مقام معظّم رهبری (دام ظلّه العالی) :
آنچه كه امروز مي تواند اين جبهه را مستحكم بكند - جبهه ايمان و جبهه حق را - عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه اسلام، در زير سايه حسين بن علي، در زير سايه معارف عاليه اسلام، كه شخصيتهايي مثل شهيد مطهري - كه اين روزها ملت ما به ياد آن بزرگوار هستند
سخنرانی روز معلم 9/2/1377
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - بخشي از بيانات آيت‌الله جوادي‌آملي در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت استاد‌مطهري(ره)
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » درباره شهيد مطهري

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
بخشي از بيانات آيت‌الله جوادي‌آملي در ديدار اعضاي ستاد بزرگداشت استاد‌مطهري(ره)
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  

مطهری کیست؟
عشق
33%
 33%  [ 1 ]
دین
0%
 0%  [ 0 ]
زندگی
33%
 33%  [ 1 ]
شهادت
0%
 0%  [ 0 ]
عظمت
0%
 0%  [ 0 ]
علم و تقوا
33%
 33%  [ 1 ]
مجموع آراء : 3

نويسنده پيغام
sheykh-shahid
عضو جدید
عضو جدید


9 مهر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 4
محل سكونت: قم

ارسال ارسال شده در: سه شنبه، 26 آذر ماه ، 1387 20:51:32    موضوع مطلب: بخشي از بيانات آيت‌الله جوادي‌آ پاسخ همراه با اعلان

يادم هست وقتي رسانه‌هاي گروهي خبر شهادت ايشان(شهيد مطهري) را رساندند، و عكس شريف ايشان را تلويزيون نشان مي‌داد، من فقط كارم اين بود كه آن عكس را مي‌بوسيدم و گريه مي‌كردم... حدود سال 32 بود كه ايشان از قم به تهران مهاجرت كردند. مدرسه مروي آن روز بهترين مدرسه تهران بود الآن هم همين طور است و چهار تا حجره رو به قبله داشت كه ما در يكي از آن چهار تا حجره رو به قبله مي‌نشستيم. در كنار حجره ما حجره مرحوم آقاي قاضي بود كه او تالي مدرس مدرسه مروي بود و شرح منظومه و اينها تدريس مي‌كرد. بعد از رحلت ايشان، مرحوم شهيد مطهري آمدند در همان حجره مستقر شدند. ايشان هم همين علوم عقلي را تدريس مي‌كردند، منتها روزها. و چون حجره‌ي ما با جائي كه ايشان تشريف مي‌آوردند براي تدريس، فاصله بسيار كم بود؛ غالب روزها كه تشريف مي‌آوردند، خدمتشان مي‌رسيديم و محضر ايشان براي همه‌ي ما شيوا و شيرين بود...

اين بزرگوار چون آثار فراواني در سطوح گوناگون دارد، خون پر بركتشان هم براي سطوح گوناگون نافع است. دو مطلب بايد مورد عنايت قرار بگيرد؛ يكي مربوط به اصل شهادت و خون شهيد است، يكي هم مربوط به شخص ايشان.

اصل جريان خون شهيد، حيات‌بخش است؛ اين سخن براي 7-8 قرن قبل است كه قبل از جناب مولوي، آن عارف بزرگوار گفته است، بعد جناب مولوي گفته است: صد هزاران طفل سر ببريده شد تا كليم الله موسي زنده شد. اين سخن مال مولاي روم نيست، قبل از او هم ابن عربي گفته است، بعدها ديگر رواج پيدا كرد؛ آن بزرگوار مي‌گويد: موساي كليم دفعتا به بار نيآمده! اين يذبحون ابناء هم (1) موساي كليم را احياء كرده است.

خداي سبحان بر اساس عدل محض عالم را اداره مي كند. خون هيچ بي‌گناهي به زمين نمي‌ريزد. و اين كه در جريان سيد الشهداء (سلام الله عليه) هست كه خون گلوي علي اصغر را به آسمان ريخت حالا شايد يك سمبلي باشد ولي بر اساس اليه يصعد الكلم الطيب(2) بالا رفته است. وگرنه خون چه به زمين بيايد و چه به آسمان برود، آسماني است. آسمان رفتن نه يعني بالا رفت و پائين نيآمد! اين خون پائين بيا نيست. اليه يصعد الكلم الطيب.

بعد از سخن ابن عربي، بعدها مولوي و امثال مولوي اين را بازگو كردند كه صد هزاران طفل ا تا بعدا كم كم كليم الله زائيده شد. اين “اصل خون شهيد” است.

اما خصيصه‌ شهيد مطهري رضوان الله تعالي عليه اين است كه: علمه شديد القوي(3.) او معلماني داشت كه واقعا شديد القوي بودند. از يك سو امام راحل (رض) بود كه او در حد خود واقعا در اين عصر شديد القوي بود، يكي هم علامه‌ي طباطبائي بود كه او هم شديد القوي بود. قواي علمي و عملي اينها در كمال شدت فعل بود.

مرحوم علامه‌ي طباطبائي (رض) معتقد بود كه وقتي كسي حرف معقولي دارد و مقبوليت اجتماعي دارد، بايد در دو سطح يا سه سطح حرف بزند. بعضي‌ از اين بزرگان ما؛ چه در فقه، چه در فلسفه و... اينها يك سطحي‌اند. يعني مثلا حكيم سبزواري، حكيم آقا علي نوري، بالاتر از آنها مرحوم صدر المتالهين، اينها يك قلمه‌اند، فقط براي خواص چيز مي‌نويسند.

اما مرحوم علامه‌ي طباطبائي (رض) اينچنين نبود. هم الميزان مي‌نوشت، هم تعليقات اسفار و مانند آن مي‌نوشت، هم آموزش دين بچه‌هاي مدرسه، يعني اينهائي كه كلاس سوم و چهارم‌اند؛ اين كار آساني نيست. آدم بتواند مطالب عقلي عميق را رقيق كند تا بچه‌ها بفهمند خيلي سخت است. هم كار، كار سختي است، هم تنزل دادن از آن مستصعب و سخت‌تر، مشكل است.

شهيد مطهري (رض) هم شاگرد اين علمه شديد القوي بود. ياد گرفت چگونه قلم بزند. هم آن مطالب عميق را نوشت،‌ هم كتاب رقيق داستان راستان! كسي نيست كه داستان راستان را بخواند و نفهمد. براي همه قابل فهم است. اين دو سطح يا سه سطح سخن گفتن و يا نوشتن از همان جا علامه طباطبايي گرفته شده است.

مطلب ديگر اينكه بر اساس آن مطلب قبلي كه خون شهيد در رگهاي جامعه القاء مي‌شود، شهيد كار خودش را كرده است. مثل اينها كه به سازمان انتقال خون، خون دادند. منتها جامعه ما بايد بفهمد مضاف بر آن، ستاد بزرگداشت بايد به جامعه بفهماند كه اين گروه عقل را پيدا كند تا بخواند، هماهنگ بشود با گروه خون آن شهيد.

بدانيد كه يك ملت غيرعاقل با گروه خونش هماهنگ نيست. يك كسي اهل استدلال نيست، اهل عقل نيست، عقل گرا نيست، وارسته نيست، پرهيزگار نيست، اين با اين خون هم گروه نيست. اين سازمان انتقال خون به همه مي‌فهماند كه اين خوني كه الآن اينجا هست، گروه «ب» است، «آ» است، يا فلان است و... خون شهيد مطهري يك گروه عقل‌گرائي دين‌باور دين‌پژوه دين‌شناس دين‌دار مي‌خواهد. آنهائي كه قبول كرده‌اند، مي‌توانند از آن استفاده كنند، وگرنه بهره‌اي نمي‌برند. كار ستاد و رسالت ستاد اين است.

بزرگداشت كار آساني است، اما بزرگ كردن كار هر كسي نيست. جامعه را بزرگ كردن، خون را معرفي كردن، گروه خون را شناسائي كردن، خون را تزريق كردن، فهم به جامعه دادن، اين كار آساني نيست. اگر جامعه نفهمد، فورا با چهار تا شبهه مي‌شود جامعه را زير و رو كرد. اينطور نيست كه حالا شبهه نتواند جامعه را زير و رو بكند! بسياري از موارد است كه فورا جامعه را بر مي‌گرداند. اما وقتي جامعه عاقل شد، آدم كاملا مطمئن است كه بر نمي‌گردد. سرمايه‌هاي سنگيني براي اين انقلاب سرمايه گذاري شده؛ اين بزرگوار هم در رديف اين سرمايه‌هاي وزين است. بنابراين نشر معارف ايشان، نشر مآثر ايشان، در حقيقت شناختن و شناسائي گروه خون عقلي است. يك انسان عاقل عامل مي‌تواند از اين خون بهره برداري كند، چه بسا اين خون تمام شدني هم نيست.
------------------------
پي نوشت ها:
(1) بقره / 49 و ابراهيم / 6
(2) فاطر / 10
(3) نجم / 5
-----------------------------
● سخنران: عبداللّه - جوادي آملي
● منبع: روزنامه - رسالت
www.sheykh-shahid.blogfa.com
-------------------
لینک مربوطه:http://sheykh-shahid.blogfa.com/post-60.aspx

_________________
به سادگي آب قدم مي زد
و به روشني آفتاب، قلم
بر شانه اش بار امانت بود و در نگاه نافذش ، روشناي کرامت
سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتش، از سر گذشت
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شود.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه