| نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
mandegar
عضو جدید


3 بهمن ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 2
|
ارسال شده در: جمعه، 13 بهمن ماه ، 1385 18:28:52 موضوع مطلب: تحریفهای عاشورا |
|
|
تحریف های عاشورا از نظر شهید مطهری ؟؟  |
|
| بازگشت به بالا |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:04:41 موضوع مطلب: |
|
|
نمونه اي از تحريف در وقايع عاشورا كه يكي از معروفترين قضايا شده است و حتي يك تاريخ هم به آن گواهي نميدهد قصه ليلا مادر حضرت علي اكبر است . البته ايشان مادري به نام ليلا داشتهاند ، ولي حتي يك مورخ نگفته كه ليلا در كربلا بوده است . اما ببينيد كه چقدر ما روضه ليلا و علي اكبر داريم ، روضه آمدن ليلا به بالين علي اكبر .
حماسه حسيني، ص25 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:09:05 موضوع مطلب: |
|
|
من در قم ، در مجلسي كه به نام آيه الله بروجردي تشكيل شده بود كه البته خود ايشان در مجلس نبودند ، { اين} روضه را شنيدم كه علي اكبر به ميدان رفت ، حضرت به ليلا فرمود كه از جدم شنيدم كه دعاي مادر در حق فرزند مستجاب است ، برو در فلان خيمه خلوت موهايت را پريشان كن ، در حق فرزندت دعا كن شايد خداوند اين فرزند را سالم بما برگرداند ؟ !
اولا ليلائي در كربلا نبوده كه چنين كند .
ثانيا اصلا اين منطق ، منطق حسين نيست .
منطق حسين در روز عاشورا ، منطق جانبازي است . تمام مورخين نوشتهاند كه هر كس اجازه ميخواست ، حضرت به هر نحوي كه ميشد عذري برايش ذكر كند ، ذكر ميكرد ، بجز براي علي اكبر فاستاذن في القتال اباه فاذن له ( 1 ) . يعني تا اجازه خواست ، گفت برو . حال چه شعرها كه سروده نشده ! از جمله اين شعر كه ميگويد :
خيز اي بابا از اين صحرا رويم
نك بسوي خيمه ليلا رويم
حماسه حسيني، ص26 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:23:09 موضوع مطلب: |
|
|
نمونه ديگري در مورد روضه ليلا براي علي اكبر كه خيلي عجيب است من در همين تهران ، در منزل يكي از علماي بزرگ اين شهر ، در چند سال پيش ، از يكي از اهل منبر كه روضه ليلا را ميخواند شنيدم و من در آنجا چيزي شنيدم كه به عمرم نشنيده بودم . گفت بعد از اينكه حضرت ليلا رفت در آن خيمه و موهايش را پريشان كرد ، نذر كرد كه اگر خدا علي اكبر را سالم به او برگرداند و در كربلا كشته نشود از كربلا تا مدينه را ريحان بكارد . يعني نذر كرد كه سيصد فرسخ راه را ريحان بكارد ! اين را گفت و يكمرتبه زد زير آواز :
"نذر علي لئن عادوا و ان رجعوا
لازرعن طريق التفت ريحانا
من نذر كردم كه اگر اينها برگردند راه تفت را ريحان بكارم . اين شعر عربي بيشتر براي من اسباب تعجب شد كه اين شعر از كجا پيدا شده ؟ بعد بدنبال آن رفتم و گشتم ، ديدم اين تفتي كه در اين شعر آمده كربلا نيست ، بلكه اين تفت سرزمين مربوط به داستان ليلي و مجنون معروف است كه ليلي در آن سرزمين سكونت ميكرده و اين شعر مال مجنون عامري است براي ليلي ، و اين آدم اين شعر را براي ليلا مادر علي اكبر و كربلا ميخوانده . تصور كنيد اگر يك مسيحي يا يك يهودي يا يك آدم لامذهب آنجا باشد و اين قضايا را بشنود ، آيا نخواهد گفت كه تاريخ اينها چه مزخرفاتي دارد ؟ آنها كه نميفهمند كه اين داستان را اين شخص از خودش جعل كرده است ،بلكه ميگويند العياذ بالله زنهاي اينها چقدر بيشعور بودهاند كه نذر ميكردند از كربلا تا مدينه را ريحان بكارند . اين حرفها يعني چه ؟ |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:29:08 موضوع مطلب: |
|
|
( حاجي نوري ) ميگويد در همان گرما گرم روز عاشورا كه ميدانيد مجال نماز خواندن هم نبود ، اما نماز خوف خواند و با عجله هم خواند . حتي دو نفر از اصحاب آمدند و خودشان را سپر قرار دادند كه امام بتواند اين دو ركعت نماز خوف را بخواند ، و تا امام اين دو ركعت نماز را خواندند ، اين دو نفر در اثر تيرهاي پياپي كه ميآمد از پا در آمدند .
[color=darkred]مجالي براي نماز خواندن به اينها نميدادند ، ولي گفتهاند در همان وقت امام فرمود حجله عروسي را بيندازيد ، من ميخواهم عروسي قاسم با يكي از دخترهايم را در اينجا ، لااقل شبيه آن هم كه شده ببينم ، من آرزو دارم ، آرزو را كه نميشود به گور برد ! [/color]
شما را بخدا ببينيد حرفهائي را كه گاهي وقتها از يك افراد در سطح خيلي پايين ميشنويم كه مثلا ميگويند من آرزو دارم عروسي پسرم را ببينم ، آرزو دارم عروسي دخترم را ببينم ، به فردي چون حسين بن علي نسبت ميدهند ، آن هم در گرما گرم زدو خورد كه مجال نماز خواندن نيست ! و ميگويند حضرت فرمود من در همين جا ميخواهم دخترم را براي پسر برادرم عقد بكنم و يك شكل از عروسي هم كه شده است در اينجا راه بيندازم . يكي از چيزهايي كه از تعزيه خوانيهاي قديم ما هرگز جدا نميشد عروسي قاسم نو كدخدا ، يعني نو داماد بود ، در صورتي كه اين در هيچ كتابي از كتابهاي تاريخي معتبر وجود ندارد . حاجي نوري ميگويد ملا حسين كاشفي اولين كسي است كه اين مطلب را در كتابي بنام روضه الشهداء نوشته است و اصل قضيه صددرصد دروغ است . بقول آن شاعر كه گفت :
بس كه ببستند بر او برگ و ساز
گر تو ببيني نشناسيش باز
حماسه حسيني،ص28 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 8 اسفند ماه ، 1386 11:42:20 موضوع مطلب: |
|
|
در كتاب اسرار الشهاده نوشته شده است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار نفر بود . بايد سؤال كرد اينها از كجا پيدا شدند ؟ اينها همه در كوفه بودند ، مگر چنين چيزي ميشود ؟ ! و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت !
با بمبي كه در هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند ، و من حساب كردم كه اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، كشتن سيصدهزار نفر ، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت ميخواهد . بعد كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نميآيد ، گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بوده است !
همين طور درباره حضرت ابوالفضل گفتهاند كه بيست و پنج هزار نفر را كشت كه حساب كردم اگر در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، شش ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت ميخواهد . پس حرف اين مرد بزرگ ، حاجي نوري را باور كنيم كه ميگويد : اگر كسي بخواهد امروز بگريد، اگر كسي بخواهد امروز ذكر مصيبت كند ، بايد بر مصائب جديده ابا عبدالله بگريد ، بر اين دروغهائي كه به اباعبدالله عليه السلام نسبت داده ميشود ، گريه كند .
حماسه حسيني،ص29 |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
ghoghnus
معاون مدیر انجمن

5 خرداد ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 285
|
ارسال شده در: يكشنبه، 13 دي ماه ، 1388 11:49:52 موضوع مطلب: علم و عزای حسین (علیه السلام) |
|
|
استاد شهید مطهری(ره) در کتاب حماسه حسینی و تحریفات عاشورا، "عَلَم "را عنصری وارداتی و غیر اصیل از سوی ارتودکسهای ارمنستان معرفی می نماید. البته رویکرد اساسی در اتخاذ چنین موضعی از سوی استاد شهید مطهری(ره) برخاسته از نگرش التقاط ستیز ایشان باید دانست. استاد شهید مطهری(ره) قهرمان مبارزه با تحریف و التقاط دینی بود وبا همین رویکرد هر چیز و لو اندکی در تضاد با گوهر اصیل دین و تشیع ناب بود بر نمی تافت و از ساحت دیانت می زدود.
در این نوشتار به دنبال پاسخگویی به این سوال هستیم که آیا کارکرد فرهنگی – تربیتی "عَلَم" در میان مردم و در فرهنگ عامه تداعی کننده التفاط دینی هست یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال به بررسی جزء به جزء اجزا" علم" و نمادشناسی" علم" می پردازیم.
ادامه این مطلب رو از سایت تبیان دنبال کنید...
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2010/1/3/111948.html |
|
| بازگشت به بالا |
آفلاين |
|
|
|
|