مقام معظّم رهبری (دام ظلّه العالی) :
امروز جوانان ما، دانشجويان ما، معلمان ما، كارگران ما، اگر مي خواهند در زمينه افكار اسلامي عمق پيدا كنند و پاسخ سؤالات خود را پيدا نمايند، بايد به كتابهاي شهيد مطهري مراجعه كنند.
سخنرانی روز معلم 15/2/1378
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - خداي دقت و انضباط فكري
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » درباره شهيد مطهري

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
خداي دقت و انضباط فكري
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
rajarayaneh
معاون مدیر انجمن


30 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 61


ارسال ارسال شده در: شنبه، 27 بهمن ماه ، 1386 02:47:45    موضوع مطلب: خداي دقت و انضباط فكري پاسخ همراه با اعلان

سلام Arrow
اين متن از مقاله «اجتهاد»، شهيد نبرد «تحجر» و «التقاط» دكتر رحيم پور آورده شده است
تاريخ مقاله: بهار و تابستان ۱۳۷۹
منبع : كتاب نقد ۱۴-۱۵ - خشونت و تساهل - سایت شهبد آوینی

نسل‌ دهه‌هاي‌ 40 و 50 كه‌ امثال‌ بنده، جوانترين‌ آنها بوديم‌ و حالا نسبت‌ به‌ شما پيرمرد محسوب‌ مي‌شويم. در آن‌ محافل، علقه‌ خانوادگي‌ و شخصي‌ به‌ دين‌ داشتند اما سرشان‌ با دلشان‌ همراه‌ نبود يعني‌ هر چه‌ در شبكه‌ واژگاني‌ وارداتي، درگيرتر و آكادميك‌تر مي‌شدند، سرشان‌ سنگين‌تر و دلشان‌ خالي‌تر مي‌شد و سر از دل، بيشتر فاصله‌ مي‌گرفت. غافل‌ از اين‌ كه‌ نمي‌شود سوار ترن‌ «هگل» و «ماركس» شد، يا سوار ترن‌ «جان‌ لاك» و «پوپر» شد و به‌ مدينه‌ فاضله‌ اسلام‌ و مدينة‌النبي‌ رسيد.

در يك‌ چنين‌ عصر و عرصه‌اي‌ بود كه‌ دو پديده‌ از خراسان‌ ظهور كردند و تأثيراتي‌ عميق‌ بر روشنفكري‌ ديني‌ گذاشتند. يكي‌ مطهري‌ بود كه‌ خداي‌ دقت‌ و انضباط‌ فكري‌ است‌ و به‌ صراحت‌ مي‌گفت‌ كه‌ عليرغم‌ بعضي‌ تشابهات، يك‌ جايي‌ راه‌ اسلام‌ از ليبراليزم‌ جدا مي‌شود، يك‌ جايي‌ راه‌ اسلام‌ از ماركسيسم‌ و از فاشيزم‌ جدا مي‌شود و آنجا ديگر نبايد از ترس‌ متهم‌ شدن‌ به‌ املي‌ با كسي‌ تعارف‌ كرد و ديگري، شريعتي‌ است‌ كه‌ صداي‌ ناقوس‌ بيداري‌ مذهبي‌ بود گرچه‌ عاري‌ از دقت‌ اما توأم‌ با صداقت‌ و نقدپذيري.

امثال‌ ما البته‌ بيشتر در آن‌ زمان‌ با ذهن‌ و زبان‌ شريعتي، محشور بوديم‌ قبل‌ از اينكه‌ با مطهري‌ و عظمتهاي‌ او آشنا بشويم. براي‌ ما خيلي‌ جالب‌ بود كه‌ كساني‌ چون‌ علي‌ شريعتي‌ و جلال‌ آل‌ احمد با چه‌ شجاعتي‌ دارند برخلاف‌ مسير رودخانه‌ روشنفكري‌ ترجمه‌اي‌ كه‌ از غرب، سرازير شده، حركت‌ مي‌كنند؛ دگم‌هاي‌ روشنفكري‌ را يكي‌ يكي‌ مي‌شكنند و جلو مي‌آيند، دگم‌هايي‌ كه‌ غالباً‌ دفاع‌ از غرب‌ و غرب‌گرايي‌ بود، پرستش مدرنيته‌ بود، تحقير ملت‌ خود و تفكيك‌ دين ‌از سياست‌ بود و شما بدانيد علت‌ تهاجم‌ مجددي‌ هم‌ كه‌ الان‌ در محافل‌ روشنفكري‌ ديني‌ يا لائيك‌ (ولي‌ هر دو ليبرال) عليه‌ شريعتي‌ و آل‌ احمد شروع‌ شده، همين‌ است.

علتش‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ دو جرئت‌ كردند و دگم‌هاي‌ روشنفكري‌ وابسته‌ را شكستند و عليرغم‌ منافع‌ و ايده‌هاي‌ غرب‌ و سكولاريزم‌ و استعمار، وضعيت‌ گرفتند.

الان‌ آقايان‌ مي‌گويند و مي‌نويسند كه‌ آل‌احمد چون‌ غرب‌ را نمي‌شناخت، عليه‌ غرب‌ و غرب‌زدگي، كتاب‌ نوشت‌ و بحث‌ كرد و به‌ نقد روشنفكري‌ پرداخت‌ و از «خدمت‌ها و خيانتهاي‌ روشنفكري» بحث‌ كرد و همين‌ سال‌ گذشته‌ در سالگرد مرحوم‌ دكتر شريعتي‌ در دانشگاه‌ تهران، يكي‌ از همين‌ آقايان‌ از قول‌ مرادش‌ گفت‌ كه‌ علي‌ شريعتي‌ با اين‌ همه‌ انتقادي‌ كه‌ به‌ ليبراليزم‌ و غرب‌ و استعمار كرده، همين‌ انصار حزب‌الله‌ خودمان‌ است‌ و مطالب‌ انتقادي‌ دكتر شريعتي‌ عليه‌ نظام‌ ليبرال‌ سرمايه‌داري‌ و غرب‌ و سكولاريزم‌ را قرائت‌ كردند و گفتند كه‌ ايشان‌ راست‌ افراطي‌ بوده‌ است‌ و دوره اين‌ نوع‌ روشنفكري‌ ديني‌ كه‌ غرب‌ستيز و ليبرال‌ستيز و استعمارستيز است‌ سپري‌ شده‌ است‌ چون‌ شريعتي‌ مخالف‌ جامعه مدني‌ و دمكراسي‌ ليبرال‌ و پلوراليزم‌ و نسبي‌گرائي‌ است. علت‌ حمله‌ به‌ آل‌ احمد و شريعتي، همين‌ است.

شريعتي‌ البته‌ با خيلي‌ از كساني‌ كه‌ امروز خودشان‌ را ميراث‌دار او مي‌دانند متفاوت‌ بود. او قصد تقويت‌ دين‌ را داشت‌ گرچه‌ شتابزده، و من‌ به‌ ياد مي‌آورم‌ بخشي‌ از جلسات‌ او را كه‌ در مشهد و در منزل‌ پدري‌ من‌ برگزار مي‌شد و عمق‌ نگراني‌ و سوزدل‌ را در نگاه‌ و صداي‌ او مي‌ديدم‌ كه‌ گاه‌ به‌ دست‌پاچگي‌ هم‌ منجر مي‌شد.

اما مطهري، كاري‌ كرد كه‌ قابل‌ مقايسه‌ با هيچ‌كس، نه‌ شريعتي‌ نه‌ آل‌ احمد و نه‌ هيچ‌ كس‌ ديگر، نيست. مطهري‌ كه‌ من‌ بعدها او و افكار او را شناختم‌ تمام‌ مطالعات‌ و محاسبات‌ قبلي‌ را در ذهن‌ ما به‌ هم‌ ريخت.

ما كم‌ كم‌ دانستيم‌ كه‌ مطهري‌ بار دو غم‌ را بر دوش‌ دارد. از طرفي‌ غم‌ دفاع‌ از اسلام‌ در برابر ماركسيستها و ليبرالهاي‌ آرتدوكس‌ كه‌ در محافل‌ روشنفكري‌ آن‌ دوران، شلتاق‌ مي‌كردند و امروز بعضي‌ از پيرمردهاي‌ آنها هنوز هستند و جزء مناديان‌ اصلاح‌طلبي‌ ويژه‌اي‌ در ايران‌ هستند و كسي‌ هم‌ آن‌ موقع‌ جلوگيرشان‌ نبود، از طرفي‌ هم‌ غم‌ سنگين‌تر و غريبانه‌تر مطهري‌ در دفاع‌ از اسلام‌ و توجيه‌ و تبيين‌ اسلام‌ نزد بچه‌ مذهبي‌هايي‌ كه‌ مذهبي‌ حرف‌ مي‌زدند اما ماركسيستي‌ فكر مي‌كردند و همين‌ طور پيرمردهايي‌ كه‌ ادبيات‌ مذهبي، مصرف‌ مي‌كردند و نماز هم‌ مي‌خواندند ولي‌ ذهنشان‌ با گاوآهن‌ ليبراليزم، شخم‌ و شيار خورده‌ بود و هر آيه‌ و روايتي‌ كه‌ مي‌خواندند يا مي‌شنيدند، فوري‌ بايد وارد پارادايم‌ ليبرالي‌ مي‌شد با محتواي‌ ليبرالي، ويراستاري‌ مي‌شد سپس‌ يا تأييد مي‌شد يا رد مي‌شد و يا تفسير به‌ رأي‌ و تأويل‌ و دچار تحريف‌ مي‌شد چون‌ محكماتشان‌ در ليبراليزم‌ بود نه‌ اسلام.

مطهري‌ مي‌دانست‌ كه‌ چون‌ حوزه‌ به‌ قدر كافي‌ اجتهاد نمي‌كند عملاً‌ روشنفكري‌ ديني‌ به‌ تله‌ التقاط‌ مي‌افتد. تحجر و التقاط‌ در يك‌ سيكل‌ مشدد، يكديگر را تقويت‌ مي‌كنند. وقتي‌ اجتهاد نشد و تحجر، دامنه‌ پيدا كرد. زمينه‌ براي‌ التقاط‌ ايجاد مي‌شود وقتي‌ در التقاطها، افراط‌ شد، زمينه‌ براي‌ تحجر بعدي‌ آماده‌ مي‌شود. تنها يك‌ كليد، اين‌ دو قفل‌ را، قفل‌ التقاط‌ و تحجر را تواماً‌ باز مي‌كند و آن‌ كليد «اجتهاد درست‌ ديني» است. مطهري‌ را به‌ اين‌ مناسبت‌ است‌ كه‌ مي‌شود شهيد «نبرد تأويل» دانست.

….

كار مطهري‌ به‌ اين‌ دلايل، از شريعتي‌ و آل‌ احمد به‌ نظر من‌ پيچيده‌تر و سخت‌تر بود و به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ مطهري‌ بيشتر تنها ماند.

_________________
پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر قدمهای مادران است.
http://www.nabyye-rahmat.blogfa.com
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo آفلاين
ghoghnus
معاون مدیر انجمن


5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285


ارسال ارسال شده در: شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1387 09:42:03    موضوع مطلب: نظم و دقت پاسخ همراه با اعلان

نظم پدر در همه‌ي كارهاي ايشان، از لباس پوشيدن و مطالعه و تدريس و مراودات اجتماعي تا آداب غذا خوردن، كاملاً مشهود بود. مثلاً سر سفره مي‌نشستند از همان ابتدا ميزان ناني را كه بايد مي‌خوردند، مشخص مي‌كردند و ديگر تا انتهاي غذا، حتي يك لقمه بيش‌تر از آن نمي‌خوردند.
اين عادت هنوز براي بعضي از ما باقي مانده است. ديگر اين‌كه مي‌دانستند ما حدود 5 بعد از ظهر از مدرسه برمي‌گرديم و هر كاري هم داشتند از اتاقشان بيرون مي‌آمدند و هر قدر زمان كوتاه هم كه ‌شده از حال و روز و وضعيت درس و مدرسه‌مان مي‌پرسيدند و حواسشان به همه‌ي نكات بود.


سعيده مطهري، مجله ‌ي شاهد ياران صفحه‌ ي 58 فروردين و ارديبهشت 1385
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
ghoghnus
معاون مدیر انجمن


5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285


ارسال ارسال شده در: سه شنبه، 24 ارديبهشت ماه ، 1387 10:28:31    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

استاد بسيار منظم بودند. مثلاً مدتي نماز شب را مي‌خواندند و بعد از نماز صبح، اگر مي‌خوابيدند سر ساعت مشخص بيدار مي‌شدند و مي‌‌فرمودند: صبحانه را فلان وقت برايم بياوريد. در كارشان، در رفت و آمد و همه چيز، مقيد به رعايت نظم بودند.
راوي: حجةالاسلام سيدحسن طاهري‌خرم‌آبادي


منبع: مجله ‌ي شاهد ياران صفحه‌ ي 39 فروردين و ارديبهشت 1385
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شد.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.29 ثانیه