مقام معظّم رهبری (دام ظلّه العالی) :
همان مبارزه موجب شد كه او به شرف شهادت نايل شود. يعني آن دشمني كه مطهري را بر زمين انداخت وخون او را جاري كرد، دشمني بود كه از ارشادهاي او و آگاهيهايي كه او به مردم مي داد، صدمه مي ديد. چون شهيد مطهري در مقابل التقاط ايستاد، در مقابل نفاق ايستاد.
سخنرانی روز معلم 15/2/1372
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - فضائل امام حسن مجتبي عليه السلام
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » سیره ائمه اطهار

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
فضائل امام حسن مجتبي عليه السلام
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
rajarayaneh
معاون مدیر انجمن


30 تير ماه ، 1386
تعداد ارسالها: 61


ارسال ارسال شده در: جمعه، 17 اسفند ماه ، 1386 00:53:05    موضوع مطلب: فضائل امام حسن مجتبي عليه السلام پاسخ همراه با اعلان

v الإمامُ زينُ العابدينَ‏عليه السلام : إنَّ الحَسَنَ بنَ عَليِّ بنِ أبي طالِبٍ‏عليه السلام كانَ أعبَدَ الناسِ في زَمانِهِ وَأزهَدَهُم وَأفضَلَهم ، وَكانَ إذا حَجَّ حجَّ ماشياً وَرُبَّما مَشى حافياً ، وَكانَ إذا ذُكِرَ المَوتُ بَكى ، وَإذا ذُكِرَ القَبرُ بَكى ، وَإذا ذُكِرَ البَعثُ وَالنُشورُ بَكى ، وَإذا ذُكِرَ المَمَرُّ عَلى الصِّراطِ بَكى ، وَإذا ذُكِرَ العَرضُ عَلى اللَّهِ تَعالى ذِكرُه شَهِقَ شَهقَةً يُغشى عَلَيهِ مِنها ، وَكانَ إذا قامَ في صَلاتِهِ تَرتَعِدُ فَرائِصُهُ بَينَ يَدي رَبِّهِ‏عزّ و عجل ، وَكانَ إذا ذُكِرَ الجَنَّةُ وَالنارُ اضطَرَبَ اضطِرابَ السَّليمِ وَسأَل اللَّهَ الجَنَّةَ وَتَعوذُ بِهِ مِنَ النَّارِ .

امام سجّاد عليه السلام : حسن بن على بن ابى طالب عليهما السلام عابدترين و زاهدترين و با فضيلت‏ترين مردم روزگار خود بود . هرگاه حج مى‏رفت پياده و گاه با پاى برهنه مى‏رفت ؛ هرگاه سخن از مرگ به ميان مى‏آمد مى‏گريست ؛ هرگاه سخن از قبر به ميان مى‏آمد مى‏گريست ؛ هرگاه سخن از قيامت و رستاخيز به ميان مى‏آمد مى‏گريست ؛ هرگاه از گذشتن بر صراط ياد مى‏شد مى‏گريست ؛ هرگاه از حاضر شدن در دادگاه عدل الهى سخن به ميان مى‏آمد ، چنان صيحه‏اى مى‏زد كه بر اثر آن از هوش مى‏رفت ؛ هرگاه به نماز مى‏ايستاد بدنش در پيشگاه پروردگارش‏ عزّ و جل ، مى‏لرزيد ؛ هرگاه از بهشت و دوزخ سخن به ميان مى‏آمد ، مانند مارگزيده به خود مى‏پيچيد و بهشت را از خداوند مسألت مى‏كرد و از آتش دوزخ به او پناه مى‏برد .

v أحمدُ بنُ المُؤدّب في «الفنون» وابنُ مَهدي في نُزهَةُ الأبصارِ : إنَّهُ مَرَّ الحسنُ بنُ عَليٍّ عليه السلام عَلى فُقَراءٍ وَقَد وَضَعوا كَسيراتٍ عَلى الأرضِ وَهُم قُعودٌ يَلتَقِطونَها وَيَأكُلونَها فَقالوا لَهُ : هَلُمَّ يابنَ بِنتِ رَسولِ‏اللَّهِ إلى الغَداءِ ، قالَ : فَنَزَلَ وَقالَ : إنَّ اللَّهَ لا يُحِبُ‏المُستَكبِرينَ وَجَعَلَ يَأكُلُ مَعَهُم حَتّى اكتَفوا وَالزادُ على حالِهِ بِبَرَكَتِهِ ثُمَّ دَعاهُم إلى ضِيافَتِهِ وَأطعَمَهُم وَكَساهُم .

احمد بن المودّب در الفنون و ابن مهدى در نزهة الابصار : روزى حسن بن على عليهما السلام بر تعدادى فقير كه روى زمين نشسته بودند و از تكّه نانهايى كه جلو آنها بود برمى‏داشتند و مى‏خوردند ، عبور كرد . حضرت را تعارف كردند و گفتند : اى پسر دخت رسول خدا ، بفرماييد با ما غذا بخوريد . راوى گويد : حضرت پياده شد و فرمود : خداوند مستكبران را دوست ندارد ، آن گاه با ايشان مشغول خوردن شد ، تا اين كه همگى سير شدند و به بركت وجود آن حضرت ، چيزى از آن نانها كم نشد . حضرت ، سپس آن فقرا را به ميهمانى خود دعوت كرد و به آنها غذا و لباس داد .

v رَجلٌ مِن أهلِ الشامِ : قَدِمتُ المَدينَةَ فَرَأَيتُ رَجُلاً بَهَرَني جَمالُهُ ، فَقُلتُ : مَن هذا ؟ قالوا : الحَسنُ بنُ عَليٍّ ، قالَ : فَحَسَدتُ عَليّاً أن يَكونَ لَهُ ابنٌ مِثلُهُ ، قالَ : فَأتَيتُهُ فَقُلتُ : أنتَ ابنُ أبي طالِبٍ ؟ قالَ : إنّي ابنُهُ فَقُلتُ : بِكَ وَبِأبيكَ وَبِكَ وَبِأبيكَ ، قالَ : وَاَرَمَّ لا يَرُدُّ إلَيَّ شَيئاً ، ثُمَّ قالَ : أراكَ غَريباً فَلَو استَحمَلتَنا حَمَلناكَ ، وَإن استَرفَدتَنا رَفَدناكَ ، وَإن استَعَنتَ بِنا أعَنّاكَ ، قالَ : فَانصَرَفتُ عَنهُ وَما في الأرضِ أحَدٌ أحَبُّ إلَيَّ مِنهُ .

مردى از اهل شام : وارد مدينه شدم ، مردى را ديدم كه زيبايى او مرا خيره كرد . پرسيدم اين مرد كيست ؟ گفتند : حسن بن على . مرد شامى گفت : من بر على به داشتن چنين فرزندى حسادت كردم . پس نزد او رفتم و گفتم : تو پسر ابى طالب هستى ؟ فرمود : من نوه او هستم . گفتم : نفرين بر تو و پدرت ؛ نفرين بر تو و پدرت . شامى گفت : اما او سكوت كرد و چيزى در جوابم نگفت . سپس حضرت فرمود : فكر مى‏كنم غريب هستى . اگر مركبى از ما بخواهى در اختيارت مى‏گذاريم ، اگر عطيه‏اى بخواهى به تو مى‏دهيم ، و اگر يارى بخواهى ياريت مى‏كنيم . مرد شامى گويد : من از نزد آن حضرت رفتم در حالى كه محبوبترين فرد روى زمين در نزد من بود .

منبع : http://www.hadith.ac.ir/view.aspx?pageid=558

_________________
پیامبر اکرم(ص) : بهشت زیر قدمهای مادران است.
http://www.nabyye-rahmat.blogfa.com
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شود.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.13 ثانیه