حضرت امام خميني (قدس سره) :
من فرزند بسيار عزيزي را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه از شخصيت هایي بود كه حاصل عمرم محسوب مي شد.
صحيفه نور ج 6 صفحه 109- تاریخ 12/2/1358
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - مصاحبه ای جدید با شهید مطهری ره
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » فلسطین و صهیونیزم

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع      
مصاحبه ای جدید با شهید مطهری ره
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
khadem
معاون مدیر انجمن


20 تير ماه ، 1385
تعداد ارسالها: 99
محل سكونت: qom

ارسال ارسال شده در: جمعه، 23 تير ماه ، 1385 22:34:59    موضوع مطلب: مصاحبه ای جدید با شهید مطهری ره پاسخ همراه با اعلان

روزنامه جام جم در تاریخ جام‌جم تاریخ: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۲ مقاله ای را درج کرده بود که نویسنده آن (حسین هوشمند) با مروری بر آثار شهید مطهری ، دیدگاه های شهید در مساله فلسطین و روشنگری درباره اسرائیل را در قالب مصاحبه ارائه داده است .


خلاصه : به عقیده ایشان یهودیان یک نژاد باهوش و متقلب‌اند، که برای رسیدن به اهدافشان، بر شاهرگ‌های اقتصادی و فرهنگی جهان دست گذاشته‌اند. زمانی که مسلمانان، فلسطین را فتح کردند. فلسطین در اختیار مسیحیان بود نه یهودی‌ها. یهودی‌ها که از آزار ملت‌های غیر مسلمان به ستوه آمده بودند، تصمیم گرفتند در یک جا مرکزیت پیدا کنند. و با راهنمایی و کمک انگلیس، فلسطین را اشغال کردند. از طرفی یهودیان بیشتری به اسرائیل فرستاده شدند و به آنها اسلحه داده شد تا با مسلمانان مخالف بجنگند. ما وظیفه داریم،‌ به عنوان مسلمان، فلسطینیان را از جهت مالی کمک کنیم.


متن مصاحبه :

استاد! لطفا توضیح مختصری درباره قوم یهود و تاریخچه حضور یهودیان در این منطقه بیان فرمایید.

«این‌ها شاید باهوش‌ترین مردم دنیا باشند؛ یک نژاد فوق‌العاده باهوش و متقلب. این نژاد باهوش و متقلب همیشه دستش روی آن شاهرگ‌های جامعه بشریت است؛ شاهرگ‌های اقتصادی و شاهرگ‌های فرهنگی[۱].»

«الان خبرگزاری‌های بزرگ دنیا ـ که یکی از آن شاهرگ‌های خیلی حساس است ـ به دست یهود می‌چرخد، برای این‌که قضایا را تا حدی که برایشان ممکن است و آن‌طور که خودشان می‌خواهند به دنیا تبلیغ کنند و برسانند. در هر مملکتی اگر بتوانند، آن شاهرگ‌ها را ـ وسایل به قول امروزی‌ها ارتباط جمعی مثل مطبوعات و به‌طور کامل آن‌جاهایی که فکر ما را می‌شود تغییر داد ـ تحریف کرد، تبلیغ کرد و گرداند و نیز شاهرگ‌های اقتصادی را در [در دست می‌گیرند.][۲]»

«در میان هر قومی در لباس خود آن قوم ظاهر می‌ِشوند و افکار و اندیشه‌های خودشان را از زبان خود آن مردم پخش می‌کنند، منویات خودشان را از زبان آن مردم می‌گویند.[۳]»

«مدعی هستند که در ۳ هزار سال پیش دو نفر از ما «داوود و سلیمان» برای مدت موقتی در آن‌جا [فلسطین] سلطنت کرده‌اند. تاریخ را بخوانید؛ در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کی بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کی بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟ ... روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین در اختیار مسیحی‌ها بود نه در اختیار یهودی‌ها و اتفاقا مسیحی‌ها که با مسلمین صلح کردند، یکی از مواردی که در صلح‌نامه گنجاندند این بود که شما یهود را در این‌جا راه ندهید ... یهودی‌های دنیا بعد از این‌که از ملت‌های غیرمسلمان زجر و شکنجه و آزار می‌بینند (در روسیه، آلمان و بسیاری از نقاط دنیا)، بزرگانشان می‌نشینند می‌گویند تا وقتی‌که ما در اطراف دنیا متفرق هستیم، در هر جا اقلیتی هستیم، سرنوشت ما همین است. ما باید مرکزی را انتخاب کنیم و همه‌مان آن‌جا جمع شویم، اتباع مذهب یهود آن‌جا جمع شوند. اول هم جایی را که فکر نمی‌کنند، فلسطین است؛ جاهایی دیگر را فکر می‌کنند. بعد جنگ بین‌الملل اول پیش می‌آید ... متفقین با عثمانی‌ها می‌جنگند. (من نمی‌خواهم از عثمانی‌ها دفاع کنم ولی هر چه بود، حکومت واحدی بود؛ اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود.) اعراب ساده‌لوح که از حکومت عثمانی به ستوه آمده بودند تحریک متفقین را پذیرفتند. از داخل، علیه حکومت عثمانی جنگیدند و به وعده این‌که به خود آن‌ها در مقابل عثمانی‌ها استقلال بدهند. انگلیسی‌ها به این‌ها قول قطعی دادند که ما به شما استقلال می‌دهیم به شرط این‌که به نفع ما با عثمانی‌ها بجنگید. این بیچاره‌ها جنگیدند. در خلالی که این بدبخت‌های نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان می‌جنگیدند،‌ انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهیونیسم ـ که تازه تشکیل شده بود ـ محکم کرد که فلسطین را به شما می‌دهیم در قلب کشورهای اسلامی. جامعه ملل به‌وجود می‌آید (عدالت را ببینید!) و تصویب می‌کند که در دنیا ملت‌هایی هستند (مخصوصا ملت‌هایی که از عثمانی جداشده‌اند) که چون رشد ندارند، ما باید برایشان سرپرست معین کنیم تا این‌ها را اداره کنند. در واقع می‌خواستند ارثیه عثمانی‌ها را تقسیم کنند. قسمتی از آن‌ها را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و ... از جمله جاهایی که انگلستان گرفت فلسطین بود. گفت من قیم و سرپرست شما هستم؛ رسما شد کفیل. بعد به صهیونست‌ها وعده داد (وعده معروف بالفور) که من این‌جا را به شما می‌سپارم. «صهیونیست‌ها» یعنی یهودیانی که ده‌ها قرن بود که در گوشه‌های دیگر دنیا زندگی می‌کردند و از نژادهای دیگر بودند. من خودم فکر می‌کردم که یهودیان موجود، همه از نسل اسرائیل‌اند. حالا می‌بینیم تاریخ تشکیک می‌کند، می‌گوید این حرف دروغ است. بسیاری از یهودی‌ها اصلا از نسل اسرائیل نیستند؛ جامع مشترکشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است. یهودیانی که در اطراف و اکناف دنیا زندگی می‌کردند، فقط به دلیل این‌که فرنگی‌ها به این‌ها زجر داده‌اند و این‌ها دنبال نقطه‌ای می‌گردند که آن‌جا جمع شوند و به‌دلیل این‌که مردم خیانت‌پیشه‌ای هستند و به دلیل این‌که کتاب مقدسشان به آن‌ها اجازه داده که اگر به سرزمینی رفتید، رحم نباید در شما وجود داشته باشد و از هیچ وسیله‌ای برای پیشبرد هدفتان امتناع نکنید، بعد که انگلستان وسیله مهاجرتشان را فراهم کرد، به این سرزمین مهاجرت کردند و زمین‌ها را خریدند...

یهودیان اروپایی و آمریکایی که آمدند از جمله با بدبختی‌هایی که به‌وجود آورده‌اند، این است که سربار یهودیان اصیلی هستند که حق دارند از آن‌جا زندگی کنند. یک عده روشنفکر در میان اعراب بود؛ قیام کردند، انقلاب کردند. این‌ها را کشتند. اعدام کردند، به دار کشیدند. مرتب یهودی‌ها را فرستادند. همین که عده زیاد شد، اسلحه زیادی هم در میانشان پخش کردند. بعد این‌ها افتادند به جان مسلمانان بومی؛ کشتند و زدند و بعد هم آواره کردند پشت سر یکدیگر از کشورهای اروپایی مهاجرت می‌شد. آمدند و آمدند ... .

هدف مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آن‌جا تشکیل شود؟ خیلی اشتباه کرده‌اید، خیلی هم اشتباه می‌کنیم. او می‌داند که یک دولت کوچک، بالاخره نمی‌تواند آن‌جا زندگی کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‌اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمان فرامرزی این اسرائیلی که من می‌شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‌کند، می‌گوید شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‌اند ملک سلیمان! هر چه بگویی آقا! آن تشبیه است، می‌گوید سند از این بهتر می‌خواهید؟ [۴]»

چه لزومی دارد از فلسطینیان و مبارزه آن‌ها با صهیونیست‌ها حمایت کنیم در حالی‌که وضعیت فعلی کشور خودمان مشکلات زیادی دارد؟

«مرتب دروغ در مغز ما کردند که این یک مساله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمان فرامرزی اگر مربوط به این‌هاست و مذهبی نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب برای این‌ها پول می‌فرستند؟».[۵]

«آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالی به آن‌ها بکنیم؟ آیا این‌ها مسلمان نیستند، عزیزان ندارند؟ آیا آن‌ها برای حق مشروع بشری قیام نمی‌کنند؟ کیست که امروز منکر شود که فلسطینی‌های آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟».[۶]

«اولین سوالی که بعد از مردن از ما می‌کنند همین است که در زمینه همبستگی اسلامی چه کرده‌اید؟ پیغمبر فرمود: هر کس بشوند صدای مسلمانی را که فریاد می‌کند: «یا للمسلمین» مسلمانان به فریاد من برسید و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست، من او را مسلمان نمی‌دانم».[۷]

ما به مردم فلسطین چه کمک‌هایی می‌توانیم بکنیم؟

«افرادی در میان آن‌ها هستند که والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‌جنگند».[۸]

به‌وسیله مال که می‌توانیم کمک کنیم والله این اتفاق واجب است، مثل نمازخواندن و روزه گرفتن واجب است».[۹]

نظر شما در مورد عملیات‌های استشهادی چیست؟ و شهادت جوانان فلسطینی چه تاثیری بر ادامه انتفاضه دارد؟

«مراجع تقلید بزرگی ... رسما فتوا داده‌اند که کسی که در آن‌جا کشته می‌شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست».[۱۰]

«مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فانی‌شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند.»[۱۱]

«درس دیگری که باید جامعه بگیرد این است که به هر حال باز هم در جامعه زمینه‌هایی که شهادت را ایجاب کند پیدا می‌شود؛ از این نظر باید عمل قهرمانانه شهید از آن جهت که به او تعلق دارد و یک عمل آگاهانه و انتخاب‌شده است و به او تحمیل نشده است بازگو شود، و احساسات مردم شکل و رنگ و احساس آن شهید را بگیرد.»[۱۲]

«شهید به خون خود، و در حقیقت به تمام وجود و هستی خود ارزش و ابدیت و جاودانگی می‌بخشد. خون شهید برای همیشه در رگ‌های اجتماع می‌جهد.»[۱۳]

نحوه مواجهه ائمه (ع) با موارد مشابه مسائل امروز جهان اسلام چگونه بوده است؟

«روزی علی بن ابیطالب شنید دشمن به کشور اسلامی حمله کرده است. بعد فرمود: شنیده‌ام زینت یک زن مسلمان را یا زنی که در حمایت مسلمانان است گرفته‌اند؛ شنیده‌ام دشمن سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته یا اسیر کرده است، معترض زنان آن‌ها شده است، زیورها را از گوش و دست زن‌ها جدا کرده است. بعد همین علی بن ابیطالب ـ که ما اظهار تشییع او را می‌کنیم و نسبت به او حساسیت‌های بی‌معنی و دروغین نشان می‌دهیم ـ گفت؟: «فلو آن امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما بل کان به عندی جدیدا» اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست.»[۱۴]

لطفا در مورد ارتباط عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت امام حسین (ع) با مسائل روز توضیح بفرمایید.

«حسین بن علی به امر به معروف و نهی از منکر ارزش داد؛ اسلام برای امر به معروف و نهی از منکر ارزش درجه اول قائل است، یعنی آن را یکی از ارکان تعلیمات خودش می‌داند، اگر این رکن نباشد سایر تعلیمات نمی‌توانند کار کنند، این‌ها درست، ولی ما چه‌کار کنیم؟ آیا ما دائم از گذشته صحبت کنیم؟ یا گذشته برای آینده است؟ آینده و گذشته را باید به یکدیگر مربوط و متصل کرد. از نهضت حسینی در همین زمینه باید استفاده کرد، مردم را آگاه نمود.»[۱۵]

«ولله و بالله ما در برابر این قضیه مسئولیم. به خدا قسم ما غافل هستیم. والله قضیه‌ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است.»[۱۶]

توصیه جنابعالی به مجالس عزاداری در این زمینه چیست؟

«اگر می‌خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‌گفت برای من عزاداری کنید، می‌گفت چه شعاری بدهید؟ آیا می‌گفت بخوانید «نوجوان اکبر من» یا می‌گفت بگویید: «زینب مضطرم الوداع، الوداع»؟! چیزهایی که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این جور شعارهای ذلت‌آور تن ندادم و یک کلمه از این حرف‌ها را نگفتم. اگر حسین بن علی بود می‌گفت: اگر می‌خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیز بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد شمر امروز [شارون] است شمر هزار و [چهارصد] سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس.»[۱۷]


..................

پی‌نوشت‌ها:

1- سیری در سیره نبوی، ص ۱۵۵
2- همان، ص ۱۵۶
3- همان، صص ۱۵۶ و ۱۵۷
4- حماسه حسینی، ج ۱، صص ۲۸۸ تا ۲۹۰
5- همان، ج ۱، ص ۲۹۱
6- همان، ج ۱، ص ۲۹۲
7- همان، ج ۱، ص ۲۹۳
8- همان، ج ۱، ص ۲۹۲
9- همان، ج ۱، صص ۲۹۲ و ۲۹۳
10- همان، ج ۱، ص ۲۹۳
11- قیام و انقلاب مهدی (عج)، ص ۶۶
12- همان، ص ۱۰۰
13- همان، ص ۸۹
14- حماسه حسینی، ج ۱، ص ۲۹۲
15- همان، ج ۱، ص ۲۸۷
16-همان، ج ۱، ص ۲۹۱
17- همان، ج ۱، ص ۲۹۱

_________________
سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل شناسه Yahoo آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع       زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شود.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.14 ثانیه