ارسال شده در: يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388 03:15:24 موضوع مطلب: قناعت یا خوشگذرانی
یک نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از
او سؤال شود كه چرا به كم نمیسازی و قناعت نمیكنی و زهد نمیورزی ، بگويد
......چون امام حسن مجتبی و يا امام جعفر صادق اين طور بودند ، آنها از غذای
تعارض ظاهری سيرهها و ضرورت حل آنها
ما در سيرت پيشوايان دين به اموری بر میخوريم كه به حسب ظاهر با
يكديگر تناقض و تعارض دارند ، همچنانكه در اخبار و آثاری كه از
پيشوايان دين رسيده احيانا همين تعارض و تناقض ديده میشود . در آن
قسمت از اخبار و روايات متعارض كه مربوط به فقه و احكام است ، علما
در مقام حل و علاج آن تعارضها بر آمدهاند كه در محل خود مذكور است ، در
سيرت و روش پيشوايان دين هم همين تعارض و تناقض در بادی امر ديده
میشود . بايد ديد راه حل آن چيست ؟
اگر در اخبار متعارض كه در فقه و احكام نقل شده ، تعارضها حل نگردد و
هر كسی يك خبر و حديثی را مستمسك خود قرار دهد و عمل كند ، مستلزم هرج
و مرج خواهد بود . سيرت و روش پيشوايان دين هم كه با يكديگر به ظاهر
اختلاف دارد همين طور است ، اگر حل نگردد و رمز مطلب معلوم نشود مستلزم
هرج و مرج اخلاقی و اجتماعی خواهد بود ، ممكن است هر كسی به هوای نفس
خود يك راهی را پيش بگيرد و بعد آن را با عملی كه در يك مورد معين و
يك زمان معين از يكی از ائمه نقل شده توجيه و تفسير كند ، باز يك نفر
ديگر به هوای خود و مطابق ميل و سليقه خود راهی ديگر ضد آن راه را پيش
بگيرد و او هم به يك عملی از يكی از ائمه عليهم السلام كه در مورد معين و
زمان معين نقل شده استناد كند و بالاخره هر كسی مطابق ميل و سليقه و هوای
نفس خود راهی پيش بگيرد و برای خود مستندی هم پيدا كند .
مثلا ممكن است يك نفر طبعا و سليقتا و تربيتا سخت گير باشد و زندگی
با قناعت و كم خرجی را بپسندد ، همينكه از او بپرسند چرا اينقدر بر
خودت و خانوادهات سخت میگيری بگويد رسول خدا و علی مرتضی همين طور
بودند ، آنها هرگز جامه خوب نپوشيدند ، و غذای لذيذ نخوردند و مركوب
عالی سوار نشدند و مسكن مجلل ننشستند ، آنها نان جو میخوردند و كرباس
میپوشيدند و بر شتر يا الاغ سوار میشدند و در خانه گلی سكنی میگزيدند .
و باز يك نفر ديگر طبعا و عادتا خوشگذران و اهل تجمل باشد ، و اگر از
او سؤال شود كه چرا به كم نمیسازی و قناعت نمیكنی و زهد نمیورزی ، بگويد
چون امام حسن مجتبی و يا امام جعفر صادق اين طور بودند ، آنها از غذای
لذيذ پرهيز نداشتند ، جامه خوب میپوشيدند ، مركوب عالی سوار میشدند ،
مساكن مجلل هم احيانا داشتند .
همچنين ممكن است يك نفر يا افرادی طبعا و مزاجا سر پرشوری داشته
باشند و طبعشان سكون و آرامش را نپسندد و برای توجيه عمل خود به سيرت
پيغمبر اكرم ( ص ) در صدر اسلام يا به نهضت حسينی ( ع ) استدلال كنند ، و
يك نفر يا افراد ديگر كه برعكس مزاجا عافيت طلب و گوشهگير و منزویاند
و در نفس خود شهامت و جرأتی نمیبينند ، موضوع تقيه و راه و روش امام
صادق ( ع ) يا ائمه ديگر را مورد استناد خود قرار دهند .
آن كس كه مثلا طبعا معاشرتی و اجتماعی است به عمل و سيرت يك امام و
آن كس كه طبعا اهل عزلت و تنهايی است به سيرت يك امام ديگر متوسل
شود .
بديهی است در اين صورت نه تنها سيرت و روش پاك و
معنی دار رسول اكرم و ائمه اطهار مورد استفاده قرار نمیگيرد ، بلكه
وسيلهای خواهد بود برای اينكه هر كسی راه توجيهی برای عمل خود پيدا كند و
به دعوت و سخن كسی گوش ندهد و جامعه دچار هرج و مرج گردد .
واقعا هم همچون تعارض و تناقض ظاهری در سيرت ائمه اطهار عليهم السلام
ديده میشود : میبينيم مثلا حضرت امام حسن ( ع ) با معاويه صلح میكند و
اما امام حسين ( ع ) قيام میكند و تسليم نمیشود تا شهيد میگردد ، میبينيم
كه رسول خدا و علی مرتضی در زمان خودشان زاهدانه زندگی میكردند و احتراز
داشتند از تنعم و تجمل ، ولی ساير ائمه اين طور نبودند .
پس بايد اين تعارضها را حل كرد و رمز آنها را دريافت .