5 بهمن ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 2
محل سكونت: استان یزد - شهر عشق آباد
ارسال شده در: جمعه، 14 اسفند ماه ، 1388 11:18:24 موضوع مطلب: سیره پیامبر اکرم (ص) در رسیدن به ا
عالمی یزدی قصد مسافرت مشهد را کرد در بین راه که مصادف با شب عاشورا بود به دهی رسید خیلی دوست داشت که مراسم عزاداری امام حسین (ع) باشد و او در این مراسم شرکت کند . پرس و جو نمود گفتند در تکیه روسنا امشب مراسم است . وقتی مردم ده جمع شدند ملای روستا که سواد چندانی نداشت منبر رفت ، خادم تکیه رفت و دامنی از سنگ آورد وریخت در دامن ملای ده . عالم تعجب کرد که این دیگر برای چیست ؟ ملا مقداری روضه خواند اما هیچکس گریه نکرد .خادم چراغها را خاموش کرد و ملا سنگها را به سرو کله مردم زد و صدای شیون و گریه آنها بلند شد . بعد که کار تمام شد عالم به او گفت : این چه کاری بود که کردی ؟این جنایت است و دیه دارد . گفت : این مردم برای امام حسین جز این راه گریه نمی کنند به هر حال باید اشک مردم را جاری کرد .
نقل از کتاب ( سیری در سیره نبوی ص 150)