ارسال شده در: سه شنبه، 7 فروردين ماه ، 1386 17:19:36 موضوع مطلب: از ویژگیهای مهم استاد شهید مطهری
از ويژگىهاى مهم استاد شهيد مرتضى مطهرى ـ قدس سره ـ به بيان اسوه و مقتداى او يعنى امام راحل ـ قدس سره ـ اين بود كه «با قلمى روان و فكرى توانا در تحليل مسايل اسلامى و توضيح حقايق فلسفى با زبان مردم و بىقلق و اضطراب به تعليم و تربيت جامعه پرداخت و آثار قلم و زبان او بىاستثنا آموزنده و روانبخش است»
ارسال شده در: سه شنبه، 24 ارديبهشت ماه ، 1387 10:31:03 موضوع مطلب:
دبيرستان ميرفتم و دكتر مقدادي انگليسي درس ميدادند. امتحان زبان داشتم كه آن روزها شفاهي هم امتحان ميگرفتند. دكتر مقدادي از من خيلي خوشش ميآمد. يك روز از من پرسيد كه پدرم چه كاره است و من گفتم كه استاد الهيات و معارف اسلامي است. لبخندي زد و حس كردم كه راضي است.
گمان ميكردم شاهكار زدهام و حالا كه اين حرف را به پدرم بگويم، تشويقم ميكنند و ميگويند باريكلا پسر! وقتي به ايشان گفتم: نگاهي به من كردند و گفتند: اشتباه كردي، بايد ميگفتي پدرم روحاني است. استاد دانشگاه بودن كه شأني ندارد. اما روحانياي كه حقيقتاً نوراني عارف و مهذب باشد داراي شأن و ارزش بالايي است.
راوي: دكتر مجتبي مطهري
ارسال شده در: سه شنبه، 24 ارديبهشت ماه ، 1387 10:32:31 موضوع مطلب:
پدرم بسيار متوجه حال و وضعيت زيردستان بودند. مثلاً در دانشكده دائما ًاز خدمتكارها ميپرسيدند غذا خورديد؟ چه خورديد؟ غالباً از منزل غذا ميبردند و اگر دانشكده غذا ميداد تا نصف آن را به خدمتكارهاي دانشكده نميدادند غذا نميخوردند. از دستور دادن به ديگران به شدت ابا ميكردند و اگر هم ناچار ميشدند با خواهش و خضوع همراه بود. تجسم مطلق مكارم اخلاق بودند و اعتقاد داشتند استاد و خدمتكار، همه بندهي خدا هستند و شئوناتي كه برخي از افراد براي خود قايل ميشوند نشانهي تنگنظري آنهاست.
پدرم دايماً به فقرا كمك ميكردند. اين كمكها را يا ما ميبرديم يا به رانندهشان ميدادند. بعد از شهادتشان مردم ميآمدند و ميگفتند: كه پدر، جان بچهي آنها را خريدهاند. به بيماران سر ميزدند و نسبت به درد ديگران بسيار حساس بودند و تا جايي كه دستشان ميرسيد، مشكلات ديگران را رفع ميكردند. بسيار مسايل روحي و تهذيب اخلاق توجه داشتند.
راوي: مجتبي مطهري
منبع: مجله ي شاهد ياران صفحه ي 54 فروردين و ارديبهشت 1385