ارسال شده در: سه شنبه، 23 آبان ماه ، 1385 21:31:09 موضوع مطلب:
آه ... خدای خوب من ...
من مدام تورا در خودم ضعیف می کنم و انرژی ها مثبت و زندگانی بخشت را میگیرم
و به شیطان ( این مهمان ناخوانده درونی ام ) قرض میدهم
شیطان مرا به چشیدن لذت های ناچشیده وسوسه میکند
و من , گاهی یواشکی , آنموقع هایی که به تو میگویم من می روم بخوابم
با شیطان می رویم به گردش در باغ گناه
از حق هم نگذریم , شیطان دوست خوش مشرب و خوشگذرانیست و از هر انگشتش هزار لذت وسوسه انگیز می چکد
ارسال شده در: چهارشنبه، 24 آبان ماه ، 1385 22:28:29 موضوع مطلب:
خدايا !
به همه ما توفيق عنايت كن كه حقايق اسلام را از روى بصيرت و تحقيق درك كنيم .
خدايا !
به ما غيرت و حيات و جنبش عنايت كن .
خدايا !
خير دنيا و آخرت به همه ما كرامت بفرما , پنبه هاى غفلت از گوش ما بيرون كن .
خدايا !
اموات همه ما را ببخش و بيامرز .
منبع : پيرامون جمهورى اسلامى
صفحه :136
ارسال شده در: شنبه، 27 آبان ماه ، 1385 21:30:27 موضوع مطلب:
آه ... خدا ی عزیز ...
من می دانم که تمام خوبی ها از توست ولی گاهی به بدی احتیاج پیدا می کنم
گاهی اوقات از کمبود پلیدی رنج میبرم
نه اینکه شیطان مرا گول بزند ، نه ... که میدانم از شیطان قوی تر آفریدی ام
اعتراف می کنم که به خواست خودم گام به گام با شیطان تا انتهای گناه , قدم برداشته ام
ارسال شده در: يكشنبه، 28 آبان ماه ، 1385 01:51:36 موضوع مطلب: به خدا پناه می برم از ........
به خدا پناه می برم از خودم که در خلوت و تنهایی، در اوقات خوش بی کسی در منتهی الیه رسیدن به محبوب آنچنان از خود پرتاب میشوم که از خدا طلب نبودن میکنم ای کاش من هم ....
گویم ای پروردگار من را فطرتی دادی به شفافیت آب زمزم ، به زیبایی زمزمه علی در شبهای کمیل، به پاکی دم و بازدم پوسف بیابان گرد مدینه که تمام جان و زندگیمان فدای او
چرا چرا من تو را به این روشنی ندیده و به آنچه که همچون شب تاریک است دل و نگاه میبندم
چرا خدایی که مرا آفریده .............................نپرستم.چرا؟
جزء 22 حزب 44
يس 22
وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
چرا خدايی را که مرا آفريده و به نزد او بازگردانده می شويد ، نپرستم
ارسال شده در: يكشنبه، 28 آبان ماه ، 1385 22:31:35 موضوع مطلب:
خدايا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سينه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم
ستايش و مدح سپاس بر تو را زيرا که نيرويی نباشد جز به وجود تو خدايا آن را
وسيله پاکی و درمان من قرار بده
بنام خدا و به ياری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا
توکل کردم بر خدا خدايا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را
نزد توست خواسته و مي طلبم
ارسال شده در: دوشنبه، 6 آذر ماه ، 1385 19:40:56 موضوع مطلب:
الهي عشق تو در سينه دارم**اميدي بر تو من پاينده دارم
الهي عشق تو هر صبح و هر شام **مرا ريزد شرار خسته از جان
الهي جز تو ام سرمايه اي نيست ** به جز مهرت خدايا مايه اي نيست
الهي تار و پودي خسته دارم **دو دست از بند عصيان بسته دارم
الهي همتي ده در سحر گاه**ندايي سر دهم الله الله
ارسال شده در: پنجشنبه، 9 آذر ماه ، 1385 14:40:29 موضوع مطلب:
یامهدی!
ای که تنها امید بودن هستی در شبهای انتظار!
بیا و با آمدنت این انتظار شیرین را پایان باش.
بیا و دیگر به انسانها انسانیت را بیاموز.
و برای آنانی که بر گوش ها و چشمها و قلبهایشان مهر غفلت زده شده از جانب خدایت واسطه ای باش و از بدترین سرنوشت نجاتشان بخش!
بیا و اسلام را همانگونه محمد(ص)شناخت به ما بشناسان
طلوع کن و شیعه بودن را به همان شکلی که علی(ع)می گفت به ما بیاموز.
یامهدی!
بیا و ما را از هزاران اسلام و هزاران تشیع که آگاهان به عمد و ناآگاهان از روی جهل برایمان شکل داده اند برهان.
ارسال شده در: سه شنبه، 14 آذر ماه ، 1385 23:42:33 موضوع مطلب:
دانه که در خاک قرار ميگيرد با سه عمل خود را نجات ميدهد.
1- ريشه خود را به عمق زمين بند ميکند.
2- مواد غذايي زمين را جذب ميکند.
3- خاک هاي مزاحم را دفع ميکند.
************
انسان نيز بايد براي نجات و رهايي و رسيدن به فضاي باز توحيد و نجات از تاريکيهاي ماديات و هوسها و طاغوت ها همانند دانه عمل کند.
1- ريشه عقايد خود را از طريق استدلال محکم کند.(ايمان قوي)
2- از امکانات خدادادي آنچه را براي تکامل و رشد معنوي او است جذب کند.
3- تمام دشمنان را کنار زده وهر معبودي را جز خدا دفع کند.
ارسال شده در: پنجشنبه، 16 آذر ماه ، 1385 05:56:23 موضوع مطلب:
خدايا! دلهايمان را از ياد هر چيز به غير خودت دور كن و ما را از بند اسارت نفسمان رهايي ده تا هر چه مي گوييم و هر كاري كه مي كنيم فقط براي تو باشد و بس، خالصانه و بدون هيچ گونه دروغ و ريا.
ارسال شده در: شنبه، 18 آذر ماه ، 1385 15:06:04 موضوع مطلب:
خدايا از تو سپاسگذارم
خدايا به خاطر اين که هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگذارم !
خدايا به خاطر اين که هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندکي از راه راست سست مي شود ، تو با تلنگري به راهم مي آوري ، از تو سپاسگذارم !
خدايا ! ممنونم که هر زمان تو را از ياد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلايي کوچک مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم که در برابر اراده بي نهايت ، هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد !
خدايا ! از اين که مي بينم بزرگي چون تو ، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي کند ، سخت به خود مي بالم .
خدايا ! با اين که گناه کرده ام ، ناسپاسي نموده ام ، حتي گاهي از رحمت بي کرانت نا اميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام ، اما تو مهربان هر زمان که درمانده از همه چيز و همه کس شده ام ، باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري ، حمايتم کرده اي !
به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو ، چه مي توانم بگويم ؟
اين همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم ؟
خدايا ! شماره دفعاتي که در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غير ممکن ترين شرايط ياورم بوده اي ، از حساب بيرون است .
تو خود نيک مي داني که بنده ات جز چيز هايي که تو به او بخشيده اي در چنته ندارد ، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني ، عشق ، آرامش و سعادت حقيقي ياري ام کني ، چرا که بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .
خداي من ، مي دانم که با اين همه ، تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي ، زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افکند :
اگر آنان که از من روي برتافتند ، مي دانستند که چقدر مشتاق ديدارشان هستم ، هر آينه از شوق جان مي سپردند .