ارسال شده در: يكشنبه، 26 آبان ماه ، 1387 21:55:26 موضوع مطلب: مگر این آخوند کیست که این همه از ا
شايد بواسطه افراط و تفريطها در تبليغات، تصوير آثار شهيد مطهري بصورتي كليشهاي و تكراري در ذهن بسياري از ما ثبت شده باشد،اما واقعيت اينست كه در بسياري از مقولات مبتلابه فكر ديني در دوران ما كارهاي شهيد مطهري قابل اغماض نيستند، بلكه ميتوان گفت در بعضي حوزهها اگر كارهاي شهيد مطهري را كنار بگذاريم هيچ اثر قابل تأمل ديگري در طول 50 سال گذشته پيدا نخواهيم كرد.
اگر "اصول فلسفه و روش رئاليسم" و حواشي شهيد مطهري بر آن نبود آيا ميتوانستيم از ورود فعالانه حوزههاي علميه و پرچمداران مآثر سنتي تفكر اسلامي به نقد فلسفههاي حسي-تجربي دوران جديد گفتگو كنيم و از اين عكسالعمل هوشمندانه تعريف و تمجيد كنيم.
اگر كتاب "خدمات متقابل اسلام و ايران" را از آثار 50 سال اخير متفكران كشورمان حذف كنيم چند اثر ديگر خواهيم يافت كه در دوران غلبه موج ناسيوناليسم ضد اسلامي رايج در كشورهاي عربي و اسلامي حرفي براي گفتن داشته باشد؟
آيا ميتوانيم از تفسير هاي مادي رايج شعراي سنتي فرهنگ و تمدن اسلامي همچون حافظ سخن بگوييم و از كنار "تماشاگه راز" و مقدمه "علل گرايش به ماديگري" شهيد مطهري به سادگي بگذريم؟
پس از گذشت نزديك به سي سال از شهادت ايشان آيا ميتوانيم از نقد انحرافات عزاداري سيدالشهداء بگوييم و از "حماسه حسيني" اسمي نبريم؟
آيا اگر شهيد مطهري نبود ميتوانستيم نمونه جامع و موفق ديگري برخاسته از حوزه كه همچون او با مباحث و مسائل دوران ما درگير شدهباشد نام ببريم؟
آيا ميتوان پذيرفت كه همه اين آثار صرفا بخاطر مانور تبليغاتي در جمهوري اسلامي برجسته شدهاند؟نظر شما چیست؟
منبع:.......:::::::::::شیخ شهید::::::::::::::::>>>>>>>>>>>....
ارسال شده در: سه شنبه، 7 مهر ماه ، 1388 11:56:37 موضوع مطلب:
آیه الله مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته :
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است.تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود و این نشانه یک جامعه مرده است، ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که : متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .