| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
BEHESHT

4 خرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: -1
|
ارسال شده در: دوشنبه، 11 تير ماه ، 1386 21:12:14 موضوع مطلب: حق طلاق |
|
|
[طلاق از نظر اسلام سخت منفور و مبغوض است،واز مبغوض ترین حلالها در نزد خدا طلاق است.
اسلام مایل است پیمان ازدواج محکم و استوار بماند.حال پرسشی که به ذهن می رسد این است که اگر طلاق تا این اندازه مبغوض ومنفور است،چرا اسلام آن را تحریم نکرده است؟
مگر نه این است که اسلام هر عملی را که منفور می داند مانند شرابخواری وقمار بازی و ستمگری،ان را تحریم کرده است؟
پس چرا طلاق را یکباره تحریم نکرده و برای آن مانع قانونی قرار نداده است؟واساسا این چه منطقی است که طلاق،حلال مبغوض است؟اگر حلال است مبغوض بودن چه معنی دارد؟و اگر مبغوض است چرا حلال شده است؟و از همه مهمتر،حق طلاق با چه کسی است و چرا؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
BEHESHT

4 خرداد ماه ، 1386
تعداد ارسالها: -1
|
ارسال شده در: سه شنبه، 12 تير ماه ، 1386 21:37:28 موضوع مطلب: حق طلاق از آن مرد است زیرا ... |
|
|
[از نظر اسلام منتهای اهانت و تحقیر برای بک زن این است که مرد بگوید من تو را دوست ندارم،از تو تنفر دارم،و آنگاه قانون بخواهد به زور و اجبار آن زن را در خانه نگه دارد.قانون می تواند اجبارا زن را در خانه مرد نگهدارد ولی قادر نیست زن رادر مقام طبیعی خود در محیط زنا شویی یعنی مقام محبوبیت و مرکزیت نگهداری کند.قانون قادر است مرد را مجبور به نگهداری از زن و پرداخت نفقه و غیره بکند اما قادر نیست مرد را در مقام و مرتبه بک فداکار و به صورت بک نقطه
"گردان" در گردبک نقطه مرکزی نگه دارد.
از این رو هر زمان که شعله محبت و علاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است.
اینجا پرسش دیگری پیش می آید و آن اینکه اگر این شعله از ناحیه زن خاموش بشود چطور؟آیا حیات خانوادگی با از میان رفتن علاقه زن به مرد باقی است یا از میان می رود؟اگر باقی است ،چه فرقی میان زن و مرد است که سلب علاقه مرد موجب پایان حیات خانوادگی می شود و سلب علاقه زن موجب پایان این حیات نمی شود؟و اگر با سلب علاقه زن نیز حیات خانوادگی پایان می یابد ،پس در صورتی که زن از مرد سلب علاقه کند باید ازدواج را پایان یافته تلقی کنیم و به زن هم مثل مرد حق طلاق بدهیم.
جواب این است که حیات خانوادگی وابسته است به علاقه طرفین نه یک طرف.
تنها چیزی که هست، روانشناسی زن و مرد در این جهت متفاوت است .طبیعت،علایق زوجین را به اینصورت قرار داده است که زن را پاسخ دهنده به مرد قرارداده است. علاقه و محبت اصیل و پایدار زن همان است که به صورت عکس العمل به علاقه و احترام یک مرد نسبت به او به وجود می آید.از این رو علاقه زن به مرد معلول علاقه مرد به زن و وابسته به اوست.طبیعت،کلید محبت طرفین را در اختیار مرد قرار داده است،مرد است که اگر زن را دوست بدارد و نسبت به او وفادار بماند ،زن نیز او را دوست می دارد و نسبت به او وفادار می ماند.به طور قطع زن طبعا از مرد وفادارتر است و بی وفایی زن عکس العمل بی وفایی مرد است.
طبیت،کلید فسخ طبیعی ازدواج را به دست مرد داده است،یعنی این مرد است که با بی علاقگی و بی وفایی خود نسبت به زن او را نیز سرد و بی علاقه می کند،بر خلاف زن که بی علاقگی اگر از او شروع شود تاثیری در علاقه مرد ندارد بلکه احیانا آن را تیز تر می کند.از این رو بی علاقگی مرد منجر به بی علاقگی طرفین میشود،ولی بی علاقگی زن منجر به بی علاقگی طرفین نمی شود.سردی و خاموشی علاقه مرد مرگ ازدواج وپایان حیات خانوادگی است اما سردی و خاموشی علاقه زن به مرد آن را به صورت مریضی نیمه جان در می آورد که امید بهبود و شفا دارد.در صورتی که بی علاقگی از زن شروع شود،مرد اگر عاقل و وفادار باشد می تواند با ابراز محبت و مهربانی علاقه زن را باز گرداند،و این کار برای مرد اهانت نیست که محبوب رمیده خود را به زور قانون نگه دارد تا تدریجا او را رام کند ولی برای زن اهانت و غیر قابل تحمل است که برای حفظ حامی و دلباخته خود به زور و اجبار قانون متوسل شود.
البته این در صورتی است که علت بی علاقگی زن فساد اخلاق و ستمگری مرد نباشد.و این بحث خود را می طلبد.
به هر حال تفاوت زن و مرد در این است که مرد به شخص زن نیازمند است و زن به قلب مرد.حمایت و مهربانی قلبی مرد آنقدر برای زن ارزش دارد که ازدواج بدون آن برای زن قابل تحمل نیست. |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: سه شنبه، 12 تير ماه ، 1386 22:17:09 موضوع مطلب: |
|
|
شك نيست كه طلاق از نظر اسلام ، عملي
ناپسند و مبغوض است تا حدي كه آنرا زشتترين مباح و "" ابعض الحلال ""
خوانده است . در عين حال شارع مقدس حكم به تحريم طلاق نكرده . به مرد
اختيار داده است كه زنش را طلاق بدهد .
در اينجا اين سؤال مطرح ميشود كه اگر اين عمل در نظر شارع اسلام مبغوض
و منفور است ، پس چرا آن را حلال قرار داده است ؟ و اگر مبغوض نيست ،
پس اينهمه نكوهش درباره آن چيست ؟ و اساسا "" ابغض الحلال "" يعني چه
؟
رمز اين مطلب چيست ؟ آيا ممكن است چيزي به قدر يك حرام مبغوض و
ناپسند باشد ولي در عين حال مباح باشد ؟
بلي ، ممكن است چيزي به قدر يك حرام و بيش از بسياري از حرامها
مبغوض باشد ولي به خاطر مصلحتي تحريم نشود .
رمز اين مسأله در باب طلاق اينست كه اسلام نميخواهد بناء ازدواج را بر
اجبار و الزام بگذارد ، و نبايد . مرد بايد حامي و علاقهمند به زن باشد ،
و زن بايد در شكل يك محبوب در خانه بماند . يعني اساس و كانون
خانوادگي محبت است .
عشق و علاقه اجبار بردار نيست . صحيح نيست كه قانون بخواهد زن را به
زور به شوهرش بچسباند . وقتي علاقه بين زن و شوهر وجود نداشته باشد طبعا
زيربناي كانون خانوادگي از ميان رفته است . مخصوصا اگر تنفر از ناحيه
مرد باشد ، زيرا سررشته علقه خانوادگي در جانب مرد است و اگر مرد
علاقهمند باشد زن طبق طبيعت خودش كه ميخواهد او را دوست بدارند علاقهمند
ميشود . زن به محبوب داشتن اهميت نميدهد ، به محبوب بودن اهميت ميدهد
. يعني زن آن مردي را دوست ميدارد كه او را دوست بدارد ، مردي محبوب
اوست كه او محبوب آن مرد باشد . لهذا
كليد علقه خانوادگي در دست مرد است و همينكه علاقه مرد از بين رفت
كانون خانوادگي به طور طبيعي منحل است . چنين كانوني را كه بايد بر
محبت و علاقه و صميميت استوار باشد ، نميشود با زور و اجبار قانوني
نگهداري كرد . زن مانند نوكر يا كارگر نيست كه قانون اجباري بتواند او
را در محل كارش علي رغم صاحب كار نگهداري كند .
اسلام تدابيري انديشيده است كه دلسردي و بيمهري بين زوجين پيش نيايد و
مرد از روي شوق و رغبت پروانهوار به دور شمع وجود همسرش بچرخد اما اگر
موجبات نارضائي و جدائي فراهم شد و مرد خواست همسرش را طلاق بدهد ،
اسلام اين كار را بسيار زشت ميداند ولي مانع آن هم نميشود ، زيرا ديگر
چارهاي نيست .
مساله حجاب، ص208 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: سه شنبه، 4 خرداد ماه ، 1389 12:38:41 موضوع مطلب: |
|
|
آیا مهریه بالا ، نمی تونه وثیقه مالی خوبی در جهت جلوگیری طلاق از طرف مرد باشد؟؟؟
اصلا میشه به مهریه به این دید نگاه کرد که پشتوانه ای برای ادامه زندگی زوجین است؟؟؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 85
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: پنجشنبه، 6 خرداد ماه ، 1389 18:52:27 موضوع مطلب: |
|
|
در مورد سوال اولتون با ید عرض کنم جواب(البته با اجازه بزرگترا) نه هست.چون من خیلی ها رو میشناسم که بعد از اینکه مدت کوتاهی از زندگیشون گذشته حاضر شدن اولش یه سری به آبخنک خونه بزنن و تازه بعدش ماه به ماه(که احتمال داره این ماه به ماه تا آخر عمرشون ادامه پیدا کنه!!!)قسط مهریهء زنشونو بدن اما دیگه با زنشون زیر یک سقف زندگی نکنند!
اما در مورد سوال دومتون من مطالعه زیادی در این زمینه نداشتم(نه که هنوز دهنم بوی ...) ولی خوب کاملا" مشخصه که جواب این سوال در چرایی مهریه نهفته ست که اگه کسی میدونه بگه تا ما هم بدونیم. |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 خرداد ماه ، 1389 06:32:26 موضوع مطلب: |
|
|
دوست عزیز جناب 27900
ممنون از جوابتون، البته ما از شهید یاد گرفتیم که باید هر سوال رو خوب حلاجی کنیم بعد زوایای اونو بشناسیم و در آخر منطقی و مستدل جواب بدیم.
این جواب مقدمتاً خوبه، ولی مستدل و منطقی نیست
اگه بخوایم اینجوری بگیم، می تونیم اون ور قضیه رو هم تصور کنیم که خیلی از خانواده ها هم مهریه سنگین می گیرن، ولی بعد از مدتی به اون تفاهم لازم نمی رسن ولی به خاطر آبروشون حاضرن تن به زندگی ... بدن.
خوب اینا رو چطور میشه توجیه کرد؟؟؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
27900
معاون مدیر انجمن

5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 85
محل سكونت: ارومیه
|
ارسال شده در: يكشنبه، 23 خرداد ماه ، 1389 19:18:21 موضوع مطلب: |
|
|
السلام علیک یا طاق النسیم المطهر،ایها الققنوس العزیز
ببینید هیچ نیازی به توجیه نیست،نیاز به درک و پذیرفتن برخی مسائل هست که ما سعی مکنیم از کنارشون رد بشیم.اینکه یکی بزنه به سیم آخر و هیچی دیگه براش مهم نباشه،با یه اتفاق کوچولو و با اولین اتفاق رخ نمیده.همه افراد اولش میگن مهریه مون سنگینه نمیتونیم بدیم پس بسوزیم و بسازیم اما همه توانایی مهریه در جلوگیری از طلاق فقط چند ماهه چون فشار روانی اونقدر زیاد میشه که طرف قاطی میکنه و میگه دار و ندارمو میدم ولی از این زندگی ... راحت میشم.اما بعد میادفکر میکنه میگه آخه پیش در و همسایه،دوست و آشنا و فامیل آبروم میره.دشمن شاد میشم!!! پس بازم به این نتیجه میرسه که بسوزیم و بسازیم اما دوام این نتیجه گیری هم چند ماه بیشتر نیست.که دیگه اساسا" قاط میزنه و میگه دیگه آب از سرم گذشته چه یه وجب،چه ... .
در ضمن من هیچ مطلب غیر منطقی در حرفام نمیبینم،ولی بالای همین صفحه مطالب غیر منطقی زیادی هست و کسی پیدا نشده که بگه جناب بهشت بعضی از حرفاتون غیر منطقیه!هان
علی علی |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
|
|
|