26 تير ماه ، 1390
تعداد ارسالها: 1
محل سكونت: مشهد
ارسال شده در: جمعه، 21 مرداد ماه ، 1390 23:48:11 موضوع مطلب: نسبیت اخلاق
عرض سلام خدمت دوستان و اساتید گرامی . ببخشید من توی کتاب سیری در سیره نبوی قسمت نسبیت اخلاق رو خوندم چیزی نفهمیدم اگه کسی بلد هست لطف کنه به ما هم ساده بده . خداخیرتون بده انشا الله
ارسال شده در: شنبه، 22 مرداد ماه ، 1390 13:28:29 موضوع مطلب:
بسم حق
سلام
ببینید تو قسمت نسبیت اخلاق شهید مطهری اول یه تعریفی از نسبیت اخلاق میدن که بعضیها بر این عقیده ان که اخلاق نسبیه!یعنی چی ؟؟یعنی مثلا اگر من تو عهدی که بین خودم و دوستم میبندم اگه پایبند نباشم خائنم .....ولی اگه یه سیاستمدار باشم که بین کشور خودم و یه کشور دیگه معاهده ای رو امضا کنم بعدا اگه دیدم منافعم در خطره عیبی نداره که عهدمو بشکنم ...اینجا اصل "غدر" (همون خیانت در عهد و پیمان)تو 2 جا دو معنی پیداکرد...اینی که گفتم استاد میگن که نظر اوناییه که به نسبیت اخلاق معتقدن...
اما در اسلام ...
اصول اساسی اخلاق در هر زمانی یه ارزش داره...یعنی چی؟؟یعنی اگه 1400 سال پیش خیانت در عهد و پیمان بد بود الانم بده...یا اگه تو روابط اجتماعی مثلا بین 2 دوست نقض عهدو پیمان بده تو سیاست هم فرقی نمیکنه به همون اندازه بده!...چیزی که ما با بررسی سیره ی پیامبر عزیزمون اینو به وضوح میبینیم و همچنین 4 سال و خورده ای خلافت علی عزیزمون....
استاد چند اصل رو بر شمردن که اینا اصولی هستند که همیشه در اسلام ثابت ان و به هیچ وجه نسبی نیستن:
1-اصل غدر(همون خیانت در عهد وپیمان)
2-اصل تجاوز(در آیه ی 190 سوره بقره اومده که:"وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم ولاتعتدوا"
یعنی برین با اون طرفی که اومد شما مسلمانو رو کشت بجنگید و بکشیدش ولی از حد خارج نشین!همین "حد"مهمه!که نباید ازش خارج شد...یعنی آقا از حد عدالت خارج نشین ...مثلا اگه تو میدون جنگ دیدی دشمن مثلا دیگه دست نداره باهات بجنگه ولش کن....یا اگه با یه ضربه ی شمشیر زد برادرتو کشت تو هم یه ضربه بش بزن دیگه بهش فحش ناموسی نده و شکنجه اش نکن و فلان ...درسته دلت پره ولی باید حدعدالت رو رعایت منی...تو هم فقط یه ضربه بش بزن تمام!)
3-اصل انظلام(یعنی برای دفع خطر دشمن تن به ظلم بدی و چون رویارویی باهاش خطر داره هیچی نگی و سکوت کنی!)و اصل استرحام(یعنی دیدی دشمن داره خطرناک میشه و اینا یهو گردن کج کنی و شیون و زاری که رحمش بیاد!!!)
خب........اینا اصول ملغی بود....اصول ملغای ثابت یعنی چیزایی که همیشه بدن و تغییرزمان ومکان تاثیری روشون نداره!
حالا یه چیزایی هست که یه جورایی نسبیه!یعنی استاد میگن که رسول عزیزمون از این اصول استفاده میکردن ولی خب به طور نسبی...حالا توضیحشو میدم:
1-اصل اعمال قدرت(ببینید ما یه اصل قدرت داریم که اسلام میگه مسلمون جماعت باید همیشه آماده و مجهز باشه تا دشمنا طمع بهش نکنن...به اعتقاداتش...و این برای همه ی زمانها و مکانهاست...ولی یه اصل داریم که اسمش اصل اعمال قدرته!!یعنی آقا به زور متوسل شدن!که این خب نسبیه یعنی تا زمانی که طرف با حرف خوش به راه میاد نباید به زور متوسل شد در غیر این صورت مجبوریم که......دقیقا مثل یه طبیب که گاهی مجبوره برای درمان بیمارش از تیغ جراحی استفاده کنه!این اصل همونطور که توضیح دادم نسبیه!یعنی همیشه نباید اعمال زور کرد...فقط گاهی که لازمه!)
2-اصل ساده زیستی(که خب یه اصل مطلق در زندگی پیامبره ولی از لحاظی هم میشه گفت نسبیه!مطلقی اش رو که منظور اینه که تو زندگی پیامبر عزیزمون و علی و فاطمه ی عزیزمون همیشه اصل سادگی رو میبینیم ولی نسبیتش رو آخر خودمونم نفهمیدیم یعنی چی؟؟ )