6 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 6
محل سكونت: اصفهان
ارسال شده در: پنجشنبه، 5 مرداد ماه ، 1385 07:17:56 موضوع مطلب: فلسفه ذکر مصیبت
(ذکر مصیبت )دستوری است كه ائمه اطهار به ما دادهاند و اين دستور فلسفهای دارد و آن اينكه هر مكتبی اگر چاشينی از عاطفه نداشته باشد و صرفا مكتب و فلسفه و فكر باشد ، آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد ، ولی اگر يك مكتب چاشنيی از عاطفه داشته باشد ، اين عاطفه به آن حرارت میدهد . معنا و فلسفه يك مكتب ، آن مكتب را روشن میكند ، به آن مكتب منطق میدهد ، آن مكتب را منطقی میكند . بدون شك مكتب امام حسين منطق و فلسفه دارد ، درس است و بايد آموخت اما اگر ما دائما اين مكتب را صرفا به صورت يك مكتب فكری بازگو بكنيم حرارت و جوشش گرفته میشود و اساسا كهنه میگردد . اين ، بسيار نظر بزرگ و عميقانهای بوده است ، يك دور انديشی فوق العاده عجيب و صومانهای بوده است كه گفتهاند برای هميشه اين چاشنی را شما از دست ندهيد ، چاشنی عاطفه ، ذكر مصيبت حسين بن علی عليه السلام ، يا اميرالمؤمنين يا امام حسن ، يا ائمه ديگر و يا حضرت زهرا سلام الله عليها. اين چاشنی عاطفه را ما حفظ و نگهداری بكنيم .
سیری در سیره نبوی صفحه 55
ارسال شده در: پنجشنبه، 5 مرداد ماه ، 1385 13:32:00 موضوع مطلب:
این هم بیانی دیگر از شهید مطهری در مورد فلسفه عزاداری
مرا عار آيد از اين زندگی
كه سالار باشم كنم بندگی
شعارهای حسين ( ع ) شعارهای محيی بود ، « يا ايها الذين آمنوا استجيبوا
لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ».
اباعبدالله يك مصلح است . اين تعبير مال خودش است : « انی لم اخرج
اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی
، اريد ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسير بسيره جدی و ابی » .
اين را حضرت در نامه ای به عنوان وصيتنامه به برادرشان
محمد ابن حنفيه كه مريض بود به طوری كه از ناحيه دست فلج داشت و قدرت
اين را كه در ركاب حضرت باشد و خدمت بكند نداشت ، نوشتند و به او
سپردند . چرا ؟ برای اينكه دنيا از ماهيت نهضت او آگاه شود : مردم دنيا ! من مثلی خيليها نيستم كه قيامم ، انقلابم به خاطر اين باشد كه خودم به
نوائی رسيده باشم ، برای اينكه مال و ثروتی تصاحب كنم ، برای اينكه به
ملكی رسيده باشم . اين را مردم دنيا از امروز بدانند ( اين نامه را در
مدينه نوشت ) : قيام من ، قيام مصلحانه است . من يك مصلح در امت جدم
هستم . قصدم امر به معروف و نهی از منكر است . قصدم اين است كه سيرت
رسول خدا را زنده كنم ، قصدم اين است كه روش علی مرتضی را زنده كنم .
سيره پيغمبر مرد ، روش علی مرتضی مرد ، میخواهم اين سيره و اين روش را
زنده كنم .
از اينجا میفهميم كه چرا ائمه اطهار اينهمه دستور اكيد دادهاند كه
عاشورا بايد زنده بماند و چرا اينهمه اجر و پاداش و ثواب برای عزاداری
اباعبدالله منظور شده . آيا آنها اين سخن را فقط به خاطر يك عزاداری مثل
عزاداريهای ما در وقتی كه پدر يا مادرمان میميرد ، گفتند ؟ نه ، مردنهای
ما ارزشی ندارد ، در مردنهای ما فكر و ايده و هدفی وجود ندارد . ائمه
اطهار از اين جهت گفتند ؟ نه ، مردنهای ما ارزشی ندارد . ائمه اطهار از
اين جهت گفتند عاشورا زنده بماند كه اين مكتب زنده بماند ، برای اينكه
اگر چه شخص حسين بن علی نيست ولی حسين بن علی بايد به قول امروز يك
سمبل باشد ، به صورت يك نيرو زنده باشد ، حسين اگر خودش نيست ، هر
سال ، محرم كه طلوع میكند ، يك مرتبه مردم از تمام فضا بشنوند :
« الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهی عنه ؟ ليرغب المومن
فی لقاء الله محقا ، » برای اينكه از راستی و حقيقت ، شور حيات ، شور
امر به معروف ، شور نهی از منكر ، شور اصلاح مفاسد امور مسلمين ، در ميان
مردم شيعه پيدا بشود . پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا كه هی حسين حسين میكنيد و به
سر خودتان میزنيد ، چه میخواهيد بگوئيد ؟ بايد بگوئيم : ما میخواهيم حرف
آقايمان را بگوئيم . ما هر سال میخواهيم تجديد حيات بكنيم ، « يا ايها
الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم ». بايد بگوئيم
عاشورا روز تجديد حيات ماست ، در اين روز میخواهيم در كوثر حسينی شستشو
بكنيم ، تجديد حيات بكنيم ، روح خودمان را شستشو بدهيم ، خودمان را زنده
كنيم ، از نو مبادی و مبانی اسلام را بياموزيم ، روح اسلام را از نو به
خودمان تزريق بكنيم . ما نمیخواهيم حس امر به معروف و نهی از منكر ،
احساس شهادت ، احساس جهاد ، احساس فداكاری در راه حق در ما فراموش
بشود ، نمیخواهيم روح فداكاری در راه حق در ما بميرد .
اين ، فلسفه عاشورا است ، نه گناه كردن و بعد به نام حسين بن علی
بخشيده شدن ! گناه بكنيم بعد در مجلسی شركت بكنيم و بگوئيم خوب ديگر
گناهانمان بخشيده شد . گناه آنوقت بخشيده میشود كه روح ما پيوندی بخورد
با روح حسين بن علی . اگر پيوند بخورد ، گناهان ما قطعا بخشيده میشود ،
ولی علامت بخشيده شدنش اينست كه دو مرتبه ديگر دنبال آن گناه نمیرويم .
حماسه حسینی ج2/ 219تا221
ارسال شده در: شنبه، 7 مرداد ماه ، 1385 14:42:25 موضوع مطلب:
به نظر من شهید مطهری آب پاکی را رو دست همه ریختند ، چرا که جمله عجیبی در کتاب نضتهای اسلامی در صد ساله اخیر ص 79 دارند در مورد فراموش شدن فلسفه عزاداری.
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:58:22 موضوع مطلب:
چرا ائمه اطهار ( حتي از پيغمبر اكرم روايت است ) گفتند كه اين نهضت بايد زنده بماند ، فراموش نشود ، مردم براي امامحسين ( ع ) بگريند ؟ هدف آنها از اين دستور چه بوده است ؟ ما آن هدف واقعي را مسخ كرديم .
گفتيم فقط بخاطر اين است كه تسلي خاطري براي حضرتزهرا سلاماللهعليها باشد ! با اينكه ايشان در بهشت همراه فرزند بزرگوارشان هستند ، دائما بيتابي ميكنند تا ما مردم بيسروپا يك مقدار گريه كنيم تا تسلي خاطر پيدا كنند ! آيا توهيني بالاتر از اين ،براي حضرت زهرا پيدا ميكنيد ؟
عدهاي ديگر گفتند امامحسين ( ع ) در كربلا بدست يك عده مردم تجاوزكار ، بي تقصير كشته شد ، پس اين تأثرآور است !
من هم قبول دارم امام حسين ( ع ) بي تقصير كشته شد . امام حسين ( ع ) بي تقصير كشته شد ، اما همين ؟! يك آدم بيتقصير بدست يك عده متجاوز كشته شد ؟ ! روزي هزارنفر آدم بيتقصير بدست آدمهاي با تقصير كشته ميشوند . روزي هزارنفر آدم در دنيا نفله ميشوند و تأثرآور است ، اما آيا اين نفلهشدنها ارزش دارد كه سالهاي زيادي ، قرنهايزياد ، دهقرن ، بيستقرن ، سيقرن مطرح باشد و ما بنشينيم و اظهار تأثر كنيم كه حيف ، حسين بنعلي ( ع ) نفله شد ، خونش هدر رفت ! حسينبنعلي ( ع ) بيتقصير كشته شد ، بدست افرادي متجاوز كشته شد ! اما چه كسي گفته حسينبنعلي ( ع ) نفله شده است ؟ خون حسين بنعلي ( ع ) هدر رفت ؟
اگر در دنيا كسي را پيدا كنيد كه نگذاشت يك قطره از خونش هدر برود ، حسينبنعلي ( ع ) است . اگر در دنيا كسي را پيدا كنيد كه نگذاشت يك ذره از شخصيتش هدر برود ، حسينبنعلي ( ع ) است . او براي قطرهقطره خونش آنچنان ارزش قائل شد كه نميتوان آن را توصيف كرد .
... آدمي كه كشته شدنش سبب شد كه نام او پايه كاخ ستمكاران را براي هميشه بلرزاند ، نفله شد ؟ ! خونش هدر رفت ؟ ! ما غصه بخوريم براي اينكه حسينبنعلي ( ع ) نفله شد ؟ تو نفله شدي بيچارهنادان . من و تو نفله هستيم ، منوتو عمرمان هدر رفت ، غصه براي خودت بخور . تو به حسين توهين ميكني كه ميگويي نفله شد ! حسينبنعلي ( ع ) كسي است كه : « ان لك درجة عند الله ، لن تنالها الا بالشهاده » ( 1 ) ، آيا حسين بن علي عليهماالسلام كه آرزوي شهادت ميكرد ، آرزوي نفله شدن راميكرد ؟
آنها كه توصيه كردند كه عزاي حسينبنعلي (عليهماالسلام) بايد زندهبماند ، براي اين بوده كه هدف حسينبنعلي ( عليهماالسلام ) مقدس بود . حسينبنعلي ( عليهماالسلام ) يك مكتب بوجود آورد ، ميخواستند مكتبش زنده بماند . هرگز نمونهاي از يك مكتب عملي در دنيا پيدا نميكنيد كه نظير مكتب حسينبنعلي (عليهماالسلام ) باشد . اگر شما نمونه حسينبن علي را پيدا كرديد ، آن وقت بگوئيد چرا ما هر سال بايد ياد او را تجديد كنيم ؟ !
حماسه حسيني،ص78،79
ارسال شده در: يكشنبه، 29 آذر ماه ، 1388 12:14:41 موضوع مطلب:
ما خيال ميكنيم يك گريه دروغين بر امام حسين كافي است ، ولي امير المؤمنين فرمود اينها دروغ است . اگر حب علي بن ابي طالب ترا بعمل كشاند ، بدان حب تو صادق و راستين است ، اگر گريه بر حسين بن علي ترا به سوي عمل كشاند بدان كه تو بر حسين بن علي گريه كردهاي و گريه تو راستين است ، اگر نه فريب شيطان است .