ارسال شده در: يكشنبه، 29 دي ماه ، 1387 09:27:59 موضوع مطلب: اين فلسطينيها ناصبي هستند!!!
. . . مثلا يك وقتي شايع بود و شايد هنوز هم در ميان بعضيها شايع است ، يك وقتي ديدم يك كسي ميگفت : اين فلسطينيها ناصبي هستند . " ناصبي " يعني دشمن علي عليه السلام . ناصبي غير از سني است . سني يعني كسي كه خليفه بلا فصل را ابوبكر ميداند و علي عليه السلام را خليفه چهارم ميداند و معتقد نيست كه پيغمبر شخصي را بعد از خود به عنوان خليفه نصب كرده است . ميگويد پيغمبر كسي را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب كردند . سني براي اميرالمؤمنين احترام قائل است چون او را خليفه چهارم و پيشواي چهارم ميداند ، و علي را دوست دارد . ناصبي يعني كسي كه علي را دشمن ميدارد . سني مسلمان است ولي ناصبي كافر است ، نجس است . ما با ناصبي نميتوانيم معامله مسلمان بكنيم . حال يك كسي ميآيد ميگويد اين فلسطينيها ناصبي هستند . آن يكي ميگويد . اين به آن ميگويد ، او هم يك جاي ديگر تكرار ميكند ، و همين طور . اگر ناصبي باشند كافرند و در درجه يهوديها قرار ميگيرند . هيچ فكر نميكنند كه اين ، حرفي است كه يهوديها جعل كردهاند . در هر جايي يك حرف جعل ميكنند براي اينكه احساس همدردي نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند . ميدانند مردم ايران شيعهاند و شيعه دوستدار علي و معتقد است هر كس دشمن علي باشد كافر است ، براي اينكه احساس همدردي را از بين ببرند ، اين مطلب را جعل رlميكنند .
ارسال شده در: دوشنبه، 7 بهمن ماه ، 1387 19:38:37 موضوع مطلب:
خداى متعال در اين رابطه مىفرمايند:
«ما جَعَلَ اللّه لِرَجُلٍ من قَلْبَيْنِ في جَوْفِهِ؛ «خداوند متعال در
باطن هيچ فردى دو قلب قرار نداده است»» .
اميرالمؤمنين عليهالسلام در تفسير آيه فوق مىفرمايند: «لا يَجْتَمِعُ حُبُّنا
و حُبُّ عَدُوِّنا في جَوْفِ إنسانٍ؛ دوستى ما و دوستى دشمن ما يك جا
جمع نمىگردد» .
همان گونه كه امام باقر عليهالسلام مىفرمايند: «هَل الدّينُ إلاّ الحُبّ و
البُغض؛ آيا دين چيزى جز حبّ و بغض است؟»
«وَإن تُبْدوُا ما في أنْفُسِكُمْ او تُخْفُوهُ يُحاسِبُكُمْ بِهِ اللّه فَيَغْفِرُ
لِمَنْ يَشَآءُ ويُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ؛ و اگر آن چه را در دل داريد آشكار و يا
پنهان كنيد همه را خداوند در محاسبه شما بياورد آنگاه هر كه را
بخواهد ببخشد و هر كه را بخواهد عذاب كند»» .
امام صادق عليهالسلام درباره آيه شريفه فوق فرمودند:
«حقيقتى است بر خداوند بر اينكه اگر كسى ذرّهاى از محبّت
اولى و دومى را به دل داشته باشد، داخل بهشت نكند» .
3ـ «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا في السِّلْمِ كافَّةً ولاتَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ
الشَّيْطانِ؛ «اى كسانى كه ايمان آوردهايد همگى در صلح و آشتى
درآييد و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد»» .
«ابوبصير» مىگويد: امام صادق عليهالسلام بعد از قرائت اين آيه شريفه
فرمودند:
«آيا مىدانى «سلم» چيست؟ عرض كردم شما داناتريد،
فرمودند: ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام و امامان جانشين بعد از اوست،
سپس فرمودند: «و خطوات الشيطان» و گامهاى شيطان به خدا قسم!
ولايت فلانى و فلانى را قبول كردن است» .
ـ «وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّهِ أنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ
اللّهِ؛ «گروهى از مردم غير خدا را همانند خدا مىگيرند و چنان كه
خدا را بايد دوست بدارند با آنها دوستى مىورزند»» .
«جابر» مىگويد: از امام صادق عليهالسلام در رابطه با تفسير اين آيه
شريفه سؤال نمودم حضرت فرمودند:
«آن گروه، فلانى و فلانى و فلانى هستند كه مردم آنان را
پيشواى خود قرار دادهاند بدون آن كه پيشواى خود را كسى قرار
دهند كه خداى متعال او را به عنوان امام براى مردم قرار داده
است» .
5ـ «اُولئكَ الَّذينَ يَعْلَمُ اللّهُ ما في قُلُوبِهِمْ فَأعْرِضْ عَنْهُمْ
وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ في اَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَليغاً؛ «اينان همانها هستند كه
خداوند مىداند چه در دل دارند، پس [اى رسول] از ايشان روى
گردان و آنها را موعظه كن و با سخنى رسا سيرتشان را گوشزدشان
كن»» .
«عبداللّه بن نجاشى» مىگويد: از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه در
مورد آيه شريفه فرمودند
«به خدا قسم! مقصود فلانى و فلانى هستند» .
ثواب الاعمال-ترجمه حسن زاده ۴۸۳ کیفر دشمن و انکارگر و شککننده در باره امیر مؤمنان علیه السلام ….. ص : ۴۷۷
میسّر بیّاع زطّى گوید: نزد امام صادق علیه السّلام رفتم و عرض کردم: فدایت شوم! همسایهاى دارم که با صداى او از خواب برمىخیزم؛ یا قرآن مىخواند و آیات را تکرار مىکند و مىگرید و مىنالد و یا دعا مىکند. از دیگران در باره کارهاى او در نهان و آشکار پرسیدم، گفتند: او از همه حرامها پرهیز مىکند. امام علیه السّلام فرمود: اى میسّر! آیا بر آنچه تو معتقدى اعتقاد دارد؟ عرض کردم: خدا داناتر است.
راوى گوید که سال آینده حج گزاردم و از اعتقاد آن مرد پرسیدم و دریافتم که ولایت اهل بیت علیهم السّلام را باور ندارد. نزد امام صادق علیه السّلام رفتم و دیگر بار در باره آن مرد سخن گفتم. امام علیه السّلام مانند سال گذشته از من پرسید: آیا به آنچه تو معتقدى اعتقاد دارد؟ عرض کردم: نه. فرمود: اى میسّر! کدام قسمت زمین حرمتدارتر است؟
عرض کردم: خدا و پیامبرش و فرزند پیامبر خدا داناترند. فرمود: اى میسّر! میان رکن و مقام باغى از باغهاى بهشت است و میان قبر پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و منبرش باغى [دیگر] از باغهاى بهشت است. به خدا سوگند اگر خداوند بندهاى را عمر دراز دهد و او میان رکن و مقام و میان قبر و منبر پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله خداوند را هزار سال عبادت کند، سپس همان گونه که قوچى زیبا را سر ببرند او را در بسترش مظلومانه سر ببرند، پس آنگاه خدا را بدون ولایت ما دیدار کند خداى گرامى و بزرگ را سزد که او را بر روى صورت به دوزخ افکند.
............ادامه دارداگر مجموعه کامل (کتاب الکترونیکی را خواستید)خبرکنید