| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
zeainab
عضو فعال انجمن

1 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 29
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 بهمن ماه ، 1385 03:38:02 موضوع مطلب: |
|
|
الهى ! اسمى جز بى اسمى برايم مباد.
الهى ! چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگريم كه منم.
الهى ! در اين جهان پر هياهو ، چرا من هو هو نكنم.
الهى ! خوشا به حال عالين كه جز تو نديدند و ندانند.
الهى ! حرم بر نامحرم حرام است ، محرم چرا محروم باشد.
الهى ! به امروز و فردا نه كار امروز رسيده شد نه فردا ، چه كنيم با " كل ياتيه يوم القيامة فردا ".
الهى ! بـَدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد بخوبان.
الهى ! جهان ، زندان رندان است .
الهى ! قاسم كه تويى ، كسى محروم و مغبون نيست.
الهى ! چه عذابى از حجاب سختتر است به حق خودت از جهنم حجابم وارهان.
الهى ! توبه از گناه آسان است ، توفيق ده كه از عبادتمان توبه كنيم.
الهى ! حسن آملى مالامال آمال بود ؛ در راه يك امل ، همه را پايمال كرد يا " منتهى امل الآملين ".
الهى ! شكرت كه مىگويم شكرت.
الهى ! اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.
الهى ! خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى به مثال ملتذند و قليلى در ملكوت مبهوت ، سبحانك ما اعظم خلقك و امرك؟!
الهى ! از نام بردن انبياء و ملائكه شرم دارم ، با نام تو چه كنم كه فرمودهاى عظم اسمائى، و با تلاوت كتاب تو چه كه فرموده اي : " لا يمسه الا المطهرون " .
الهى ! لولا الشيطان لبطل التكليف سبحانك ما احسن صنعك.
الهى ! شكرت كه پريشانى ، به مقام يقين رسيده است.
الهى ! شكرت كه از تنهايى و خلوت لذت مي برم ؛ چه تنها از خلوت وحشت دارد.
برگرفته از الهي نامه ي استاد حسن زاده آملي |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: سه شنبه، 24 بهمن ماه ، 1385 03:45:10 موضوع مطلب: |
|
|
به نام يزدان پاک
خدايا! در پناه پرچم اسلام تو، به تو توسل مي جويم و به حرمت قرآن، به تو اعتماد مي کنم و با محبت پيامبرت، به درگاه تو تقرب مي جويم.
آن پيامبرامي، پيامبرهاشمي قريشي، پيامبرعرب تهامي، پيامبرمکي مدني .
پس اين دل مومن را که هواي مؤانست با تو دارد، دچار وادي وحشت مکن، اين سري که سوداي همدلي با تو دارد، بر بالين هراس مپسند.
خدايا! حساب مرا در کتاب آنان که به پرستش غير تو تن دادند، نياور، مردمي که فقط به زبان، ايمان آوردند تا جان خويش را برهانند و به آمال خويش دست يابند. ما نه فقط به زبان که هم با دل خويش به تو مومن شديم تا در آغوش عفو خودت پناهمان دهي و دستمان را به ميوه آرزوهامان برساني و اميد به خودت را در سينه هامان تثبيت کني و دلهامان را پس از هدايت از لغزش و کژي مصون بداري و از چشمه رحمت خودت سيرابمان کني که تو بخشنده اي ، بي نظيري!
به عزتت سوگند که اگر مرا براني هم، از درگاهت نمي روم و از زمزمه الهامات قلبي ام در شناخت کرامتت دست نمي کشم و پا از وادي بي منتهاي رحمتت بيرون نمي گذارم.
بنده به کجا مي تواند بگريزد جز دامان مولاي خود؟
مخلوق به کجا مي تواند پناه برد جز آغوش آفريننده خود؟
خدايا! حتي اگر به بندم کشي و روي لطف از من بپوشي و درعيان کردن بدي هاي من در نظر خلايق بکوشي، حتي اگر مرا به آتش دراندازي و ميان من و خوبان درگاهت، فاصله اندازي، محال است که دست اميد از ضريح لطف تو بردارم و روي آرزو از آستان مهر تو بگردانم.
محال است که محبتت را از دلم برانم و نعمتهايت را به بوته نسيان بسپارم و پرده پوشيت را در اين دنيا از ياد ببرم.
 _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: يكشنبه، 29 بهمن ماه ، 1385 06:26:17 موضوع مطلب: |
|
|

الهي دل سليمان رو از محبت غير خودت خالي کن.
زمان حضرت سليمان دو تا گنجشک يه گوشه اي نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت مي کرد. مي گفت تو محبوبه مني. تو همسر مني. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتي؟ چرا محلم نميذاري؟ فکر کردي من کم قدرت دارم تو اين عالم عيال؟ من اگه بخوام مي تونم با نوک منقارم تخت و تاج سليمان رو بردارم بندازم تو دريا. باد که مسخر سليمان بود پيام رو به گوش سليمان رسوند. حضرت تبسمي کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بياريد پيش من. آوردند.سليمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بينم. گفت من چنين قدرتي ندارم. سليمان گفت پس الان به همسرت گفتي؟ گفت خوب شوهر گاهي جلو همسرش کلاس مياد يه خالي اي مي بنده. عاشق که ملامت نميشه. من عاشقم. يه چي گفتم ولي يا نبي الله واقعا دوسش دارم. اين به ما محل نميذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اينکه به تو اظهار محبت ميکنه چرا محلش نميدي؟ گفت يا نبي الله چون دروغ ميگه هم منو دوست داره هم يه گنجشک ديگه رو. مگه تو يک دل چند تا محبت جا ميگيره؟ اين کلام در دل جناب سليمان چنان اثري گذاشت که تا چهل روز گريه مي کرد و فقط يک دعا مي کرد. مي گفت:
الهي دل سليمان رو از محبت غير خودت خالي کن.

 |
|
| بازگشت به بالا |
|
zeainab
عضو فعال انجمن

1 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 29
|
ارسال شده در: سه شنبه، 1 اسفند ماه ، 1385 22:26:42 موضوع مطلب: |
|
|
| امام علي(ع) مي فرمايد: اگر منو در جهنم بندازي،"فهبني (يا الهي و سيدي و مولاي و ربي) صبرت علي عذابك، فكيف اصبر علي فراقك؟" گيرم كه عذابت رو تحمل كنم، پس چگونه دوري و فراقت را تحمل كنم؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
haghh
عضو فعال انجمن

23 آبان ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 56
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 3 اسفند ماه ، 1385 17:05:41 موضوع مطلب: |
|
|
|
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
haghh
عضو فعال انجمن

23 آبان ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 56
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 9 اسفند ماه ، 1385 22:53:03 موضوع مطلب: |
|
|
خداوندا !
آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم
شهامتي كه تغيير دهم آنچه را كه مي توانم
و دانشي كه تفاوت آن دو را بدانم |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: شنبه، 12 اسفند ماه ، 1385 23:24:29 موضوع مطلب: |
|
|
|
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: شنبه، 12 اسفند ماه ، 1385 23:26:43 موضوع مطلب: |
|
|
خدايا!
با من آن كن كه تو شايسته آني از آمرزش و بخشش و رحمت و نه آنكه من سزاوار آنم از عذاب و مجازات و نقمت، بحق رحمتت اي هر چه جوي لطف از چشمه جود تو. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: دوشنبه، 14 اسفند ماه ، 1385 17:34:31 موضوع مطلب: |
|
|
خدايا!
قبل از آنكه طوفان خشم تو حجاب از گناهان من كنار زند تو خود همه را ببخش.
الي استشفعت بك اليك و استجرت بك منك، اتيتك طامعاً في احسانك راغباً في إمتنانك مستسقياً وابل طولك، مستمطراً غمام فضلك، طالباً مرضاتك، قاصداً جنابك، واردا شريعة رفدك، ملتمساً سني الخيرات من عندك وافداً الي حضرة جمالك مريداً وجهك، طارقاً بابك مستكيناً لعظمتك و جلالك فافعل بي ما انت اهله من المغفرة و الرحمته ولا تفعل بي ما انا اهله من العذاب و النقمة برحمتك يا ارحم الراحمين.
خدايا!
خدايا!
براي آنكه نزد تو آيم در جستجوي شفيعي بودم، واسطه اي مي جستم تا مرا به حضورت بپذيري، ميانجي طلب مي كردم تا مرا از درت نراني.
و خدايا! مهربان تر از تو نيافتم.
چه كس اين گناه مجسم را در پيش تو ميانجيگري خواهد كرد؟!
چه كس اين عصيان محض را واسطه خواهد شد؟!
چه كس شفاعت نافرماني يك عمر خواهد كرد؟!
از خوان تو با نعيم تر چيست _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد |
|
| بازگشت به بالا |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: شنبه، 19 اسفند ماه ، 1385 10:38:19 موضوع مطلب: |
|
|
بنده اي خدا رامي خواند پس خداوند به فرشته موکل آن بنده مي فرمايد :دعاي اين بنده را مستجاب کردم اما شتاب در روا ساختن حاجت او نکنيد زيرا دوست دارم باز هم دعا وتضرع او را بشنوم .
ناله مومن همي داريم دوست گو تضرع کن که اين اعزاز اوست
خوش همي آيد مرا آواز او آن خدايا گفتن و آن زار او |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
110
معاون مدیر انجمن

4 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 186
محل سكونت: قم
|
ارسال شده در: شنبه، 19 اسفند ماه ، 1385 11:56:36 موضوع مطلب: |
|
|
خداي من!
كوله بارم اگر چه از توشه راه تهي است، انباشته از توكل كه هست.
الهي ان كان قل زادي في المسير اليك فلقد حسن ظني بالتوكل عليك و ان كان جرمي قد اخافني من عقوبتك فان رجائي قد اشعرني بالامن من نقمتك...
اگر چه از پنجه هاي وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.
اگر چه دستم از آنچه كرده است مي لرزد و اگر چه موريانه هاي بيم، استواري پاهايم را سست كرده است، دلم اميدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو.
اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزديك مي كند، آفتاب اطمينان به تو هنوز در آسمان وجودم مي درخشد. |
|
| بازگشت به بالا |
|
haghh
عضو فعال انجمن

23 آبان ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 56
|
ارسال شده در: سه شنبه، 22 اسفند ماه ، 1385 20:00:13 موضوع مطلب: |
|
|
خداي من!
و ان كان ذنبي قد عرضني لعقابك فقد آذنني حسن ثقتي بثوابك و ان انامتني الغفلة عن الاستعداد للقائك فقد نبهتني المعرفة بكرمك و ألائك و ان اوحش ما بيني و بينك فرط العصيان و الطغيان فقد آنسني بشري الغفران و الرضوان...
اگر خواب سرد زمستاني گناه دلم را به انجماد كشيده است، نسيم بهاري اعتماد به لطف تو درآوندهاي دلم هيجان تازه آفريده است.
اگر دانه وجودم در زير خاكهاي غفلت و نسيان، در اشتياق ديدار خورشيد تو، شكفتن را از ياد برده است شناسايي سبزينه فطرتي كه تو در وجود نهاده اي سر مي شكفد و در اشتياق تو رشد مي كند.
اگر گناه و غفلت، استعداد لقاي تو را در وجودم به خواب برده است، عرفان كرامت و بخششت هر لحظه بر ديواره تن خسته ام آونگ مي شود.
اگر گناه و طغيان و عصيان من هر لحظه ميان من و تو حصار مي شود نسيم مژده غفران و رضوان تو از وراي اين حصار در من روح تازه مي دمد و در شريان گناه، خون اميد به بخشش مي دواند. |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
|
ارسال شده در: يكشنبه، 26 فروردين ماه ، 1386 14:08:12 موضوع مطلب: |
|
|
سلام  |
|
| بازگشت به بالا |
|
haghh
عضو فعال انجمن

23 آبان ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 56
|
ارسال شده در: شنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1386 21:07:28 موضوع مطلب: |
|
|
خدايا !
به همه ما توفيق عنايت كن كه حقايق اسلام را از روى بصيرت و تحقيق درك كنيم .
خدايا !
به ما غيرت و حيات و جنبش عنايت كن .
خدايا !
خير دنيا و آخرت به همه ما كرامت بفرما , پنبه هاى غفلت از گوش ما بيرون كن .
خدايا !
اموات همه ما را ببخش و بيامرز .
منبع : پيرامون جمهورى اسلامى
صفحه :136 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: سه شنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1386 18:26:56 موضوع مطلب: |
|
|
خداوندا تا زنده ایم ما را از چشم و گوش و نیرویمان بهرمند ساز، و در چشمم نور و در دینم بینش قرار ده.  |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
|
|
|