ارسال شده در: جمعه، 13 بهمن ماه ، 1385 17:39:09 موضوع مطلب: آثار عملی عزت حسینی
نتیجه عملی نگرش حسینی به زندگی و جهان هستی آن است که آدمی به هیچ بهایی حاضر به خواری نیست و سر برابر ذلت فرود نمیآورد؛ چه ذلت ناشی از بندگی شیطان درونی و چه ذلت ناشی از بردگی طاغوت بیرونی. کس که مانند حسین علیهالسلام میاندیشد هیچ فریضهای را بالاتر از تلاش برای سربلندی انسانها در زندگی فردی و اجتماعی نمیداند و این همان معنای دقیق اصلاحات است.
براساس همین دیدگاه است که «قرآن کریم در مجموع تعبیرات خود، پیامبران را مصلحان میخواند» و اصولا باید گفت که «اصلاحطلبی یک روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است خواه ناخواه اصلاحطلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبی است زیرا اصلاحطلبی از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است». (شهید مطهری، نهضتهای اسلامی در صدساله اخیر، ص۷).
گذر و تاملی کوتاه بر تاریخ حادثه کربلا و دقت در مجموعه گفتارهایی که در این زمینه از حضرت سیدالشهدا(ع) برای ما گزارش کردهاند به روشنی نشان میدهد که هدف اصلی آن حضرت اصلاح وضعیت جامعه اسلامی و احیای عزت و افتخاری است که در سایه ایمان به خدا به دست آورده بودند. از این روست که در آغاز سفر به صراحت نوشت که «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی» (فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص ۵۷۰).
او تن دادن خود و مسلمانان دیگر به حکمرانی کسی مانند یزید را ذلتی میدانست که از ساحت کرامت و غیرت انسانی بعید است. در همان شب نخستی که «ولید بن عتبه» امیر مدینه، به فرمان یزید به منظور اخذ بیعت، حضرت را احضار کرد، با اشاره به عزت خاندان خود و افتخار به آن و نیز ذلت یزید و پستی وی، به صراحت و قاطعیت اعلام داشت که: «همچو منی با مانند او بیعت نخواهد کرد»! (همان، ص ۲۷۲).
و بالاخره در وقتی دیگر از روز عاشورا در خطبهای سراسر حماسی، بار دیگر از لشکریان دشمن خواست تا به عزت و کرامت انسانی خود بازگردند و از او انتظار پذیرش ذلت نداشته باشند: «آگاه باشید! زنازاده فرزند زنازاده، مرا بین دو چیز مجبور کرده است؛ بین مرگ و ذلت. اما هیهات که ما خواری و ذلت را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مومنان روا نداشته است. دامنهای پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان و دارای همت والا و عزت نفس ما، هرگز اجازه نمیدهند که اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.» (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹).
بر همین اساس است که استاد شهید مطهری معتقد است: «تمام فاجعه کربلا برای این بود که امام رای خود را نفروخت. اگر امام فقط یک امتیاز را به آنها میداد نه تنها کاری به کارش نداشته، انعامها هم میکردند و امام همه آن رنجها را تحمل کرد و تن به شهادت خود و کسانش داد که همان یک امتیاز را ندهد. آن یک امتیاز، فروختن رای به عقیده بود. در آن زمان صندوق انتخاباتی نبود، جمعیت بود. جمعیت آن روز، رای دادن امروز بود. پس، امام اگر یک رای غیروجدانی و غیرمشروع میداد شهید نمیشد. شهید شد که رای و عقیده خودش را نفروخته باشد». (مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۴۶۴)