شخصيت استادشهید مطهری، واجد پنچ بعد بود که در کمتر کسي جمع ميشوند:
1. طلبگي و حوزوي بودن: ايشان تا آخر عمر شريف خود طلبه ماندند و هيچگاه احساس فارغالتحصيلي نکردند، بلکه همواره احساس نياز به استاد و تعلم داشتند و تا آخر عمر، اين روحيه را در خود نگه داشتند و طالب علم ماندند. شاهد آن اين است که در اواخر عمر خود، با اين که خود، استاد مسلم فلسفه بودند و به نقد مارکسيسم ميپرداختند، خدمت استادشان، حضرت علامه طباطبايي ـ قدس سره ـ عرضه ميدارند که هنوز برخي از مباحث قوه و فعل برايشان حل نشده است، براي همين، علامه از قم به تهران ميروند و در منزل استاد با ايشان بحث ميکنند که نتيجه اين مباحثات، بعدها با نام «حرکت و زمان» به چاپ ميرسد.
2. ارتباط با دانشگاه و نسل جوان و به طور کل با انسان معاصر و دنياي جديد:
ايشان به خاطر ارتباط با محيط دانشگاه با پرسشها و شبهات جديد آشنا ميشدند و حتي گاه، آنها را به علامه طباطبايي نيز منتقل ميکردند. به اذعان خود ايشان، در کتاب «عدل الهي»، ايشان به دنبال پاسخگويي به سوالات مطرح در جامعه بودند و همواره دغدغه فکريشان، حل معضلات و پاسخ به نيازهاي فکري جامعه بود.
3. پيوند دو بعد بالا با يکديگر:
استاد شهيد وقتي از طريق ارتباط با دانشگاه، از دغدغهها و سؤالات آگاه ميشدند، با استفاده از علوم حوزوي، خود به آنها پاسخ ميدادند، برخلاف عدهاي که هرچند واجد هر دو بعد هستند، ولي ارتباطي بين آن دو برقرار نميکنند، با دانشگاه ارتباط دارند و پرسشهاي مطرح در آن را ميدانند، ولي کاري براي آن نميکنند. با اين که ميدانند، ولي عملکردشان با آنکه نميداند، يکي است.
4. زندگي و درگيري با شبهات و پرسشها:
او با شبهات مطرح در جامعه زندگي و خودش را با آنها درگير ميکرد؛ هم براي جواب به آنها، هم براي نحوه انتقال و طرح جوابها؛ يعني علاوه بر يافتن پاسخهاي مناسب، به دنبال طرح مسائل به بهترين بيان بود.
5. قدرت انتقال فوقالعاده:
بعد سابق باعث شده بود که استاد داراي ادبياتي قوي در انتقال مطالب باشد. او مسائل را با حفظ وزانت علمي آنقدر روان و روشن مطرح ميکرد که مطلب را به راحتي به مخاطب انتقال ميداد. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ارسال شده در: پنجشنبه، 14 دي ماه ، 1385 19:16:46 موضوع مطلب: آثار استاد
ب ـ آثار استاد
آثار استاد به دو دسته تقسيم ميشوند:
1. آثاري که به پرسشهاي فطري انسان پاسخ ميدهند؛ پرسش از خدا، معاد، انسان و ... که هر انساني در هر زمان و مکاني با آنها روبروست.
2. آثاري که به پرسشهاي نو مربوط به انسان معاصر و دنياي مدرن که قبلا مطرح نبودهاند، همچون تعارض علم و دين پاسخ ميدهند و چون اين سوالات و دنياي معاصر ادامه دارند، لذا اين آثار نيز هنوز زندهاند. البته استاد در آثار دسته اول به اين سوالات نيز پاسخ ميدهند و به طور کل، شيوه استاد بدينگونه است که از بحث اثباتي شروع ميکنند و سپس به بحث سلبي ميرسند؛ مثلا نخست، نبوت را تبيين ميکنند و در ضمن بحث به شبهات و پرسشها، پاسخ ميدهند.
در اين ميان مباحثي وجود دارند که استاد در آثار خود، مستقيم به آنها نپرداختهاند، چرا که پرسش و اصطلاحش در زمان ايشان مطرح نبوده است، ولي با دلالت التزامي، ميتوان آنها را يافت، مثل بحث «پلوراليسم» صدق و نجات که در کتاب عدل الهي ميتوان يافت.
البته پرسشهايي نيز هست که ايشان بدانها نپرداختهاند، مثل بسياري از مسائل معرفتشناسي، که نسل جديد بايد به تأسي استاد اين خلاها را پر كنند.
حاصل آن که آثار استاد، هنوز مفيد است، هرچند گاهي نياز به بازنويسي، تلخيص و ... است.
يکي ديگر از امتيازات آثار شهيد، اين است که او به فلسفه محض بسنده نکرد و به فلسفهاش امتداد سياسي و اجتماعي داد و با جهشي در فلسفه، آن را کاربردي کرد، فلذا از فلسفه در جامعه و تاريخ استفاده کرد و بعدها استاد مصباح و جوادي، همين رويکرد را در فلسفه ادامه دادند. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ارسال شده در: چهارشنبه، 20 دي ماه ، 1385 19:06:45 موضوع مطلب:
. شهيد مطهري و مرحوم علي دواني:به نظر ميرسد استاد دواني از سالهاي 1328 هجري شمسي با آرا و انديشههاي شهيد مطهري در قم آشنا بوده و از همان زمان با آن شهيد بزرگوار مراوده داشته است، به طوري که در کتاب «خاطرات من از استاد شهيد مطهري» به موارد بسياري از آن اشاره ميکند.
از جمله استاد از مرحوم دواني تقاضا ميکند که بار ديگر به قم بازگشته و به همراه وي به يک نوع تحول و تغييراتي در روش تدريس و ساختن طلاب مجهز به علوم اسلامي هماهنگ با نياز عصر و زمان اقدام كنند. در اين باره به وي چنين ميگويد: «شما در تاريخ اسلام و رجال و تراجم و شرح حال بزرگان مثل همين مفاخر اسلام که سالها دربارهشان مطالعه کرده و مقاله و کتابهايي نوشتهاي، براي شاگرداني که در اختيارت ميگذاريم، تدريس و کار کن...» (خاطرات من از استاد شهيد مطهري، علي دواني، انتشارات صدرا، 1372، قم، ص101).
به نوشته استاد، روابط بين آن دو چنان عميق و مستحکم بوده است که پس از شهادت شهيد مطهري در سال 1358 وي پس از شرکت در مجلس ختم آن شهيد و افسوس از درگذشت او ديگر هيچ گاه به منبر نرفت. (همانجا، ص106).
خدايش رحمت كند ، از ايشان آثار برجسته در حوزه هاي مختلف از جمله تاريخ اسلام بر جاي مانده . همچنين كتاب نفيس و جاودانه مفاخر اسلام در چهار جلد را مي توان يكي از بهترين آثار به جا مانده از اين عالم رباني نام برد . آري به درستي كه خود او نيز از مفاخر اسلام بود روحش شاد و جايگاهش با اوليا باد.
ارسال شده در: سه شنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1386 19:09:24 موضوع مطلب:
استقبال از آثار مطهري و شريعتي در تركيه
کتاب «خاتميت» استاد شهيد مطهري در ترکيه تجديد چاپ شد.
به گزارش روابط عمومي رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در آنكارا، «تونجر ناملي»، مدير انتشارات فجر، با اعلام اين مطلب افزود: کتاب خاتميت، اولين بار در سال 1989 به زبان ترکي استانبولي ترجمه و منتشر گرديد. با توجه به استقبال خوانندگان کتاب خاتميت براي بار دوم چاپ و در اختيار علاقمـندان قرار گرفته است.
او گفت: يکي ديگر از آثار شهيد مطهري که از سوي اين ناشر ترجمه و منتشر گرديده کتاب اسلام و تحول (مقتضيات زمان) ميباشد که در سال 2000 ميلادي به چاپ رسيده است.
تونجر ناملي با اشاره به فعاليتهاي انتشاراتي خود گفت: انتشارات فجر در 1986 تأسيس گرديد.
وي گفت: از آن روز تاکنون 99 عنوان کتاب توسط اين انتشاراتي به چاپ رسيده که بيشتر آنان آثار نويسندگان روشنفکر دنياي اسلام ميباشد.
به گفته ناملي، يکصدمين کتاب انتشارات فجر بزودي منتشر خواهد شد.
او افزود: خط و مشي فکري انتشارات فجر تلفيقي از قديم و جديد ميباشد. يعني پايبندي به سنتهاي و مد نظر قرار دادن مقتضيات زمان و پيشرفتهاي علمي و فرهنگي روز. لذا در انتخاب آثار ترجمهاي نيز اين هدف همواره مد نظر قرار ميگيرد. در دهه نود آثار روشنفکراني مانند شهيد مطهري در ترکيه بسيار با استقبال مواجه گرديد و تعدادي از ناشران ترک اثار اين متفکر بزرگ را ترجمه و منتشر کردند.
وي همچنين گفت: غير از آثار شهيد مطهري آثار برخي ديگر از دانشمندان و روشنفکران ايران از جمله علامه محمد تقي جعفري، محمد خاتمي، دکتر شريعتي، دکتر سروش، مهدي بازرگان خواجه نصيرالدين طوسي، امام محمد غزالي از سوي اين انتشاراتي ترجمه و چاپ شده است.
لازم به يادآوري است که حقوق تأليف و انتشار آثار دکتر شريعتي از سوي همسر وي به انتشارات فجر واگذار شده و اين انتشاراتي قرار است کليات آثار شريعتي را منتشر نمايد.
تونجر ناملي مدير انتشارات فجر همچنين با اشاره به ديگر فعاليتهاي فرهنگي اين انتشاراتي افزود: با توجه به نياز قشر کودک و نوجوان ترکيه يک انتشاراتي ديگري با نام «منويش» به زير مجموعه فعاليتهاي انتشارات فجر اضافه شده که در زمينه ادبيات کودک و نوجوان فعاليت ميکند.
به گفته وي اين انتشاراتي تاکنون چهل عنوان کتاب براي اين قشر منتشر کرده که عمده آن در زمينه قصص قرآن و موضوعات عقيدتي و فکري ميباشد.
در اين ميان انتشارات فجر در کنار کار نشر کتاب، فعاليتهاي متعدد فرهنگي نيز دارد که به صورت فهرستوار ميتوان به بخشي از آنها اشاره کرد:
• انتشار يک مجله فکري با عنوان «اسکي يني» (قديم و جديد) که در هر سه ماه يک بار منتشر ميگردد،
• برگزاري کلاسهاي تفسير، کلام، فقه و عقايد در طول روزهاي هفته
• برگزاري کلاسهاي آموزش زبان عربي
ارسال شده در: جمعه، 4 خرداد ماه ، 1386 11:07:55 موضوع مطلب:
بيست نکته درباره مطالعه کتب شهيد مطهري
چگونه كتب استاد را مطالعه كنيم كه تا انتهاي مسير ثابت قدم و استوار بمانيم ؟
آن چه در پي ميآيد ، نكاتي چند دربارهي مطالعهي آثار شهيد مطهري است . اميد است كه براي خوانندگان گرامي كارگر افتاده و آنها را در پيمودن هر چه صحيحتر اين راه ياري كند . البته از خوانندگان عزيز تقاضا دارم ، همهي اين نكات را به دقت خوانده و به كار بندند ، هم چنين از انتخاب روشهاي سليقهاي هم به شدت پرهيز كنند .
1 . براي پيمودن هر راهي در ابتدا بايد انگيزهي رهرو ، براي پيمودن آن راه به حد بالايي برسد تا اگر موانعي ايجاد شد ، هيچ ترديد و تزلزلي در او پديد نيايد .
بسياري از كساني كه كتب استاد را براي مطالعه انتخاب كرده و خواندن آنها را هم آغاز نمودهاند ، به دليل نداشتن انگيزهي بالا ، در همان ابتدا به قول خودمان بريدهاند . دانستن اهميت مطالعهي كتب شهيد مطهري ، بزرگترين عاملي است كه ميتواند ما را با انگيزهي بالايي به طرف اين كتب ارزشمند سوق دهد . وظيفهي مقالهي قبلي ، همين ايجاد انگيزه بود .
2 . يكي از عوامل ايست مطالعاتي اين است كه خواننده ، روشهاي مطالعه را به صورت مختلط دربارهي هر كتابي استفاده ميكند . هر كتابي را بايد با روشي متناسب با هدف آن خواند . گاهي هدف حفظ كردن ، گاهي هم فهميدن عميق و دقيق ، در بعضي موارد اطلاع سطحي و در مواردي هم گرفتن ديدگاه ، يا تغيير و تكميل يك ديدگاه قبلي است .
براي فهم بهتر هدف اخير ؛ يعني مطالعه با هدف گرفتن ، تغيير يا تكميل ديدگاه ، به اين مثال توجه نماييد . كسي را تصور كنيد كه نسبت به امام ديدگاهي منفي دارد . او به دليل داشتن چنين ديدگاهي ، نسبت به امام و سخنان ايشان حالت بدي دارد ؛ مثلاً اگر تصوير ايشان را در تلويزيون ببيند ، آن را خاموش ميكند و اگر سخنان امام را بشنود ، نه تنها آن را جدي نگرفته ؛ بلكه شايد آن را مسخره هم بكند . اين شخص به راهنمايي يكي از دوستانش كتابي را دربارهي امام مطالعه ميكند . بعد از خواندن كتاب ، مات و مبهوت مانده و از هر آن چه كه دربارهي امام ميانديشيده، اظهار پشيماني ميكند . اگر بعد از چند ساعت از او بپرسيد از آن چه كه دربارهي امام خوانده برايتان بگويد ، او در حالي كه چند صد صفحه كتاب خوانده ، بعد از اندكي سخن گفتن ، ديگر چيزي براي گفتن ندارد ؛ يعني بسياري از مطالب ، در خاطرش باقي نمانده است و اگر چند سال ديگر او را ببينيد و دوباره بخواهيد از آن كتاب ، مطالبي را برايتان بگويد ، شايد هيچ چيزي در ذهنش باقي نمانده باشد ؛ اما شما فكر ميكنيد كه چون چيزي از آن كتاب در ذهنش نيست ، مطالعهي كتاب برايش بيفايده بوده ؟ مسلم اين چنين نيست . او نسبت به امام ، ديدگاهي منفي داشت كه با خواندن آن كتاب ، نظرش عوض شد ؛ حتي اگر يك كلمه هم در ذهنش باقي نباشد ؛ اما اثر آن باقي است .
ما در مطالعهي كتابهاي استاد مطهري ( حداقل در دور اول ) در پي حفظ تك تك جملهها نيستيم ؛ بلكه در پيآن هستيم تا به وسيلهي كتابهاي استاد مطهري با چهرهي زيباي اسلام آشنا شويم و ديدگاهي نو و مطابق با واقع نسبت به اين دين كامل به دست آوريم . اين آشنايي ، با مطالعه حاصل ميشود ؛ حتي اگر جملات و داستانهاي كتب در ذهنمان باقي نماند .
با توجه به اين نكته ، به نكات بعدي ميپردازيم .
3 . از آن جا كه هدف ما حفظ كردن نيست ؟ پس ، نبايد از فراموشي مطالب هراسي داشته باشيم .
4 . هميشه اين نكته در ذهنمان باشد كه مفيد بودن مطالعهي يك كتاب، فقط در گرو حفظ آن نيست.
5 . حواسمان باشد كه بسياري از مطالب به ضمير ناخودآگاه رفته و در موقعيتي مناسب ؛ مثل بحث يا سؤال يادآوري ميشود .
6 . از نوشتن و خلاصه برداري بپرهيزيم . اين كارها سرعت مطالعه را كُند كرده و پس از مدتي انگيزه را كاهش ميدهند . اين گونه كارها براي دور دوم مطالعه است كه معمولاً كساني كه موفق به مطالعهي يك دوره از كتب استاد ميشوند ، خودشان براي مطالعهي دور دوم احساس نياز ميكنند .
7 . تمام تلاشمان اين باشد كه دور اول را به سرعت تمام كنيم .
8 . پيام هر صفحه را بگيريم و بگذريم ؛ پس اگر كلمه يا جملهاي برايمان مبهم بود و پيام هم متوقف بر فهم آن نبود ، بدون مكث از آن جمله يا كلمه بگذريم .
9 . حتماً يك وقت حداقلي براي مطالعه تعيين كنيم و هيچ روزي هم كمتر از آن مطالعه نكنيم ؛ مثلاً هر روز نيم ساعت تا يك ساعت را به مطالعهي آثار شهيد مطهري اختصاص دهيم .
10 . از فرصتهاي كم هم براي مطالعه استفاده كنيم . وقتهاي مرده را هم جزء اوقات مطالعه قرار دهيم .
11 . يك صفحه مطالعه را هم غنيمت بشماريم كه قطره قطره جمع گردد ، وانگهي دريا شود.
12 . براي اين كه بتوانيم از تمام وقتها براي مطالعه استفاده كنيم ، چه خوب است كه همه جا كتاب استاد را به همراه داشته باشيم . اين كار علاوه بر اين فايده ، در فرهنگ سازي مطالعهي كتب استاد نقش به سزايي دارد .
13 . تشويق يكديگر را فراموش نكنيم .
14 . با يادآوري هدف مطالعهي آثار شهيد مطهري از اين كه ديگران كتابهايي با نامهاي قلمبه سلمبه ميخوانند ، نگران نباشيم . اين نكته را فراموش نكنيد كه هدف ، به دست آوردن ديدگاهي صحيح نسبت به دين مبين اسلام است كه بدون داشتن چنين ديدگاهي ، خواندن آن كتابها نه تنها هيچ فايدهاي ندارد ؛ بلكه مضر هم هست .
15 . اين را هم بدانيم كه فهم كتابهاي بسياري از بزرگان ديگر تا حد زيادي براي غير طلاب آن هم در سطوح بالا ، مشكل و دست نايافتني است . مطالعهي كتابهاي استاد ، ما را براي فهم آن كتب هم آماده ميكند .
16 . از مطالعهي كتب متفرقه بپرهيزيم ؛ مگر در موارد اضطراري .
17 . آسان بودن كتابهاي اول ، موجب بياهميتي شما به عمق مطالب نشود . كتاب داستان و راستان كه از سادهترين كتب استاد است ، از عميقترين كتابهاي ايشان نيز هست كه جايزهي بينالمللي يونسكو را به خود اختصاص داده .[1]
18 . نكتهي بسيار مهم و كليدي : اگر كتابهاي استاد مطهري را بدون داشتن يك سير مشخص و فقط با انتخاب سليقهاي بخوانيم ، به هدفي كه در پي آن هستيم نخواهيم رسيد . ما براي مطالعه ، سيري را پيشنهاد ميكنيم كه داراي اين خصوصيات است .
الف ) نويسندهي اين سير يكي از علماست كه به بنده ميگفت : من بيست و دو سه دور كتابهاي شهيد مطهري را گرفتم و خواندم و به كتابخانهي مسجد هديه كردم . ايشان با اين اندوختهي عظيم مطالعاتي در كنار حرم امام رضا عليهالسلام اين سير را تنظيم ميكنند .
ب ) در اين سير ، علاوه بر آن كه در تنظيم موضوعي كتب دقت شده ، هم چنين، چينش كتابها از آسان به سخت است كه ذهن خواننده را رشد داده ، به گونهاي كه وقتي به كتابهاي تقريباً مشكلي همچون توحيد يا عدل الهي و ... ميرسد ، براي دريافت مطالب آن كتابها آماده ميشود . در حالي كه اگر خواننده از همان ابتدا به سراغ اين كتابها برود ، يا از درك مفاهيم آن عاجز بوده و يا اين كه دريافت ناقصي خواهد داشت .
ج ) گاهي در مطالعهي يك كتاب سؤالاتي پيش ميآيد كه پاسخ بسياري از آنها در اين سير ، در كتابهاي بعدي يافت ميشود .
د ) اين سير در چهار مرحلهي آشنايي با استاد ،كتب داستاني ، كتب سخنراني و كتب دست نويس تنظيم شده است .
سير پيش نهادي ، در پايان همين گفتار خواهد آمد .
19 . اگر چند نفر با هم تصميم گرفتهايد كتابهاي شهيد را مطالعه كنيد ، ميتوانيد با همكاري ، يكديگر را در پيشبرد مطالعه ياري كنيد . مواظب باشيد كار جمعي ، سرعت مطالعهي شما را كند نكند . نحوهي كار جمعي ميتواند به اين شكل باشد كه افراد گروه ضمن اين كه با سرعت هر چه تمامتر به مطالعهي كتب ميپردازند، هر هفته يا دو هفته يك بار گرد هم جمع شده و از كتاب اول استاد (داستان راستان ) بيست الي سي صفحه را مشخص كرده و همه موظف شوند قبل از آمدن به جلسه يك بار ديگر صفحات مشخص شده را دوباره مطالعه كرده و وقتي در جلسه حاضر ميشوند ، هر كس چند صفحه را توضيح دهد . در ضمن افراد گروه ، نكات زيبايي را كه به نظرشان ميرسد ، براي ديگران بيان ميكنند .
فايدهي اين جلسه آن است كه اول آن كه در يك كار جمعي ، افراد با ديدن دوستان خود كه به همين كار مشغولند ، انگيزهي بيشتري براي مطالعه پيدا ميكنند . دوم آن كه با اطلاع از ميزان مطالعهي افراد گروه ، حس رقابت ايجاد شده و همين امر در سرعت بخشيدن به كار ، كمك شاياني ميكند . سوم آن كه مطالبي كه يك بار مطالعه شده ، بي آنكه به سرعت مطالعه ضربهاي وارد شود ، يك بار ديگر مرور ميشود .
20 . در تمام مراحل مطالعه از هنگامي كه تصميم به مطالعه ميگيريد تا زماني كه مطالعه را آغاز ميكنيد ، از توكل بر خدا و توسل به اهل بيت عليهم السلام غافل نشويد . در جلساتي كه به نام آل الله عليهم السلام برگزار ميشود ، از امام زمان روحي فداه و اجداد طاهرينش بخواهيد كه شما را در اين راه كمك كرده و ذهنتان را براي درك معارف ناب دين ، آماده و لايق بگردانند . اعتقاد بنده اين است كه يكي از علل مهم شكست در مسير مطالعهي كتب استاد مطهري و در هر راه معنوي ديگر ، اتكا به خويشتن و غفلت از خداوند است . همه بايد بدانيم كه بي توفيق و ياري خداوند و ائمهي معصومين عليهم السلام هر كاري براي رسيدن به معارف قرآن و اهل بيت عليهم السلام ناقص و ابتر خواهد ماند.
_________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ارسال شده در: چهارشنبه، 9 خرداد ماه ، 1386 13:42:32 موضوع مطلب:
شهيد مطهري، نور تابنده اي بود كه انوار يكتا پرستي را بر جان مخاطبان خود تاباند و زنگار انحراف و التقاط را از دل ها زدود. او تجسم معارف اسلامي، علوم و فنون عقلي و نقلي، اصلاحگر بزرگ جامعه اسلامي و مظهر كامل يك انديشمند برجسته كشور ايران و جهان اسلام بود.
به حق او يكي از بزرگترين معماران بناي فكري نظام اسلامي به شمار مي آيد. بي ترديد كتاب ها و گفتارهايي كه اين نظريه پرداز اسلامي به آن ها پرداخته براي جامعه اسلامي، حياتي و چاره ساز است.
در طول تاريخ زندگي بشر، چهره هاي درخشاني ظهور كرده اند كه هم چون مشعل فروزان، فراراه زندگي مردمان را روشن و آنان رابه سوي اهداف متعالي رهنمون ساخته اند. استاد شهيد مرتضي مطهري، فرزند راستين اسلام ناب محمدي صلي الله عليه والله و سلم است كه هم عزت خون شهيدان راه حق را پشتوانه شخصيت كم نظير خود دارد و هم كرامت انديشه و قلم علماي رباني را. بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمه الله، او را حاصل عمر خود مي دانست و رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) نيز فرمود: ‹‹ آثار استاد مطهري مبناي فكري نظام جمهوري اسلامي است و به حق، شاگرد شايسته امام امت و از افراد نادر وكم نظير زمان ما و عصاره اي از انديشه هاي اسلامي مي باشند››.
شرح مختصر زندگاني مولف شهيد
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن, آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن, آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهده گرفته اند. و در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در .مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد .
در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.
وي همچنين درکنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي اي که پرونده اين گروه, تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، ایجاد انجمن اسلامي در مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره مي پردازد.
به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک كرد.
و در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدين خلق ايران» پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران» را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
و گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني(ره) پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني (ره) و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
ارسال شده در: سه شنبه، 15 خرداد ماه ، 1386 08:02:32 موضوع مطلب: آري مرتضي مطهري فرزند امام(ره) بو
آري مرتضي مطهري فرزند امام(ره) بود ستاره باران باد آن مزار نوراني، مزار پاک و درود بر آن دو ستاره آسماني آن استاد و شاگرد و بعبارت صحيح آن پدر و فرزند
دكتر علي مطهري فرزند استاد شهيد مرتضي مطهري:
پسر شهيد مطهري با تاكيد بر اينكه بايد از قضيه شهادت استاد مطهري عبرت گرفت، افزود: « ترور اين شهيد با بقيهي ترورها متفاوت بود؛ بدان معنا كه بقيهي ترورها سياسي بوده و شايد تا حدي بحث قدرت در آن مطرح بود اما در ترور اين استاد بيشتر جنبههاي فكري دخيل بود.»
وي خاطرنشان كرد: «بايد بر روي شهادت اين استاد بيشتر تامل كرد و عبرت گرفت و اينكه به ما بگويند دست از آستين استكبار جهاني بيرون آمده و ايشان را به شهادت رسانده يكسري مسائل كليگويي است و دردي را دوا نميكند. بايد به آن دوره بازگشت و عواملي كه باعث شد استاد مطهري را به شهادت برسانند را بررسي كرد.»
پسر شهيد مطهري، با بيان اينكه در صورتي كه دانشجويان پايههاي فكري خود را صحيح بسازند كمتر فريب خورده و دچار لغزش ميشوند، تصريح كرد: « يكي از نقاط ضعفي كه همواره در دانشگاههاي ما وجود دارد تحت تاثير قرار گرفتن برخي دانشجويان نسبت به عوامل بيروني است و از طرفي به دليل اينكه قشر دانشجو به اقتضاي سنش سريع آلت دست گروههاي ديگر ميشود اين گروهها از اين قشر سوء استفاده ميكنند و با تعريف و تمجيد كمتر به نقاط ضعف آنها ميپردازند و دانشجو با مشاهدهي اين شرايط فكر ميكند كه همه چيز را فهميده و نياز به علما و متفكرين ندارد بنابراين دچار لغزش ميشود.»
پسر شهيد مطهري خاطرنشان كرد: « تا زمان پيروزي انقلاب بيشتر دانشجويان انقلابي مسلمان نميدانستند كه راه مجاهدين خلق راهي جزء از راه امام و انقلاب است و هنگامي كه متوجه شدند امام (ره) شهيد مطهري را به عنوان فردي كه اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي را تعيين كند، معرفي كردند برايشان سوال برانگيز و عجيب بود و متاسفانه بسياري از دانشجويان بعد از شهادت اين استاد متوجه شدند كه ايشان چه شخصيت بزرگي بود.»
وي با تاكيد بر اينكه دانشگاه بايد به اندازهاي از نظر فكري قوي باشد كه نتواند تحت تاثير ديگران قرار بگيرد، گفت: «چرا بايد دانشگاه عميق نباشد و آنقدر احساساتي بوده كه گروه خاصي براي آنها تصميم بگيرد.»
وي با بيان اينكه تا سيمين سالگرد شهادت شهيد مطهري كل آثار اين استاد منتشر خواهد شد، اظهار داشت: «متاسفانه برخي به دنبال اجرايي كردن نظرات شهيد مطهري نبودند.»
دكتر علي مطهري فرزند استاد شهيد مرتضي مطهري بيان داشت: ترور استاد مطهري با تمام ترورهاي صورت گرفته تا آن زمان متفاوت و در عين حال درس آموز بود، زيرا با ترور استاد، جامعه اسلامي ايران ترور فكري شد و ضربه سنگيني را متحمل شد.
وي خطاب به تشكلهاي دانشجويي گفت: دانشجويان عصر امروز، بايد از شهادت استاد مطهري عبرت گرفته و نيز با توجه به فرمايشات امام راحل اجازه ندهند تا افكار استاد مطهري به دست فراموشي سپرده شود.
اين استاد دانشكده الهيات دانشگاه تهران بيان داشت: دانشجويان بايد پايههاي فكري داشته باشند تا كمتر لغزش فكري پيدا كنند، چرا كه تجربه لغزش فكري در بين دانشجويان كشور بسيار مشهود است و از نمونههاي آن مي توان به تجمع و ازدحام بيش از حد دانشجويان دهه 40 براي رسيدن به سخنراني استاد مطهري و جلوگيري دانشجويان دهه 50 از سخنراني استاد مطهري اشاره كرد.
دكتر مطهري گفت: اينكه ما بگوييم دستي از آستين استكبار جهاني بيرون آمده و استاد مطهري را از كشور گرفته درست نيست، زيرا اين كلي گوييها كاري را از پيش نبرده و موجب زنده شدن جسم استاد نمي شود ولي مي توان با مطالعه اثار استاد افكار ايشان را زنده نگه داشت.
وي زود تحت تاثير قرار گرفتن دانشجويان را نقطه ضعف آنان دانست و افزود: قشر دانشجو با توجه به سني كه درآن قرار دارند زود آلت دست گروهگها قرار گرفته و عدهاي نيز از اين قضيه بسيار خوب در راستاي پيشبرد اهداف ضد انقلاب خود استفاده مي كنند.
فرزند استاد شهيد مرتضي مطهري، خط فكري پدرش را هم جهت با خط فكري امام(ره) خواند و افزود: بسياري از گروههاي چپ و گروهگهاي كه خود را در خط امام مي دانستند و با استاد مطهري نيز مقابله فكري مي كردند، زمانيكه امام خميني(ره) اظهار تاسف خود را از شهادت استاد مطهري طي بيانيهاي اعلام مي كنند دچار تعجب شده و به درك مي كنند كه مطهري پاره تن امام و مورد اعتماد و مشورت ايشان بوده است.
علي مطهري جامعه را نيازمند فكر تحليلگر دانست و گفت: زمانيكه در جامعه، افكار عميق وجود ندارد و احساسات با افكار آميخته شده است، آن وقت است كه افراد روشنفكر مانند مطهري در دهه 40 مورد استقبال قرار مي گيرد ولي طي دوره زماني كوتاهي و در دهه 50 مورد هجوم دانشجويان واقع مي شود.
وي در خصوص ابهاماتي كه در مورد خصومتهايي ميان استاد شهيد مرتضي مطهري و دكتر شريعتي وجود دارد، گفت: هيچ گونه مشكلي بين استاد و دكتر وجود نداشته چرا كه دكتر شريعتي چندين بار خود را شاگرد استاد مطهري معرفي نموده و همچنين بايد به خاطر داشت كه بعد از آنكه دکتر شريعتي از فرانسه به ايران آمد و در مشهد زندگي مي كرد اين استاد مطهري بود كه او را به تهران آورد و به دانشجويان معرفي نمود.
مطهري در پايان گفت: اگر مشكلي بين استاد مطهري و دكتر شريعتي در ظاهر نمايان بود به خاطر شيطنتهاي افرادي بود كه وابسته به گروهگهاي منافين و چپ بودند و نمي خواستند جامعه دانشگاهي ما از اساتيد برجسته كشور استفاده نمايند.
دكتر علي مطهري در پاسخ به سئوال يكي از اعضاي تشكلهاي دانشجويي در خصوص منتشر نشدن تمام آثار استاد مطهري بيان داشت: منتشر نشدن تمام آثار استاد مطهري تا كنون به آن علت است كه ميخواهيم هيچ گونه تحريفي در آثار ايشان ايجاد نشود و تمام انديشههاي استاد، تمام و كمال منتقل شود.
وي افزود: تا كنون 77 جلد از آثار استاد مطهري انتشار يافته و چهارده جلد ديگر از آثار ايشان باقي مانده است كه با لطف و عنايت پروردگار اميدواريم در سي امين سالگرد استاد هيچ اثر چاپ نشدهاي از ايشان نداشته باشيم. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ارسال شده در: دوشنبه، 21 خرداد ماه ، 1386 06:37:52 موضوع مطلب:
يکي از امتيازات آثار شهيد، اين است که او به فلسفه محض بسنده نکرد و به فلسفهاش امتداد سياسي و اجتماعي داد و با جهشي در فلسفه، آن را کاربردي کرد، فلذا از فلسفه در جامعه و تاريخ استفاده کرد و بعدها استاد مصباح و جوادي، همين رويکرد را در فلسفه ادامه دادند. _________________ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد