ارسال شده در: دوشنبه، 2 مرداد ماه ، 1385 17:57:28 موضوع مطلب: اجازه پدر برای ازدواج دختر
اجازه پدر
مسئلهای كه از نظر ولايت پدران بر دختران مطرح است اينست كه آيا در
عقد دوشيزگان كه برای اولين بار شوهر ميكنند اجازه پدر نيز شرط است يا نه ؟
از نظر اسلام چند چيز مسلم است :
پسر و دختر هر دو از نظر اقتصادی استقلال دارند . هر يك از دختر و پسر
اگر بالغ و عاقل باشند و بعلاوه رشيد باشند يعنی از نظر اجتماعی آن اندازه
رشد فكری داشته باشند كه بتوانند شخصا مال خود را حفظ و نگهداری كنند
ثروت آنها را بايد در اختيار خودشان قرار داد . پدر يا مادر يا شوهر يا
برادر و يا كس ديگر حق نظارت و دخالت ندارد .
مطلب مسلم ديگر مربوط به امر ازدواج است . پسران اگر بسن بلوغ برسند
و واجد عقل و رشد باشند خود اختياردار خود هستند و كسی حق دخالت ندارد .
اما دختران : دختر اگر يكبار شوهر كرده است و اكنون بيوه است ، قطعا از
لحاظ اينكه كسی حق دخالت در كار او ندارد مانند پسر است . و اگر دوشيزه
است و اولين بار است كه ميخواهد با مردی پيمان زناشوئی ببندد چطور ؟
در اينكه پدر اختياردار مطلق او نيست و نميتواند بدون ميل و رضای او ،
او را به هر كس كه دلش میخواهد شوهربدهد حرفی نيست .
چنانكه ديديم پيغمبر اكرم صريحا در جواب دختری كه پدرش بدون اطلاع و نظر او ،
او را شوهر داده بود فرمود اگر مايل نيستی ميتوانی با ديگری ازدواج كنی .
اختلافی كه ميان فقها هست در اين جهت است كه آيا دوشيزگان حق ندارند
بدون آنكه موافقت پدران را جلب كنند ازدواج كنند و يا موافقت پدران بهيچوجه
شرط صحت ازدواج آنها نيست ؟
البته يك مطلب ديگر نيز مسلم و قطعی است كه اگر پدران بدون جهت از
موافقت با ازدواج دختران خود امتناع كنند حق آنها ساقط ميشود و دختران
در اينصورت به اتفاق همه فقهای اسلام در انتخاب شوهر آزادی مطلق دارند .
شرط بودن اجازه پدر
راجع باينكه آيا موافقت پدر شرط است يا نه ؟ چنانكه گفتيم ميان فقهاء
اختلاف است و شايد اكثريت فقها خصوصا فقهای متأخر موافقت پدر را شرط
نميدانند ولی عدهای هم آنرا شرط ميدانند . قانون مدنی ما از دسته دوم كه
فتوای آنها مطابق احتياط است پيروی كرده است .
چون مطلب يك مسئله مسلم اسلامی نيست از نظر اسلامی درباره آن بحث
نميكنيم ولی از نظر اجتماعی لازم ميدانم در اينباره بحث كنم . بعلاوه نظر
شخصی خودم اينست كه قانون مدنی از اينجهت راه صوابی رفته است .
مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت
فلسفه اينكه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت
پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و
از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است . اگر به اين جهت بود
چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت
پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد . بعلاوه اگر دختر
از نظر اسلام در اداره كار خودش قاصر است چرا اسلام بدختر بالغ رشيد
استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی
از موافقت پدر يا برادر يا شوهر ميداند ؟ اين مطالب فلسفه ديگری دارد
كه گذشته از جنبه ادله فقهی ، از اين فلسفه نميتوان چشم پوشيد
اين مطلب به قصور و عدم رشد عقلی و فكری زن مربوط نيست . به گوشهای
از روانشناسی زن و مرد مربوط است . مربوط است بحس شكارچیگری مرد از
يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .
مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت . آنچه مرد را ميلغزاند و از پا
در میآورد شهوت است ، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در
مقابل شهوت از مرد بيشتر است . اما آن چيزی كه زن را از پا در میآورد و
اسير میكند اينست كه نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود .
خوش باوری زن در همينجاست .
زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است ،
زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور ميكند .
نميدانم نظريات پروفسور ريك ، روانشناس امريكائی را تحت عنوان : "
دنيا برای مرد و زن يك جور نيست " در شماره 90 مجله زن روز خوانديد يا
نخوانديد ؟ او ميگويد : بهترين جملهای كه يكمرد ميتواند بزنی بگويد ،
اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است . هم او ميگويد : " خوشبختی
برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر "
رسول اكرم ، آن روانشناس خدائی ، اين حقيقت را
چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است . میفرمايد : سخن مرد به زن
"تو را دوست دارم ، هرگز از دل زن بيرون نمیرود"
مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده ميكنند . دام "عزيزم ،
از عشق تو ميميرم" برای شكار دخترانی كه درباره مردان تجربهای ندارند
بهترين دامها است .
داستان یک خود کشی
در اين روزها داستان زنی بنام افسر كه ميخواست خودكشی كند و مردی بنام
جواد كه او را اغفال كرده بود سر زبانها بود و كارشان بدادسرا كشيد . آن
مرد برای اغفال افسر از فورمول فوق استفاده ميكند و افسر طبق نقل مجله زن
روز چنين میگويد :
"اگر چه با او حرف نميزدم اما دلم میخواست هر روز و هر ساعت او را ببينم.
عاشقش نشده بودم . اما بعشقی كه ابراز ميداشت نياز روحی داشتم.
همه زنها همينطورند قبل از آنكه عشق را دوست داشته باشند عاشق را دوست
دارند و هميشه برای دختران و زنان پس از پيدا شدن عاشق عشق بوجود میآيد
. من نيز از اين قاعده مستثنی نبودم " .
تازه اين يك زن بيوه و تجربه ديده است . وای بحال دختران نا آزموده .
اينجاست كه لازم است دختر مرد ناآزموده ، با پدرش كه از احساسات
مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و
سعادت ميخواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند .
در اينجا قانون بهيچوجه زن را تحقير نكرده است ، بلكه دست حمايت خود
را روی شانه او گذاشته است . اگر پسران ادعا كنند كه چرا قانون ما را
ملزوم به جلب موافقت پدران يا مادران نكرده است ، آنقدر دور از منطق
نيست كه كسی بنام
دختران بلزوم جلب موافقت پدران اعتراض كند .
ارسال شده در: شنبه، 14 مرداد ماه ، 1385 08:35:02 موضوع مطلب:
با سلام خدمت دوستان گرامی
چرا با اینکه خیلی از زن ها هم مردها را با استفاده از تکنیک های خودشان اغفال می کنند مرد ها نیازی به اجازه ی مادر ندارند؟؟؟؟؟ _________________ با تشکر
نوری
ارسال شده در: شنبه، 14 مرداد ماه ، 1385 08:49:39 موضوع مطلب:
به نظر من نمی توان کلا راه اغفال را بست ، اگر بخواهیم این کار را انجام بدهیم عملا ازدواج را سخت و تبدیل به یک مساله پیچیده کرده ایم. اگر قرار است مردی توسط زنی اغفال شود همین اغفال ممکن است در مورد مادر هم صورت بگیرد. لذا اسلام در مورد دختر که احتمال اغفالش از طرف مرد با سر دادن نغمه های محبت آمیز بیشتر است( آمار و نیز واقعیتهای اجتماعی نیز همین را نشان می دهد) سفارش کرده که ازدواجش با اجازه پدر باشد.
البته همانطور که استاد شهید فرمودند اگر پدر بخواهد بهانه بیاورد و بیخود مخالفت نماید اذنش ساقط است.
ارسال شده در: يكشنبه، 15 مرداد ماه ، 1385 05:17:38 موضوع مطلب:
اگر قرار است مردی توسط زنی اغفال شود همین اغفال ممکن است در مورد مادر هم صورت بگیرد پس اگر قرار است زنی توسط مردی اغفال شود همین اغفال ممکن است در مورد پدر هم صورت بگیرد... _________________ با تشکر
نوری
ارسال شده در: يكشنبه، 15 مرداد ماه ، 1385 10:30:50 موضوع مطلب:
من هم قبول دارم که ممکن است اغفال برای هرکدام از آنها صورت بگیرد ،خوب به نظر شما چه باید کرد؟
به نظر شما( یک نظر واقع بینانه) این اغفالها بیشتر توسط چه کسی و بر روی چه کسی انجام می شود؟ قطعا دختر ها آسیب پذیر ترند. آمار هم این را تایید می کند. پس اجازه پدر منطقی است. اما اینکه چرا اجازه مادر برای پسر لازم نیست می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که یکی از آنها کمتر اغفال شدن مرد توسط زن است و دیگری اینکه شاید زن که احساساتش قوی است در برخی موارد احساسی عمل کند و ......این سوال شما منطقی بودن اذن پدر را زیر سوال نمی برد.
ارسال شده در: دوشنبه، 16 مرداد ماه ، 1385 09:52:18 موضوع مطلب:
با سلام خدمت همه دوستان
همه حرف های شما را قبول دارم اما...نمی دانم شاید این تعصب است که اجازه نمی دهد.در هر صورت ممنون. _________________ با تشکر
نوری
ارسال شده در: دوشنبه، 16 مرداد ماه ، 1385 10:31:52 موضوع مطلب:
همانطور که شهید مطهری فرمودند در این مساله بین فقها اختلاف است. و تعدادی از آنها که عده آنها کم هم نیست قائلند که اجازه ژدر لازم نیست. ولی استاد بزرگوار از نظر اجتماعی بررسی کردند و از این نظر مطالبی که دوستان نوشتند به نظرم کافی باشد . با تشکر از همه شما
ارسال شده در: شنبه، 22 ارديبهشت ماه ، 1386 00:06:52 موضوع مطلب:
این مسئله، از مسائل اختلافی بین فقها است.(1) به جهت آن که روایات وارد شده در این موضوع صراحت ندارند.
برخی از فقها و مراجع تقلید، اذن پدر را شرط صحّت عقد دختر باکرة رشیده نمی دانند و معتقدند: در صورت ازدواج، عقد باطل نمی باشد.
اما برخی دیگر از فقها و مراجع معتقدند: اذن پدر، شرط صحّت عقد در ازدواج می باشد، به این معنا که اگر بدون اذن پدر عقد واقع شود، آن را باطل می دانند.(2)
روایات زیادی در این خصوص و جود دارد، ولی توجّه شما را به روایتی از ائمة معصومین(ع) در خصوص نیاز دختران برای ازدواج به اذن پدر جلب می کنم. امام صادق(ع) فرمود: "لا تنکح ذوات الآباء من الأبکار الاّ بأذن آبائهنّ؛ دختران با کره که صاحب پدر و جدّ می باشند، حقّ ندارند ازدواج کنند، مگر با اذن و اجازة پدران خود".(3)
بنابراین، مستند حکم فقها برای اجازة دختر، روایات وارد شده است، اما این که فلسفه و حکمت آن چیست، نمی توان به صورت قطعی اظهار نظر کرد. با وجود این که روایات، صراحت در وجوب اجازه گرفتن ندارند.
در عین حال می توان بعضی از موارد را مانند اهمّیّت مسئله و کم تجربه بودن دختران در این موضوع، استحکام خانواده در آینده و پیوند فامیلی و اثار مثبت آن، احترام و ارزش نهادن به پدر و زحمات او و جلب حمایت او در زندگی آینده و مستحکم نمودن آن بر شمرد.
1. سید محمد کاظم طباطبایی، عروه الوثقی، ج 2، ص 864 و 856.
2. آیت الله شیخ جواد تبریزی، استفتائات جدید، ص 333 و 331.
3. مرحوم شیخ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج 14، کتاب النکاح، باب ثبوت الولایه للأب وا لجدّ، ص 207، حدیث 5.