20 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 99
محل سكونت: qom
ارسال شده در: جمعه، 23 تير ماه ، 1385 21:33:07 موضوع مطلب: ختم نبوت
ختم نبوت
مطالب عنوان -صفحه راز ختم نبوت -7 پرسشهايی از انديشه ختم نبوت -8 سيمای ختم نبوت از ديدگاه اسلام -9 " اسلام " دين همه پيامبران -13 تفاوت تعليمات آسمانی پيامبران -15 سير تكاملی جهان ، انسان و اجتماع از نظر قرآن -17 رسالت پيامبر اسلام ، قانون اساسی بشريت -22 پيوند و رابطه اتصالی نبوتها -27 دروازههای آسمان -29 مراتب سير و سلوك معنوی -32 نبوت تبليغی -34 دين جاويد -40 جبر تاريخ -45
شكل تاثير جبری عوامل تاريخ -46 نيازمنديها -49 انواع نيازمنديها -49 نقد فرضيه نسبی بودن حق ، عدالت و اخلاق -51 مقتضيات زمان -53 تحرك و انعطاف -57 اتكاء و وابستگی اسلام به فطرت : -58 . 1 پذيرش و وارد كردن عقل در حريم دين -58 . 2 جامعيت ( وسطيت ) -59 . 3 توجه اسلام به هدفها و معانی ، نه به شكر و صورت و ظاهر زندگی -59 . 4 وضع قوانين ثابت برای احتياجات ثابت و قوانين متغير برای احتياجات متغير بشر -59 . 5 رابطه علی و معلولی احكام اسلام با مصالح و مفاسد واقعی -62 . 6 قواعد كنترل كننده در متن مقررات اسلامی -64 . 7 اختيارات حكومت اسلامی -64 انتقال وظيفه -65 اجتهاد -69 سد باب اجتهاد -71 بينشهای نو -72 نسبيت اجتهاد -75 _________________ سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری
ارسال شده در: سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388 04:28:32 موضوع مطلب: سليقه و مد روز
به نام خدا
مشکل خیلی از ما یکی از این دو مورده
یا بعضی هامون این شکلی هستیم
با كهنه پيمان میبندیم و با هر چیز نو مبارزه میكنیم
و یا
جهالت به خرج میدیم و هر پديده نو ظهوری را به نام مقتضيات زمان موجه میشماریم
ببینیم شهید مطهری چی گفتند؟
مقتضيات زمان
مقتضيات زمان يعنی مقتضيات محيط و اجتماع و زندگی بشر به حكم اينكه به نيروی عقل و ابتكار و اختيار مجهز است و تمايل به زندگی بهتر دارد ، پيوسته افكار و انديشهها و عوامل و وسائل بهتری برای رفع احتياجات اقتصادی و اجتماعی و معنوی خود وارد زندگی میكند . ورود عوامل و وسائل كاملتر و بهتر خود به خود سبب میشود كه عوامل كهنه و ناقصتر جای خود را
به اينها بدهند و انسان به عوامل جديد و نيازمنديهای خاص آنها وابستگی پيدا كند . وابستگی بشر به يك سلسله احتياجات مادی و معنوی و تغيير دائمی عوامل و وسائل رفع كننده اين احتياجات و كاملتر و بهتر شدن دائمی آنها كه به نوبه خود يك سلسله احتياجات جديد نيز به وجود میآورند ،سبب میشود كه مقتضيات محيط و اجتماع و زندگی در هر عصری و زمانی تغيير كند و انسان الزاما خود را با مقتضيات جديد تطبيق دهد . با چنين مقتضياتی نه بايد نبرد كرد و نه میتوان .
اما متاسفانه همه پديده های نوی كه در زمان پيدا میشود ، از نوع افكار و انديشههای بهتر و عوامل و وسائل كاملتر برای زندگی سعادتمندانهتر نيست .زمان و محيط و اجتماع مخلوق بشر است و بشر هرگز از خطا مصون نبوده است، از اين رو تنها وظيفه انسان انطباق و پيروی از زمان و افكار وانديشه های زمان و عادتها و پسندهای زمان نيست ، كنترل و اصلاح زمان نيزهست . اگر انسان بايد صد درصد خود را با زمان تطبيق دهد پس زمان را با چه چيز تطبيق بدهد ؟ !
از نظر افراد كم فكر ، " مقتضيات زمان " يعنی سليقه و پسند رايج روز. جمله " دنيای امروز نمیپسندد " از هر منطق نظری و عملی و صوری و مادی و قياسی و تجربی و استقرائی برای كوبيدن شخصيت اينان و تسليم بلاشرط كردنشان موثرتر است . از نظر طرز فكر اينان همين كه چيزی از سليقه و مد روز - خصوصا در دنيای غرب - افتاد ، كافی است كه حكم كنيم " مقتضيات
زمان " تغيير كرده است ، " جبر تاريخ " است ، " اجتناب ناپذير "است ، " لازمه ترقی و تعالی " است ، در صورتی كه میدانيم زمان و محيط و عوامل اجتماعی را بشر میسازد ، از عالم قدس وارد نمیشود ، و بشر - هر به شكل يك ابزار استعماری كامل برای در هم كوبيدن فرهنگ اصيل شرق و تحميل روح غربی در آمده است . چه سفسطهها كه به اين نام صورت میگيرد و
چه بدبختيها كه با اين تابلوی قشنگ تحميل میگردد .میگويند عصر علم است . میگوييم صحيح است ، اما آيا همه سرچشمهها جزسرچشمه علم در وجود بشر خشكيده است و هر چه پديد میآيد فرزند خالص و مشروع علم است ؟ ! در كدام عصر ، علم و دانش مانند عصر ما قوت و قدرت و گسترش داشته است و در كدام عصر مانند اين عصر آزادی خود را از كف داده و مقهور ديو شهوت و اژدهای خودخواهی و جاهطلبی و پول پرستی و استخدام و استثمار بوده است ؟ !
كسانی كه مدعی هستند مقتضيات متغير زمان ايجاب میكند هيچ قانونی جاويد نماند ، اول بايد دو موضوع بالا را از يكديگر تفكيك كنند تا معلوم گردد كه در اسلام هرگز چيزی وجود ندارد كه با پيشروی به سوی زندگی بهتر مخالف باشد .
مشكل عصر ما اين است كه بشر امروز كمتر توفيق میيابد ميان ايندو تفكيك كند ، يا جمود میورزد و با كهنه پيمان میبندد و با هر چه نو است مبارزه میكند ، و يا جهالت به خرج میدهد و هر پديده نو ظهوری را به نام مقتضيات زمان موجه میشمارد .