ارسال شده در: پنجشنبه، 9 مهر ماه ، 1388 20:03:17 موضوع مطلب: پدر امت خیر امتش را میخواهد
عدالت اجتماعی و اخلاق فرد
اثر شيوع بی عدالتيهای اجتماعی در فساد اخلاق و ناراحتیهای روحی
اخلاق خوب و بد هم مثل همه چيزهای ديگر دنيا سبب و علت دارد ، بی جهت
پيدا نمیشود . سرشت و طينت مؤثر است ، اوضاع محيط و تلقينات محيط
مؤثر است ، يكی از اموری هم كه قطعا تأثير دارد در فساد اخلاق و روحيه را
مسموم و بيمار میكند ، محروميتها و احساس مغبونيتهاست . حسادتها ،
كينهها ، عداوتها ، بدخواهيها همه از همين جا پيدا میشود
افراد استثنائی
البته افراد استثنايی هستند كه مظلوميت و محروميت در آنها تأثير
ندارد ، اما آنها به همين دليل فوق العادگی دارند كه اين جور مصونيتهای
روحی در آنها هست . ايمان قوی جلوی تأثير بسياری از
عاملها را در روح میگيرد . افراد استثنايی در حدی بالاتر از حد افكار عموم
هستند . در اينجا برای توضيح مطلب مثالی عرض میكنيم
پدر و مادری در ميان فرزندانشان هستند . در آن خانه غذا و ميوه و
شيرينی و لباس ميان اهل خانه تقسيم میشود . فكر و قضاوت بچهها و
تأثيراتی كه در اين گونه موارد پيدا میكنند با فكر و قضاوت پدر و مادر و
نوع تأثيری كه به آنها دست میدهد فرق دارد ، در يك سطح نيست ، در دو
سطح است .
اما آن احساسی كه بچهها نسبت به يكديگر دارند : از بچهها هر كدام
ببيند سهم او از ميوه يا غذا يا شيرينی يا لباس از سهم ديگری كمتر است
ناراحت میشود ، قهر میكند ، گريه میكند ، و چون احساس مظلوميت و
محروميت میكند ، در صدد انتقام بر میآيد . لهذا لازم است پدران و
مادرانی كه به سعادت فرزندانش علاقمند هستند ، ميل دارند بچههايشان از
كودكی روحيه سالم داشته باشند ، از اول هيچگونه تبعيضی بين آنها قائل
نشوند . تبعيض تخم اختلاف كاشتن است ، تخم حسادت كاشتن است ، تخم
انتقام كاشتن است . تبعيض موجب میشود هم روح آن بچه محروم فشرده و
ازرده و ناراحت بشود ، و هم آن بچه عزيز كرده ، متكی به غير ، ضعيف
النفس ، زود رنج ، لوس و ننر بار بيايد . پدران و مادران اگر بچههايشان
از لحاظ جسم بيمار بشوند به طبيب مراجعه میكنند ، اما توجه به سلامت روح
و حفظ الصحه روحی فرزندانشان ندارند ، اينها را كوچك میشمارند ، در
صورتی كه اهميت بهداشت و سلامت روح بچه از سلامت تن و بدنش كمتر نيست
، بلكه به مراتب بيشتر است .
غرض اين است بچهها چون در يك سطح فكر میكنند قهرا محروميت يكی
نسبت به ديگری در آنها اثر سوء میگذارد ،
اما پدر و مادر كه فكر و عقلشان در سطحی بالاتر است نوع ديگر فكر میكنند و نوعی
ديگر محبت دارند . آنها از اين جور محروميتها و كم و زيادها رنج نمیبرند
، از اينكه ميوه و شيرينی و غذا به آنها نرسد يا كمتر برسد ناراحت
نمیشوند ، احساس حقارت نمیكنند
در اجتماع هم عينا همين طور است . افراد استثنايی كه پدر امتاند تحت
تأثير محروميتها واقع نمیگردند ، مظلوميت و محروميت در آنها تأثير
ندارد ، در عين مظلوميت و محروميت ، مثل همان پدری كه هميشه خير
فرزندان خودش را میخواهد باز آنها خير امت را میخواهند
رسول اكرم ( ص ) در احد در حالی كه سنگ به پيشانی مباركش زده بودند
، دندانش را شكسته بودند ، دست به دعا برداشته و میگفت :
اللهم اهد قومی فانهم لا يعلمون
خدايا قوم من را هدايت كن و آنها را ببخش كه آنها جاهلاند
علی مرتضی ( ع ) در موضوع فدك میفرمايد
فشحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرين . . . و ما
أصنع بفدك و غير فدك ، و النفس مظانها فی غد جدث ، تنقطع فی ظلمته
آثارها
آن كه رست از جهان فدك چه كند
آن كه جست از جهت فلك چه كند
گروهی در آن طمع بستند و گروهی زهد ورزيدند ، و من با فدك و يا غير
فدك چه كنم در حالی كه فردا اين بدن جايگاهش گور است و در آن تاريكی
آثارش از هم گسيخته گردد