20 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 99
محل سكونت: qom
ارسال شده در: جمعه، 23 تير ماه ، 1385 21:42:47 موضوع مطلب: سيري در نهج البلاغه
سيري در نهج البلاغه
مطالب بخش اول - كتابی شگفت -از صفحه 1 تا صفحه -31 اين مجموعه نفيس -3 سيد رضی و نهج البلاغه -4 دو امتياز -7 زيبائی -7 تاثير و نفوذ -9 اعترافات . . . -11 در آئينه اين عصر -17 شاهكارها -22 امرء القيس -25 علی در ميدانهای گوناگون -26 مباحث و موضوعات در نهج البلاغه -30 نگاهی كلی به مباحث و مسائل نهج البلاغه -31 بخش دوم - الهيات و ماوراء الطبيعه -از صفحه 33 تا صفحه -77 الهيات و ماوراء الطبيعه . . . -35 توحيد و معرفت -35 اعتراف تلخ -38 عقل شيعی -40 ارزش تعقلات فلسفی در مسائل ماوراء الطبيعی -45 ارزش مطالعه در آثار و آيات -52 مسائل تعلقی محض -53 ذات و صفات پروردگار . . . -57 ذات حق -58 وحدت حق ، وحدت عددی نيست -60 اوليت و آخريت و ظاهريت و باطنيت حق -63 مقايسه و داوری . . . -68 نهج البلاغه و انديشههای كلامی -69 نهج البلاغه و انديشههای فلسفی -71 نهج البلاغه و انديشههای فلسفی غرب -76 بخش سوم - سلوك و عبادت -از صفحه 79 تا صفحه -98 سلوك و عبادت . . . -81 عبادت در اسلام -81 درجات عبادتها -82 تلقی نهج البلاغه از عبادت -84 عبادت آزادگان -86 ياد حق -86 حالات و مقامات -88 شب مردان خدا -88 ترسيم چهره عبادت و عباد در نهج البلاغه -91 شب زندهداريها -92 واردات قلبی -93 گناه زدائی -96 درمان اخلاقی -97 انس و لذت -97
بخش چهارم - حكومت و عدالت -از صفحه 99 تا صفحه -135 حكومت و عدالت . . . -101 نهج البلاغه و مساله حكومت -101 ارزش و اعتبار -103 ارزش عدالت -108 نتوان تماشاچی صحنههای بيعدالتی بود -114 عدالت نبايد فدای مصلحت بشود -115 اعتراف به حقوق مردم . . . -118 كليسا و مساله حق حاكميت -119 منطق نهج البلاغه -124 حكمران امانتدار است نه مالك -127 بخش پنجم - اهل بيت و خلافت -از صفحه 137 تا صفحه -185 اهل بيت و خلافت . . . -139 سه مساله اساسی -139 مقام ممتاز اهل البيت -140 احقيت و اولويت . . . -146 نص و وصيت -146 لياقت و فضيلت -151 قرابت و نسب -152 انتقاد از خلفاء . . . -156 ابوبكر -158 عمر -160 عثمان . . . -165 نقش ماهرانه معاويه در قتل عثمان -167 سكوت تلخ . . . -176 اتحاد اسلامی -178 دو موقف ممتاز -183 بخش ششم - موعظه و حكمت -از صفحه 187 تا صفحه -254 مواعظ بی نظير . . . -189 مقايسه با ساير مواعظ -189 موعظه و حكمت -193 موعظه و خطابه -194 عمدهترين بخشهای نهج البلاغه -198 عناصر موعظهای نهج البلاغه -199 با منطق علی آشنا شويم -199 تقوا -200 تقوا مصونيت است نه محدوديت -206 تقوا و مصونيت -206 تعهد متقابل -208 زهد و پارسائی . . . -210 زهد اسلامی و رهبانيت مسيحی -214 دو پرسش -215 سه اصل يا سه پايه زهد اسلامی -218 زاهد و راهب . . . -221 زهد و ايثار -223 همدردی -225 زهد و آزادگی . . . -231 زهد و معنويت . . . -239 زهد و عشق و پرستش -239 عبارت بوعلی -243 تضاد دنيا و آخرت -244 زهد : برداشت كم برای بازدهی زياد -247
بخش هفتم - دنيا و دنيا پرستی -از صفحه 255 تا صفحه -316 دنيا و دنيا پرستی . . . -257 نهج البلاغه و ترك دنيا -257 خطری كه غنائم به وجود آورد -258 سكر نعمت -261 وجهه عام سخن مولی -262 زبان مخصوص هر مكتب -263 دنيای مذموم -264 رابطه انسان و جهان -266 منطق اسلام -267 ارزش دنيا از نظر قرآن و نهج البلاغه -275 وابستگيها و آزادگيها . . . -284 منطق اكزيستانسياليستی -291 آيا تكامل از خود بی خود شدن است ؟ -291 خود زيانی و خودفراموشی . . . -294 خوديابی و خدايابی -299 نقش عبادت در بازيابی خود -303 نكاتی چند . . . -306 تضاد دنيا و آخرت -306 تابع گرائی و متبوع گرائی -308 چنان باش كه هميشه زندهای و چنان باش كه فردا میميری -310 _________________ سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری
ارسال شده در: شنبه، 16 آبان ماه ، 1388 14:03:25 موضوع مطلب: چاپلوسی مشمئز کننده
بسم الله الرحمن الرحیم
معاويه بن ابی سفيان كه سرسخت ترين دشمنان علی (علیه السلام) بود به زيبايی و فصاحت
خارق العاده سخن او معترف بود .
محقن بن ابی محقن به علی ( ع ) پشت میكند و به معاويه رو میآورد و
برای اين كه دل معاويه را كه از كينه علی ( ع ) میجوشد خرسند سازد گفت :
از نزد بی زبانترين مردم به نزد تو آمدم .
آنچنان اين چاپلوسی مشمئز كننده بود كه خود معاويه او را ادب كرد .
گفت : وای بر تو ! علی بی زبانترين افراد است ؟ !
قريش پيش از علی ازفصاحت آگاهی نداشت ، علی به قريش درس فصاحت آموخت .
ارسال شده در: دوشنبه، 18 آبان ماه ، 1388 03:04:59 موضوع مطلب: خاصيت همه جانبه بودن سخن علی (علی
بسم الله الرحمن الرحیم
خاصيت همه جانبه بودن سخن علی و روح علی مطلبی نيست كه تازه كشف شده باشد ، مطلبی است كه حداقل از هزار سال پيش اعجابها را بر میانگيخته است . سيد رضی كه به هزار سال پيش تعلق دارد ، متوجه اين نكته و شيفته آن است ، میگويد :
" از عجايب علی كه منحصر به خود اوست و احدی با او در اين جهت شريك نيست اينست كه وقتی انسان در آن گونه سخنانش كه در زهد و موعظه و تنبه است تامل میكند ، و موقتا از ياد میبرد كه گوينده اين سخن ، خود ، شخصيت اجتماعی عظيمی داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالك الرقاب عصر خويش بوده است ، شك نمیكند كه اين سخن از آن كسی است كه جز زهد و كناره گيری چيزی را نمیشناسد و كاری جز عبادت و ذكر ندارد ، گوشه خانه يا دامنه كوهی را برای انزوا اختيار كرده ، جز صدای خود چيزی نمیشنود و جز شخص خود كسی را نمیبيند و از اجتماع و هياهوی آن بی خبر است . كسی باور نمیكند كه سخنانی كه در زهد و تنبه و موعظه تا اين حد موج دارد و اوج گرفته است از آن كسی است كه در ميدان جنگ تا قلب لشكر فرو میرود ، شمشيرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن است ، دليران را به خاك میافكند و از دم تيغش خون میچكد ، و در همين حال اين شخص زاهدترين زهاد و عابدترين عباد است " .
سيد رضی آنگاه میگويد :
" من اين مطلب را فراوان با دوستان در ميان میگذارم و اعجاب آنها را بدين وسيله بر میانگيزم " .
شيخ محمد عبده نيز تحت تاثير همين جنبه نهج البلاغه قرار گرفته است ،
تغيير پردهها در نهج البلاغه و سير دادن خواننده ، به عوالم گوناگون بيش از هر چيز ديگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است چنانكه خود او در مقدمه شرح نهج البلاغه اظهار میدارد .
ارسال شده در: سه شنبه، 19 آبان ماه ، 1388 10:18:22 موضوع مطلب: اعتراف تلخ
ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران درباره كسي كه افتخار نام پيروي او را داريم ظلم و لااقل كوتاهي كردهايم ، اساسا كوتاهيهاي ما ظلم است . ما نخواسته و يا نتوانستهايم علي را بشناسيم ...
آيا اگر نهج البلاغه از ديگران ميبود با او همين گونه رفتار ميشد ؟ ...
ارسال شده در: پنجشنبه، 21 آبان ماه ، 1388 03:59:02 موضوع مطلب: سخن او فعل او است
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند هر چه را بخواهد باشد میگويد " باش " پس وجود میيابد
این گفتن، آوازی كه دروازه گوشها را بكوبد و يا فريادی كه شنيده شود ، نيست
سخن او فعل او است
کتاب سیری در نهج البلاغه شهید مطهری صفحه 70
آخرين ويرايش توسط YADEYAR در تاريخ جمعه، 4 دي ماه ، 1388 06:16:37; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه
ارسال شده در: دوشنبه، 25 آبان ماه ، 1388 03:29:41 موضوع مطلب: حكمت الهی شرق از بركت معارف اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
نهج البلاغه در تاريخ فلسفه شرق سهم عظيم دارد صدر المتالهين كه انديشه های حكمت الهی را دگرگون ساخت ، تحت تاثير عميق كلمات علی عليهالسلام بود ، روش او در مسائل توحيدبراساس استدلال از ذات به ذات ، و از ذات بر صفات و افعال است و همه اينها مبتنی است بر صرف الوجود بودن واجب ، و آن بر پايه يك سلسله اصول كلی ديگر كه در فلسفه عامه او مطرح است ، بنا شده است .حكمت الهی شرق از بركت معارف اسلام بارور شد و استحكام يافت و بر يك سلسله اصول و مبادی خلل ناپذير بنا شد ، ولی حكمت الهی غرب از اين مزايا محروم ماند .
گرايش به فلسفه مادی در غرب علل و موجبات فراوانی دارد كه اكنون مجال شرح آنها نيست ، به عقيده ما علت عمده آن ناتوانی و نارسائی مفاهيم حكمت الهی غرب بود اگر كسی بخواهد
مقايسهای در زمينه بحث هائی كه در اين دو سه فصل اشاره شدبه عمل آورد لازم است در اطراف برهان وجودی كه از" آنسلم مقدس " تا دكارت و اسپينوزا و لايب نيتس وكانت و غيره به بحث و رد و قبول آن پرداختهاند ، مطالعه كند و آنگاه آنرا با برهان صديقين صدرالمتالهين كه از
انديشههای اسلامی و مخصوصا كلمات علی ( ع ) الهام يافته است مقايسه نمايد تا ببيند :
" تفاوت ره از كجا است تا به كجا ؟ "
ارسال شده در: چهارشنبه، 18 آذر ماه ، 1388 05:12:04 موضوع مطلب: آخر ، هر پرسشی جائی دارد!!
آخر ، هر پرسشی جائی دارد!!
بسم الله الرحمن الرحیم
مردی از بنی اسد از اصحاب علی ( ع ) از آن حضرت میپرسد :چطور شد كه قوم شما ، شما را از خلافت باز داشتند و حال آنكه شما شايسته تر بوديد ؟
اميرالمؤمنان ( ع ) به پرسش او پاسخ گفت . اين پاسخ همان است كه بهعنوان خطبه 160 در نهج البلاغه مسطور است ، علی ( ع ) صريحا در پاسخ گفتدر اين جريان جز طمع و حرص از يك طرف ، و گذشت( بنا به مصلحتی ) ازطرف ديگر ، عاملی در كار نبود :
اين سؤال و جواب در دوره خلافت علی ( ع ) ، درست در همان زمانی كهعلی ( ع ) با معاويه و نيرنگهای او درگير بود واقع شده است ،اميرالمؤمنين ( ع ) خوش نداشت كه در چنين شرائطی اين مساله طرح شود ،لهذا به صورت ملامت گونهای قبل از جواب به او گفت ، كه آخر ، هر پرسشیجائی دارد ، حالا وقتی نيست كه درباره گذشته بحث كنيم ، مساله روز ما مساله معاويه است و هضم الخطب فی ابن ابی سفيان . . . اما در عين حالهمانطور كه روش معتدل وهميشگی او بود از پاسخ دادن و روشن كردن حقايق گذشته خودداری نكرد .
در خطبه " شقشقيه " صريحا میفرمايد : حق موروثی خود را میديدم كه به غارت برده میشود .بديهی است كه مقصود از وراثت ،وراثت فاميلی و خويشاوندی نيست ،
ارسال شده در: جمعه، 4 دي ماه ، 1388 06:11:11 موضوع مطلب: سخن اگر از دل برون آيد و پيام روح
تفاوت موعظه و حکمت از نگاه استاد مطهری
تفاوت موعظه و حكمت در اينست كه حكمت تعليم است و موعظه تذكر ،حكمت برای آگاهی است و موعظه برای بيداری ، حكمت مبارزه با جهل است وموعظه مبارزه با غفلت ، سر و كار حكمت با عقل و فكر است و سر و كار موعظه با دل و عاطفه ، حكمت ياد میدهد و موعظه يادآوری میكند ، حكمت برموجودی ذهنی میافزايد و موعظه ذهن را برای بهره برداری از موجودی خودآماده میسازد ، حكمت چراغ است و موعظه باز كردن چشم است برای ديدن ، حكمت برای انديشيدن است و موعظه برای به خود آمدن ، حكمت زبان عقل است و موعظه پيام روح . از اينرو شخصيت گوينده در موعظه نقش اساسی دارد ، بر خلاف حكمت . در حكمت روحها بيگانه وار با هم سخن میگويند و در موعظه حالتی شبيه جريان برق كه يك طرف آن گوينده است ، و طرف ديگر شنونده به وجود میآيد و از اين رو در اينگونه از سخن است كه" اگر از جان برون آيد نشيند لاجرم بر دل "، و گرنه از گوش شنونده تجاوز نمیكند . درباره سخنان موعظهای گفته شدهاست : " الكلام اذا خرج من القلب دخل فی القلب و اذا خرج من اللسان لم يتجاوز الاذان" سخن اگر از دل برون آيد و پيام روح باشد در دل نفوذ میكند اما اگر پيام روح نباشد و صرفا صنعت لفظی باشد از گوشها آنطرفتر نمیرود.