مقام معظّم رهبری (دام ظلّه العالی) :
اين بزرگوار در دوران زندگي خود، همتش دفاع از حقايق اسلامي و معارضه و مقابله با دشمني هايي بود كه در عرصه فكر و انديشه عليه اسلام مطرح مي شد. البته خصوصيات خيلي بزرگ و مثبتي در اين مرد بود.
سخنرانی روز معلم 15/2/1378
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - شهید مطهری و (( مسئله عصمت ))
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » نبوت و امامت

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
شهید مطهری و (( مسئله عصمت ))
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
amirhosseyn
عضو فعال انجمن


5 مرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 32


ارسال ارسال شده در: شنبه، 14 مرداد ماه ، 1385 00:13:14    موضوع مطلب: شهید مطهری و (( مسئله عصمت )) پاسخ همراه با اعلان

بسم الله الرحمن الرحیم

اما مسئله ((عصمت )).

معنی عصمت چيست ؟
يك وقت هست كه انسان اينطور فكر می‏كند كه عصمت يعنی اينكه خداوند افراد مخصوصی از بشر را هميشه‏ مراقبت می‏كند كه هر وقت اينها تصميم می‏گيرند گناهی را مرتكب شوند ، فورا جلويشان را می‏گيرد . مسلم است كه عصمت به اين معنی نيست و اگر هم‏ باشد برای كسی كمالی نيست .
اگر كودكی را يك كسی هميشه مراقب باشد و هيچگاه نگذارد كه او كاری را كه نبايد بكند انجام دهد و مانعش باشد ، اين ، كمالی برای آن كودك شمرده نمی‏شود . ولی يك مطلب ديگر هست كه از قرآن استنباط می‏شود و آن اينكه ما می‏بينيم كه قرآن درباره يوسف صديق در آن تنگنايی كه آن زن از او كام طلبی می‏كرد می‏گويد : « و لقد همت به » آن‏ زن آهنگ يوسف را كرد « و هم بها لولا ان رأی برهان ربه » . و يوسف هم اگر نبود كه دليل پروردگار مشهودش بود ، آهنگ او را می‏كرد . يعنی او هم يك بشر بود ، يك جوان بود و غريزه داشت . آن زن به طرف‏ يوسف رفت ولی يوسف به طرف او نرفت ، يوسف هم اگر نبود كه داشت يك‏ شهودی می‏كرد ، به سوی او می‏رفت .
يوسف به حكم اينكه با ايمان بود و ايمان او يك ايمان كامل و در حد ايمان شهودی بود و بدی و زيان اين كار را می‏ديد ، همان ايمانی كه خدا به يوسف داده بود ، مانع و نگهدارنده او از اين كار بود .

هر فردی از افراد ما بدون آنكه يك قوه‏ای به زور جلوی ما را گرفته باشد ، از بعضی لغزشها وگناهها معصوم هستيم به خاطر كمال ايمانی كه ما به خطر آن گناهان داريم .
مثلا خود را از بالای پشت بام يك ساختمان چهار طبقه پرت كردن يا خود را داخل آتش انداختن يك‏ گناه است اما ما اين گناه را هرگز مرتكب نمی‏شويم چون خطر و زيان آن‏ برای ما ثابت و مجسم است . می‏دانيم دست به برق گرفتن همان و جان تسليم‏ كردن همان . فقط وقتی اين گناه را مرتكب می‏شويم كه از آن خطر چشم پوشيده‏ باشيم . ولی يك بچه دست به آتش می‏زند . چرا ؟ چون خطر اين گناه آنچنان‏ كه برای ما مسجل است برای او مسجل نيست . يك نفر آدم عادل ملكه تقوا دارد و به همين جهت بسياری از گناهان را اصلا انجام نمی‏دهد . همان ملكه‏ به او در اين حد عصمت می‏دهد . بنابراين ((عصمت از گناه بستگی دارد به‏ درجه ايمان انسان به گناه بودن آن گناه )) و خطر بودن آن خطر . ما گناهان را تعبدا پذيرفته‏ايم كه گناه است يعنی می‏گوئيم چون اسلام گفته است شراب‏ نخور ما نمی‏خوريم ، گفته قمار نكن نمی‏كنيم . كم و بيش هم می‏دانيم كه بد است اما آنچنان كه خطر خود را در آتش انداختن بر ايمان مجسم است ، خطر اين گناهان برای ما مجسم نيست .
اگر ما همان اندازه كه به آن خطر ايمان‏ داريم به خطر اين گناهان نيز ايمان می‏داشتيم ، ما هم از اين گناهان معصوم‏ بوديم . پس عصمت از گناه يعنی ((نهايت و كمال ايمان)) .

آن كسی كه می‏گويد : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينی » ( 1 ) اگر پرده هم برافتد بر يقين‏ من افزوده نمی‏شود ، قطعا معصوم از گناه است . او در اين سوی پرده هم‏ پشت پرده را مجسم می‏بيند . يعنی مثلا او حس می‏كند كه با يك دشنام دادن‏ در واقع عقربی برای جان خود آفريده ، و به همين دليل چنين كاری نمی‏كند .
در اينكه ((قرآن)) نيز از ايمانهايی در اين درجه ياد می‏كند شك نيست . و لهذا عصمت ((نسبی)) است يعنی ((مراتب و درجات )) دارد .
معصومين (( نسبت به آن چيزهايی كه برای ما گناه‏ است و گاهی مرتكب می‏شويم و گاهی اجتناب می‏كنيم ، معصوم هستند و هرگز گناه نمی‏كنند)) ولی آنها هم مراحل و مراتبی دارند و نيز همه مثل همديگر نيستند .
(( در بعضی از مراحل و مراتب آنها مثل ما هستند در اين مرحله همانطور كه ما نسبت به گناهان عصمت نداريم ، آنها [ در آن مراحل و مراتب ] عصمت ندارند )).
از آن چيزی كه ما آنها را گناه می‏شماريم آنها معصوم هستند ولی چيزهايی برای آنها گناه است كه برای ما حسنه است چون‏ ما [ به آن درجه ] نرسيده‏ايم . مثلا اگر يك شاگرد كلاس پنجم يك مسئله‏ كلاس ششم را حل كند برای او فضيلت است و جايزه دارد اما اگر همان مسئله‏ را شاگرد كلاس نهم حل كند چيزی برايش شمرده نمی‏شود و ارزشی ندارد .
چيزهايی كه برای ما حسنات است ، برای آنها گناه است .
اينست كه ما می‏بينيم قرآن در عين حال به انبياء نسبت عصيان می‏دهد :
« و عصی آدم ربه » ، يا به پيغمبر می‏گويد : « ليغفر لك الله‏ ما تقدم من ذنبك و ما تأخر » اينها می‏رساند كه ((عصمت يك امر نسبی است)) ، او در حد خودش و ما در حد خودمان . پس ماهيت عصمت از گناه بر می‏گردد به ((درجه و كمال ايمان)) . انسان در هر درجه‏ای از ايمان باشد
، نسبت به آن موضوعی كه نهايت و كمال ايمان را به آن دارد يعنی در مرحله « و لولا ان رأی برهان ربه »است ، قهرا عصمت دارد .
نه اينكه‏ شخص معصوم هم مثل ماست ، هی می‏خواهد برود به طرف معصيت ، ولی مأموری‏ كه خدا فرستاده دستش را می‏گيرد و مانع می‏شود . اگر اينطور باشد هيچ فرقی بين بنده و اميرالمؤمنين نيست چون هم من به طرف گناه می‏روم و هم او ، منتها برای‏ او يك مأمور فرستاده‏اند كه مانع می‏شود ولی برای من مأمور نفرستاده‏اند . اگر مأمور خارجی مانع گناه كردن انسان شود كه هنر نشد . مثل اينست كه‏ شخصی دزدی می‏كند و من دزدی نمی‏كنم ولی من كه دزدی نمی‏كنم به خاطر اينست‏ كه هميشه پاسبانی همراه من است . در اين صورت من هم مثل او دزد هستم با اين تفاوت كه او دزدی است كه پاسبان جلويم را نگرفته و من دزدی هستم كه‏ پاسبان جلويش را گرفته . اين ، هنری نيست .

(1) - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 734 ( از علی عليه‏السلام ) .

( امامت و رهبری / ص 171 / شهید مطهری )
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
kamali
معاون مدیر انجمن


26 ارديبهشت ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 95


ارسال ارسال شده در: شنبه، 14 مرداد ماه ، 1385 08:29:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اما یک سوال که در زمینه عصمت مطرح است این است که خدائند حتی در دوران کودکی هم نمی گذاشته است که دامن انبیا و ائمه (ع) آلوده گردد. خوب با توجه به این عصمت خیلی هم اختیاری نیست! مثلا در تاریخ وارد شده که پیامبر اسلام در دوران کودکی با کودکان بازی می کردند و همه دامن خود را پر از سنگ میکردند و وقتی بلند میشدند عورت آنها پیدا می شده است. ولی پیامبر وقتی می خواسته بلند شود انگار کسی مانع او می شده است.و قس علی هذا.....
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
مهمان



20 آبان ماه ، 1379



ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 10 دي ماه ، 1385 00:47:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

عصمت موهبتي الهى و ذاتى است كه بر اساس شايستگى هاى افرادآنهم تحت شرايطى، به شخص معصوم افاضه مى شود و هرگز قابل تحصيل و اكتسابي نيست.
آيه تطهير و برخى آيات ديگر (ص 47;دخان 32 و. . . ) بر اين مطلب دلالت مى كنند. البته اين لطف در همه ي شرايط به افراد داده نمى شود; بلكه بايد زمينه هاى كسب آن را خود افراد با اختيار خود به وجود آورد تا لطف الهى شامل حال آنان گردد.
بله بخشى از اين زمينه ها مانند كمالات روحى كه از طريق وراثت و يا تربيت به افراد منتقل مى شود،از اختيار خارج بوده ; و بخشى ديگر كاملا اختيارى اند
بخش اختياري شامل:
1. مجاهدت هاى فردى و اجتماعى خود فرد است مثلا درباره پيامبرانى مانند: ((ابراهيم )) و ((يوسف )) و ((موسى )) و پيامبراكرم (ص ) پيش از بعثت خود از خود مجاهدت هايي همچون جهاد آنان با نفس و چشم پوشى از حرام و. . . انجام داده اند كه زمينه را براى افاضه ي ((عصمت )) تشديد نموده و لياقت و شايستگى آنان را براى افاضه ي لطف آماده كرده است .
2. آگاهى خداوند متعال از فعاليت هاى ثمربخش آنان در دوران رسالت و يا امامت و اين كه اين گروه پس از دريافت مقام منيع نبوت يا امامت,با استقامت و پشتكار شگفت دست به اصلاح زده ، در راه جهاد فردى و اجتماعى سخت كوشش خواهند نمود.
از جمله هايى كه در زيارت دختر گرامى پيامبراكرم (ص ) فاطمه اطهر(س ) وارد شده است ، مى توان به اهميت اين عامل (آگاهى خدا از فعاليت هاى ثمربخش آنان در طول زندگى ) بيش از عوامل ديگر پى برد; آن جا كه مى فرمايد: ((يا ممتحنةامتحنك. . . به صابرة; اى آزمون شده ! آن جا كه خدا تو را پيش از آفرينش آزمود و تو را در ميدان امتحان و ابتلا، صابر و بردبار يافت . )) و در دعاى ندبه مى خوانيم : ((اوليايى كه آنان را براى خود برگزيدى ; پس از آن كه زهد و پيراستگى را در زندگى اين دنياى پست براى آنان شرط نمودى و آنان نيز شرط تو را پذيرفته و تو هم از وفاى آنان آگاه شدى .
عصمت هر چه قلمداد شود:
1. مرحله اي كامل از تقوا تصور شود .
2. معلول علم شكست ناپذيرآنان نسبت به عواقب گناه دانسته شود،
3. بازتاب تكامل شناخت نسبت به مقام ربوبى قلمداد گردد،
به هر حال هرگز موجب سلب قدرت و توانايى از انجام گناه نمى گردد و انسان معصوم مى تواند يكى از دو طرف كار را برگزيند; بنابراين ((انجام ندادن فعل )) دليل بر عدم توانايى نيست ; بلكه او چون تقواى والايي دارد، يا از علم شكست ناپذيري برخوردارست، و از پيامد گناه و يا شناخت كامل از عظمت خالق، کاملا آگاه است بنابراين با اختيار خود اقدام به انجام كار خلاف نمى كند; هرچند اگر بخواهد مى تواند مانند ديگران مبداء خلاف و گناه باشد، آيات شريفه (انعام ، 87 ـ 88; مائده ، 67) بر آن دلالت مى كنند.
حاصل اين که معصومان داراى دو نوع شايستگى هستند:
1. شايستگى ذاتى و موهبتى
2. شايستگى اكتسابى از طريق انجام دادن حسنات وترك محرمات و به دست آوردن ملكات درونى.
از مجموعه ي اين دو شايستگى كه يکي اختياري است و زمينه را براي موهبت الهي فراهم مي کند، آن مقام والا حاصل مى شود; سپس اراده ي الهى زمينه هاى توفيق را براى وصول به اين مقام والا فراهم مى سازد;اما فراموش نشودکه بهره گيرى و استفاده از اين توفيق به اراده ي خود آنان بستگى دارد. بنابراين ، خداوند متعال با انواع تأكيدها در اين آيه شريفه اراده فرموده است كه اهل بيت پيامبراكرم (ص ) را از هرگونه پليدى و آلودگى پاك و مبرّا سازد.
بازگشت به بالا
آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شد.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه