حضرت امام خميني (قدس سره) :
تسليت در شهادت مردي كه در اسلام شناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآن كريم كم نظير بود.
صحيفه نور ج 6 صفحه 109- تاریخ 12/2/1358
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - زبان پارسي
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » بحث آزاد

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
زبان پارسي
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
azadah
عضو جدید
عضو جدید


22 اسفند ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 16


ارسال ارسال شده در: جمعه، 5 شهريور ماه ، 1389 13:59:07    موضوع مطلب: زبان پارسي پاسخ همراه با اعلان

در جائي از كتاب خدمات متقابل . مطلبي از آقاي تقي زاده نقل شده كه وي زبان عربي را غني . پرمايه . و وسيع مي داند . و زبان پارسي را وام دار آن . و مدعي است زبان پارسي به اعتبار و پشتوانه زبان عرب بارور شده و سكه فصاحت خورده .

اين نوع مغلطه را مصادره به مطلوب گويند . چرا كه مي دانيم غناي زبان هر قوم ريشه در فرهنگ و تمدن آن قوم دارد . و مربوط است به ذوق و سليقه و ذائقه فكري و كيفيت بيولوژيكي و توان تلفظ در اداي كلام .

اصولا مناطق جغرافيائي مختلف بر ساختار حنجره و لهجه افراد اثر مي گذارد . به همين دليل يك ايراني ساكن در اصفهان نمي تواند واژه ولاضالين را هرگز به درستي يك عرب ساكن در مدينه تلفظ و ادا نمايد .

اصطلاحات . استعارات . تشبيهات و مفاهيم ادبي نيزدر هرقوم متفاوت است و توسط اديبان سخنوران و حتي خود مردم به تدريج ساخته و پرداخته و رايج مي شود .

چنانكه همين امروز هم ادبستان زبان فارسي به اقتضاي نياز روز واژه جديد ابداع مي كند . مثل فرآيند . راه كار . ساختار . بازخورد و از اين قبيل و گاه مردم عوام واژه اي را خلق مي كنند مثل خالي بندي . بد بياري و غيره .

در زبان پارسي واژه ها با ظرافت و لطافت بهم پيوند مي خورد و گاه تشبيه و استعاره نيز به كمك مي آيد . نمونه اين هنرنمائي را در اشعار فردوسي مي بينيم .

به لرزيد دشت و بتوفيد كوه - ز سم سواران هردو گروه
و درجائي ديگر
نيامدش پرمغز گفتار اوي - سرش تيز تر شد به پيكار اوي

در اينجا سرش تيز تر شد يك اصطلاح تركيبي است به معناي مصمم و راسخ تر شدن آمده كه نه تنها مفهوم را به خوبي رسانده . بلكه جمله را روان تر . رسا تر وتلفظ آن را راحت تر كرده است .

نرمي شيريني و انعطاف پذيري زبان فارسي از همين ويژگي ها مايه مي گيرد . در حاليكه زبان عربي بر اساس قاعده و قانون صرف و نحو بنا شده . و خشك و خشن است .

از آقاي تقي زاده بايد پرسيد. اگر زبان عربي نمي آمد . آيا زبان آريائي عقيم مي ماند و سكه فصاحت نمي خورد ؟ آيا زبان انگليسي كه با عربي تركيب نشد از فصاحت برخوردار نگرديد ؟

آقاي تقي زاده نمي داند و يا نمي خواهد بداند كه اگر زبان عربي صاحب قانون و قاعده صرف و نحو شد . دانشمندان ايراني مثل سيبويه فارسي و ابن مقفع در تنظيم آن سهم داشته اند .

سئوال اين است كه اگربه ادعاي ايشان سعدي و حافظ و ناصرخسرو پديده هائي متاثراز زبان عربي هستند چرا اين بزرگان در منطقه عرب نشين حجاز رشد نكردند .

آيا قبل از آمدن اسلام ما كتابخانه و دانشكده جندي شاپور را نداشتيم ؟ برزويه طبيب و بزرگمهر حكيم نداشتيم ؟ مهندس و معمار و موسيقي دان نداشتيم ؟ ابداع قنات و اختراع آسياب بادي و صنايع فلزي و هنر سفالگري و قالي بافي در تخصص ايرانيان نبوده ؟

آيا هيچ كتاب يوناني و هندي در ايران قبل از اسلام ترجمه نشده ؟ آيا هزاران جلد كتاب كه به دستور عمر سوزانده شد از عربستان آورده بودند ؟

شايد به نظر ايشان نسخه تاريخ ايران باستان كه به زيور اشعار فردوسي بزرگ آراسته شد و كتاب كليله و دمنه كه با همت برزويه طبيب به پهلوي ترجمه شد . آثار ادبي تازيان بوده باشد .

اگر اعراب اقيانوس بيكران علم را داشتند چرا براي خودشان بر نداشتند . شما سرتاسر عربستان بگرديد . چه قبل و چه بعد از اسلام و يك دانشمند مهندس يا معمار نشان دهيد .

يك اثر باستاني در رديف تخت جمشيد يا تيسفون نشان دهيد كه ارزش هنري داشته باشد . يك مورد از هنر دستي و يا صنعت نشان دهيد كه ساخته دست عربان باشد .

عرب شتر چران چه مدنيتي مي توانست به ديگران بدهد . اگر مدنيت مي داشت بايد نشانه هاي بارز آن در سرزمين حجاز مي بود . آنچه از شواهد و قرائن بر مي آيد اين قوم جز قتل و غارت و تخريب و چپاول هنري نداشته است .

وآنچه از سازندگي در ايران پس از اسلام مي بينيد همه از هوش و ذكاوت و ذوق و هنر ذات ايراني مايه مي گيرد . و نه چيز ديگر .

مگر نه اينست كه بوعلي سينا و ذكرياي رازي زائيده و پرورش يافته ايران زمين بودند ؟ مگر نه اينكه اين بزرگان خرد گرا بودند ؟ مگر نه اينكه از جانب علماي دين تكفير شدند . چرا شهرت و افتخار آنان را به حساب عرب و اسلام بگذاريم ؟

آقای تقی زاده در اين گفتار خود می‏گويند اسلام به ايران روح‏ تازه بخشيد ، شايد اين روح تازه را در فرهنگ تبعيض و تحقير آميز آن بتوان ديد.

شايدواژه هاي ضد انساني از قبيل ملحد . محارب . معاند . مفسد . منافق . مشرک . مرتد . کافر . زندیق . دهری . طاغی . یاغی . باقی . فاسق . فاجر . مهدورالدم . محارب با خدا . مفسد فی الارض . نشانه هائي باشد از روح تازه اي كه در تن ملتهاي مظلوم و مغلوب مي دميدند .

برچسب هاي توهين آميزي كه چون دشنه بر پشت حقوق بشر كورش فرو مي رود و هم وجدان هر انسان آزاده را مي آزارد . معذالك ناچاريم به رعايت قداست حساب اسلام و پيامبرش را از مدنيت عرب جدا كنيم .

آيا وقت آن نرسيده كه از خود بپرسيم امثال تقي زاده ها با تحقير نياكان و افشاندن خار در چشم ايران باستان چه هدفي دنبال مي كنند وچه سودي مي برند ؟ بركشيدن اجنبي تا اوج قله عزت و نشاندن نياكان در حضيض ذلت نشانه علوطبع است يا خودباختگي ؟


فرهنگ و تمدن ملي را زير سئوال بردن و برآن تاختن چه افتخاري مي آفريند ؟ اين ناسپاسي را چگونه توجيه كنيم ؟ خوش خدمتي به اجنبي يا خودزني ملي ؟

اگر هدف رونق بخشيدن به بازار دين فروشان باشد ؟ گمان نمي كنم به مراد برسند. چرا كه ايران از مرد زائيدن عقيم نمانده و همواره يعقوب ليث ها . ابومسلم ها . بابك خرمدين ها داشته كه در مقابل احنبي ايستاده و از كيان ملي خود دفاع كرده اند .

اما اگر منظور نقد منصفانه تاريخ باشد . به هدف برطرف كردن نقطه ضعف و تهذيب نفس كمال مطلوب است .
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 85
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: سه شنبه، 9 شهريور ماه ، 1389 02:12:24    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

سلام خدمت همهء دوستان و امید قبولی سختیها و خوشی های ماه رمضان در درگاه حق.
عرض تسلیت به مناسبت پرواز غریب مقتدر عالم،حضرت امیر علیه السلام.انشاءالله همت کنیم تا فردا شرمندهء حضرت نباشیم که من تنها موندم شما چرا فرزندم مهدی رو تنها گذاشتین.

وسلامی باز از سر صمیمیت خدمت دوستی که قشنگ بلده با زبونش نیش بزنه!!! هر چند که خیلی وقته ما عادت کردیم اما کار خوبی نیست آزاده که دوستی در حق دوستش اینکار رو بکنه.تا توانی


یادته یه بار بهت گفتم که کج به قضایا نگاه میکنی،حالا میخوام یه کوچولو از اون کج نگاه کردنتو بهت نشون بدم.فقط خوب نگاه کن.
همهء حرفاتو نادیده میگیرم حتی حرفایه درستت رو.چون نتیجه گیریت از حرفات غلطه خیلیم غلطه.اولش محض اطلاع شما یکم از این بابک خرمدین (به قول شما مرد ایران) برات حرف بزنم بعدشم حرف خودمو بزنم بعدشم دیگه دیگه.
پدر بابک خرمدین عرب الاصل بود!!! شغلشم سفالگری بود.بعدها این پدر بابک میاد ایران و بعد از یه سفری سر از اطراف اردبیل امروزی درمیاره.اونجا با یه دختری _که قراره این دختر بعدها بشه مادر بابک_ آشنا میشه.بعد با اون دختره رابطهء نامشروع برقرار میکنه.(فکر کنم این کلمهء رابطهء نامشروع رو هم باید در لیست سیاه کلمات ضد انسانی قرار بدی.کاملا" ضد انسانیه) از این رابطه اون دختره باردار میشه.وقتی پدر دختره از این موضوع مطلع میشه دخترش رو طرد میکنه.و اون میره در کوههای اطراف محل زندیگیشون و بعد از مدتی بچه رو بدنیا میاره.بچه ای که اسمش میشه بابک.بعدها این بابکی که پدرش عرب الاصل بود و خودش زنازاده(این کلمه رو هم سریعا" در اون لیست قرار بده چون اینم کاملا" ضد انسانیه) میشه بابک خرمدین تجزیه طلب و رهبر پان ترکیسم های آذربایجان.و ای وای که آزاده اینا رو نمیدونه (یعنی نمیذارن که بدونه) و از اون به عنوان مرد یاد میکنه.و ای وای و ای وای و ای وای.

اما بشنو از مردان ایران زمین.
ای سرزمین آسمانی ای کشور عشق
نامت بلند و جاودانی در دفتر عشق
مردان تو در استقامت مثل دماوند
در پاکی رو ح و کرامت مانند اروند

میخوام متوجه بشی از وقتی اسلام وارد این سرزمین شده چه اتفاقی افتاده.ولی یکم باید حوصله کنی و همه حرفام رو تا اخر بخونی باشه؟ ... باشه.

(از گردان حنظله میدانی؟اگر آری چقدر؟
سیصد نفر در داخل یکی از کانال ها محاصره شدند و با تشنگی مفرط ، با آتش مستقیم دشمن به شهادت رسیدند.در آن موقعیت عراقی ها بابلندگو از بچه ها میخواستند که تسلیم شوند ، ولی در جواب با آخرین رمق صدای الله اکبر میشنیدند.
ساعتهای اخر مقاومت بچه ها در کانال ، بی سیم چی گردان حنظله حاج همت را خواست.حاجی آمد پای بیسیم و گوشی را بدست گرفت.صدای ضعیف و پر از خش خش را از انسوی خط شنیدیم که می گوید:فلانی رفت،فلانی هم رفت.باطری بیسیم دارد تمام میشود.عراقی ها عن قریب ما را خلاص میکنند؛من هم خداحافظی میکنم.
حاج همت که قادر به شکستن محاصرهء تیپ های تازه نفس دشمن نبود،همان طور که به پهنای صورت اشک می ریخت،گفت:بیسیم را قطع نکن ...حرف بزن.هرچه دوست داری بگو؛اما تماس خودت را قطع نکن.
صدای بیسیم چی را شنیدم که میگفت:سلام ما را به اماممان برسانید.از قول ما به امام بگویید همان طور که فرموده بود حسین وار مقاومت کردیم،ماندیم و تا آخر جنگیدیم.)

از وقتی اسلام وارد ایران شده،مبارزان ایرانی به دو دسته تقسیم شدند(خاصیت اسلام اینست که هر جا پا میگذارد تفرقه میاندازد!!!) یه دسته کسایی بودن که برای آزادی ایران میجنگیدن که طبیعیم هست.تقریبا" همهء انسانها در کشوری که متولد میشن نسبت به کشور خودشون علاقه و عرق ملی دارند.ولی اکثر این مبارزان آزادی ایران آخرش شدن تجزیه طلب!!!
اما اون دستهء دوم فقط برای آزادی ایران نمیجنگیدن.اول برای ازادگی انسان میجنگیدن بعد برای ازادی ایران.آزادگی انسان،آزادی ایران.
دسته اول که گفتم فکرشون طبیعی بود اما آخرش غیر طبیعی.ولی دسته دوم فکرشون از اون فکراییه که شنا در خلاف جهت رودخونه رو به آدم یاد میده.خیلی قشنگه،،خیلی دلچسبه،خیلی گواراست،و خیلی های خیلی زیاد دیگه.
از همون وقتی که اسلام وارد ایران شده کسانی که به خاطر آزادگی انسان و آزادی ایران جنگیدند،لحظه ای که میخواستن چشمشون رو اینجا ببندند و اونجا باز کنن،همه شون بدون استثنا آخرین جمله ای که به زبونشون اومده این بود: یا حسین.
و جالب این که این دسته همیشه تعدادشون کم بود و معمولا" هم زود پر میکشیدن.اما فکرشون همیشه پویا بود.جریان داشت.رشد داشت.ریزش داشت.رویش داشت.اما همیشه در حرکت بود و پر نشاط.از وقتی که این فکر وارد ایران شده تا به امروز جریان داره.تا جائیکه منه جوونه این روزگار (و جوانهای هم مکتبم) که نه انقلاب کردم،نه امام رو دیدم،نه جنگ رو دیدم و نه حتی از نزدیک حضرت آقا رو دیدم،با همهء وجودم و با همهء افتخارم فریاد میزنم:لبیک یا خامنه ای،لبیک یا حسین است.

آره دوست خوب و گل من.اینجوریه نه اونجوری که تو گفتی.


علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 85
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه، 2 مهر ماه ، 1389 17:14:01    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

کجا رفتی پس؟
نه نرو.تو رو خدا نرو دیگه.
نرو تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری،تو هم مثل من ...



من اگر خارم اگر گل چمن آرائی هست
که از آن دست که او میکشدم میرویم



علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شد.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.15 ثانیه