تصميم گرفت برود ، ووضع خود را برای رسول اكرم شرح دهد ، و از آن حضرت استمداد مالی كند. با همين نيت رفت ، ولی قبل از آنكه حاجت خود را بگويد اين جمله از زبان رسول اكرم به گوشش خورد : " هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میكنيم ، ولی اگر كسی بینيازی بورزد و دست حاجت پيش مخلوقی دراز نكند ، خداوند او را بینياز میكند " . آن روز چيزی نگفت ، و به خانه خويش برگشت . باز با هيولای مهيب فقر كه همچنان بر خانهاش سايه افكنده بود روبرو شد ، ناچار روز ديگر به همان نيت به مجلس رسول اكرم حاضر شد ، آن روز هم همان جمله را از رسول اكرم شنيد : " هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میكنيم ، ولی اگر كسی بی نيازی بورزد خداوند او را بینياز میكند " . اين دفعه نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد ، به خانه خويش برگشت . و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعيف و بيچاره و ناتوان میديد ، برای سومين بار به همان نيت به مجلس رسول اكرم رفت ، باز هم لبهای رسولاكرم به حركت آمد ، و با همان آهنگ - كه به دل قوت و به روح اطمينان میبخشيد - همان جمله را تكرار كرد .
اين بار كه آن جمله را شنيد ، اطمينان بيشتری در قلب خود احساس كرد . حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است . وقتی كه خارج شد با قدمهای مطمئنتری راه میرفت . با خود فكر میكرد كه ديگر هرگز به دنبال كمك و مساعدت بندگان نخواهم رفت . به خدا تكيه میكنم و از نيرو
و استعدادی كه در وجود خودم به وديعت گذاشته شده استفاده میكنم ، واز او میخواهم كه مرا در كاری كه پيش میگيرم موفق گرداند و مرا بی نياز سازد .
با خودش فكر كرد كه از من چه كاری ساخته است ؟ به نظرش رسيد عجالة اين قدر از او ساخته هست كه برود به صحرا و هيزمی جمع كند و بياورد و بفروشد . رفت و تيشهای عاريه كرد و به صحرا رفت ، هيزمی جمع كرد و فروخت . لذت حاصل دسترنج خويش را چشيد . روزهای ديگر به اينكار ادامه داد ، تا تدريجاتوانست از همين پول برای خود تيشه و حيوان و ساير لوازم كار را بخرد . باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلامانی شد .
روزی رسول اكرم به او رسيد و تبسم كنان فرمود : " نگفتم ، هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میدهيم ، ولی اگر بینيازی بورزد خداوند او را بینياز میكند " ( 1 )
پاورقی :
. 1 اصول كافی ، ج 2 ، صفحه 139 - " باب القناعة " . و سفينة البحار
، ماده " قنع " . _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
shabib
عضو جدید


14 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 14
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: جمعه، 19 آبان ماه ، 1385 00:20:32 موضوع مطلب: سپاس فراوان ..... |
|
|
از زحمات مخلصانه شما سپاسگذاری کرده و امید وارم از یاران حال حاضر حضرت بقیه الله(عج الله) باشید.
از طرف سایت نسیم مطهر |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
|
|
|